پاسخ گورباچف به نامه امام



پاسخ گورباچف به پیام امام‌خمینی

پیام امام‌خمینی در ۱۳ دی ۱۳۶۷ توسط هیأت منتخب ایشان مرکب از آیت‌الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدیده‌چی‌ دباغ، در مسکو به گورباچف تحویل گردید.(۱۰) گورباچف نیز هشت هفته بعد پاسخ رسمی خود را توسط «ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی، در تهران تسلیم امام‌خمینی کرد. گورباچف در این پاسخ، برای نامه امام ارج فراوان قائل شده بود ولی از متن جوابیه وی پیدا بود که ابعاد معنوی پیام امام را درک نکرده است. زیرا صرفاً تلاش کرده بود تا از یکسو اقدامات خود در جهت ترویج آزادیهای سیاسی در شوروی را تشریح کند و از سوی دیگر دستاوردهای اقتصادی کمونیسم را از ۱۹۱۷ به بعد توصیف نماید.
«ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی روز هفتم اسفند ۱۳۶۷ پاسخ گورباچف را در حسینیه جماران به اطلاع امام‌خمینی رساند. در این دیدار که آقایان علی‌اکبر ولایتی وزیر امورخارجه، محمدجواد لاریجانی، و علیرضا نوبری حیرانی سفیر وقت ایران در مسکو حضور داشتند، وزیر خارجه شوروی ابتدا پیام کتبی میخائیل گورباچف را به امام‌خمینی تسلیم کرد و سپس اظهار داشت:(۱۱)
از حضرت امام بسیار متشکرم از این فرصتی که برای ملاقات با شما به دست آوردم. مأموریت دارم پیام جوابیة میخائیل سرگئی گورباچف را تسلیم حضرت امام کنم. سعی خواهم کرد به طور خیلی مختصر محتوای این پیام را برای شما عنوان نمایم. ابتدا می‌خواستم عرض کنم که خود واقعیات تبادل پیام‌‌ها بین رهبران کشور ما یک پدیده منحصر به فرد در روابط فیمابین است. اعتقاد ما بر این است که شرایطی پیش آمده است تا روابط فیمابین دو کشور ما وارد یک مرحله کیفی جدیدی شود برای همکاریها در تمامی زمینه‌ها.
آقای گورباچف در پیام خود اشاره می‌کنند که پیام جنابعالی خطاب به دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی از مفاهیم فراوان سرشار است. تمامی اعضای هیأت رهبری شوروی متن پیام جنابعالی را مطالعه کردند. شکی نیست که ما در موارد عمده‌ای اتفاق نظرداریم اما مواردی هست که ما اختلاف نظر داریم، اما این مهم نیست.
پیام شما ملاحظات عمیق راجع به سرنوشت بشریت دارد. آقای گورباچف عقیده دارند که ما در مهمترین مورد اتفاق نظر داریم یعنی انسانها باید یاور یکدیگر باشند تا بشریت فناپذیری به خود بگیرد. چنانچه انسان‌ها متحد نشوند خطر فاجعه برای بشریت وجود دارد، چون امکانات بالقوه برای به وجود آوردن چنین فاجعه توسط خود انسانها ایجاد شده است.
آقای گورباچف معتقد است که مبارزه در راه نیل به یک دنیای عاری از سلاح هسته‌ای و آزاد از زور وظیفه تمامی ملتهاست. و اما راجع به سیاست خارجی اتحاد شوروی، هدف ما تعمیم رجحان ارزشهای مشترک برای تمامی ملتها و برتری این ارزشها بر تمامی منافع دیگر چه طبقه‌ای و چه ملی است.
آقای گورباچف به شما می‌نویسد که حرفهای امام راجع به حسن نیت رهبری ایران جهت داشتن روابط حسنه و حسن همجواری با اتحاد شوروی با واکنش خوب از طرف رهبران شوروی مواجه شده است. ما دارای یک مرز بسیار طولانی هستیم همچنین دارای سنن دیرینة مناسبات و روابط فرهنگی بین دو ملت هستیم. ما اساس خوبی داریم برای استمرار مناسبات بر پایه جدید. یعنی بر پایه اصول احترام متقابل، تساوی حقوق و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.
آقای گورباچف می‌نویسد که در سیاست بین‌المللی، ما پیرو یک اصل اساسی هستیم یعنی اصل احترام به آزادی انتخاب برای هر انسان و هر ملت. نتیجتاً کشور ما و تمامی ملت ما از انقلاب بزرگ شما حسن‌ استقبال کرده است. استبداد شاهنشاهی در ایران مردم خود را استثمار کرده و از روش های واقعاً بربریت استفاده می‌کرده و شرافت و آبروی ملت خود را پایمال کرده برای جلب رضایت نیروهای خارجی. انقلاب شما انتخاب ملت شما بوده است و ما از این همیشه پشتیبانی کرده و می‌کنیم.
ْآقای گورباچف در پیام خود می‌نویسند که ملت ما نیز انتخاب خود را به عمل آورده و این در سال ۱۹۱۷ بود. در رهگذر ما، هم مشکلات بزرگی بود و هم موفقیت‌های چشمگیری بوده. هم اشتباهات وخیمی بوده است و هم نقض حقوق بشر بوده که ما با این اشتباهات خود را اصلاح می‌کنیم و آن را محکوم می‌کنیم. علی‌رغم تمامی مشکلات، ما از دستاوردهای خود توانستیم دفاع کنیم چون انتخاب مردم راست بوده است. می‌خواستم به استحضارتان برسانم که مسئلة آزادی انتخاب در دستور روز زندگی بین‌المللی کنونی نیز هست. ما برای خود سئوالی داریم چرا که باید راه برای ادامة رهگذر پیدا کنیم: آیا این راه ما راه کهنه و دگماتیک است یا راه جدید و انقلابی؟ انتخاب ما به نفع راه دوم است، ما در کشورمان انقلاب داریم؟ اما یک انقلاب مسالمت‌آمیز بدون سنگرها و بدون توسل به زور، ما می‌خواستیم که حضرت امام بدانند که در کشور ما روند تجدید و بازسازی ادامه دارد. بازسازی اقتصادی و سیاسی، تجدید ارزیابی‌های ما و طرز تفکر ما و تجدید نظریاتی که ما قبلاً داشتیم.
آقای گورباچف اشاره می‌کند که تحولات عظیمی در جهان، اخیراً پدید آمده و فکر می‌کنیم می‌شود گفت که ما در آستانة یک نظام جدید اقتصادی و سیاسی قرار داریم. توافق‌های بسیار مهم به امضا رسیده است یک کلاس از سلاحهای هسته‌ای از بین می‌رود.
دورنمای خوبی برای از بین بردن سلاح شیمیایی باز شده است و همین‌طور دورنمای خوبی برای جلوگیری از تقابل نظامی دولت‌ها، اما این هدیة امپریالیستها نیست، این ارادة ملتهاست و ارادة زمان است. چارة دیگری وجود ندارد، مسابقة تسلیحاتی و آوردن آن به فضا منجر به فاجعة بشریت خواهد بود. در مناطق مختلف دنیا مناقشات خونین دارند به پایان می‌رسند.
ما از خاتمه جنگ ایران و عراق با صراحت حسن استقبال می‌کنیم، برای همکاری با شما جهت استحکام صلح در خاورمیانه و نزدیک و تمامی جهان آمادگی داریم. حضور وسیع نظامی در خلیج‌فارس مورد نگرانی ما است. منظورم حضور نظامی کشورهای خارج از منطقه است. این پدیده بسیار خطرناک است و باید آن را به اتمام رساند.
ما می‌خواهیم با موفقیت در امر حل و فصل عادلانة مناقشه افغانستان نیز با شما همکاری خوبی داشته باشیم، بگذاریم که مردم افغانستان سرنوشت خود را خودشان بدون دخالت از خارج تعیین نمایند.
شواردنادزه افزود: یک نکتة دیگر از پیام آقای گورباچف اینکه: ایشان اظهار آمادگی می‌کنند برای گسترش همکاریهای اقتصادی و همکاری در زمینه‌هایی که ما قبلاً همکاریهای خوبی داشته بودیم. ما برای برقراری و ادامة تماسها بین انسانها، نمایندگان محافل اجتماعی و روحانیون نیز آمادگی داریم. آنها از این دعوت جنابعالی استفاده خواهند کرد.
در پایان، فرستادة ویژة رهبر شوروی گفت: این بود محتوای اصلی پیام آقای گوباچف. ایشان بهترین آرزوها و سلام خود را به جنابعالی می‌رسانند و خواهان طول عمر جنابعالی به نفع و سعادت ایران هستند.


بازتاب نامـه امـام



بازتاب نامه امام به گورباچف در میان صاحب نظران آذربایجان

ایلقار ابراهیم اوغلو
«روشن احمدلی»،
«روشن نوروز اوغلو»
ماییس صفرلی»، رهبر حزب «یوردداش»

در هفدهمین سالروز ابلاغ پیام تاریخی امام خمینی (ره) به میخاییل گورباچف، آخرین رهبر شوروی، پیش از فروپاشی این امپراتوری، صاحب‌نظران جمهوری آذربایجان، عمل به مفاهیم مطرح شده در این پیام تاریخی را در بر دارنده صلح و امنیت جهانی و بهترین راه خروج از بحران نظامی‌گری موجود در جهان دانستند.

حاج «ایلقار ابراهیم اوغلو»، رهبر جمعیت دینی جمعه و امام جماعت مسجد جمعه ایچری شهر باکو، با اشاره به این که هنوز ابعاد عالی شخصیت امام خمینی (ره) ناشناخته باقی مانده است، اظهار داشت: نامه تاریخی امام خمینی (ره) به گورباچف،صرفا پیام به یک شخص یا رهبر یک کشور و نظام نبود، بلکه این نامه، پیامی برای کل دنیا و روشنفکران و مدعیان عقل و عقلانیت بود که مفاهیم عالی اسلامی را برای کل تبیین می‌کرد.

حاج ایلقار ابراهیم اوغلو، با تاکید بر ضرورت انجام کارهای علمی عمیق برای درک و تبیین مفاهیم عمیق پیام تاریخی امام خمینی (ره) به گورباچف افزود: امام خمینی در این پیام تأکید کرد که اسلام، دین عقلانیت و منطق است؛ اسلام، متفکرانی همچون ابن سینا، سهروردی و محی‌الدین عربی تربیت کرده؛ اسلام، دین تفکر و فلسفه و ذوق عرفانی است؛ اسلام، دین وجدان و عدالت است و تشنگی امروز بشر به عدالت را می‌تواند کاملا برطرف شود و بشر را از منبع عدالت سیراب کند.

رهبر جمعیت دینی جمعه باکو با درخواست از خداوند برای دادن لیاقت پیروی از راه امام راحل برای همه مسلمانان گفت: امام در پیام تاریخی خود، نحوه بندگی واقعی به درگاه خداوند را نشان داد، ایشان نشان داد که دنیا هر سلاحی داشته باشد، در برابر ایمان عاجز و بی‌اثر است.

حاج ایلقار ابراهیم اوغلو همچنین با تأکید بر ضرورت درس گرفتن از پیام تاریخی امام خمینی (ره) به گورباچف برای خروج جهان کنونی از بحران افزود: این نامه نشان داد که امام مرد گفت‌وگوست و می‌تواند به زبانی قابل فهم دنیا و مبتنی بر واقعیات موجود جهان، همگان را به برقراری عدالت و جامعه‌ای سالم فرابخواند. به همین خاطر، همه مستضعفان جهان و فیلسوفان و متفکران واقعی و عرفای دنیا به امام عشق می ورزند. امام حتی به متفکران و فیلسوفان کمونیسم که ظاهرا جویای عدالت و مساوات بودند، به زبانی قابل فهم برایشان وجود عدالت حقیقی در اسلام را نشان داد و نمایان ساخت که درهای عصمت تا کجا باز است.

حاج ایلقار ابراهیم اوغلو ادامه داد: امروز نیز مسلمانان باید برای فراخوان قدرت‌مداران به مسیر صلح و عدالت، باید رونوشت همان پیام تاریخی را برای آنان بفرستند.

«روشن احمدلی»، معاون حزب اسلام جمهوری آذربایجان، نیز در این باره گفته است: امام خمینی (ره) در پیام تاریخی خود به آخرین رهبر شوروی، کل دنیا را به ایمان و عدالت حقیقی و اتحاد حول محور آن و اداره دنیا بر پایه صلح و امنیت فراخواند و طبیعتا این پیام صرفا متوجه گورباچف نبود، بلکه مخاطب آن همه رهبران دنیا و خواستاران صلح و عدالت است.

روشن احمدلی با تأکید بر این‌که پیام امام به گورباچف به‌ رغم گذشت هفده سال همچنان تازگی خود را برای مظلومان و نیز ظالمان حفظ کرده است، افزود: امام در این پیام به بشریت نشان داد که برای نجات از بحرا‌ن‌ها باید اصول دین اسلام را بیاموزند و به آن عمل کنند و امروز نیز پیام‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی و دکتر محمود احمدی نژاد به مسلمانان و رهبران دیگر کشورها، ریشه در همان پیام تاریخی امام خمینی دارد و از آن قدرت می‌گیرد.

«روشن نوروز اوغلو»، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل امنیتی و سیاسی جمهوری آذربایجان نیز گفت: گذشت هفده سال از زمان صدور پیام تاریخی امام خمینی (ره) به گورباچف، درستی همه مفاهیم این پیام را که در قرن بیستم صادر شد و نه تنها در قرن ۲۱ و تا قرون آینده ماندگار خواهد بود، به اثبات رسانده است.

روشن نوروز اوغلو افزود: امام خمینی در آن پیام تاریخی رهبر یکی از قدرت‌های حاکم بر جهان را به رعایت اصول اسلامی و حقوق و معنویات و اخلاق فراخواند و نشان داد که تنها راه برقراری دولتی که به انسان‌هایش حقیقا خدمت کند و راه اعتلا بپیماید، تفکر و ایدئولوژی اسلامی است، زیرا تا هنگامی که کشورها و قومیت‌ها و ملت‌ها از اصل عدالت اسلامی دور افتاده‌اند، در برابر شیاطین مغلوب خواهند شد و از بین خواهند رفت.

این تحلیلگر امور امنیتی و سیاسی جمهوری آذربایجان، با اشاره به دروغین بودن تبلیغات آمریکا و قدرت‌های شیطانی علیه جمهوری اسلامی ایران گفت: زمانی ‌که من در سال ۱۹۸۲ در ترکیب نیروهای شوروی به افغانستان اعزام شده بود، در آنجا مطبوعات آمریکایی و آلمانی و فرانسوی را مطالعه می‌کردیم که هر روز تأکید می‌کردند، انقلاب اسلامی ایران، محکوم به شکست است و به زودی نابود خواهد شد، اما اکنون که پس از گذشت سال‌ها، وارد سال ۲۰۰۷ شده‌ایم، دروغین بودن آن تبلیغات آشکار شده و برعکس آن تبلیغات، ایران به عنوان کشوری که در سطح جهانی خود مطرح کرده است، شناخته می‌شود و وارد جرگه قدرت‌های برتر شده است.

این تحلیلگر مسائل امنیتی و سیاسی جمهوری آذربایجان ادامه داد: دستیابی به فناوری اتمی نیز هدیه خداوند به ایران است و تا وقتی که ایران از ارزش‌های اسلامی خارج نشده است، نفوذش در دنیا گسترش خواهد یافت و اکنون همگان باید این پرسش را از خود بپرسند که چگونه شد ایرانی که با هجوم همه جانبه روبه‌رو شده بود و صدام با حمایت شیطان بزرگ آمریکا، ایرانیان را هدف سلاح‌های شیمیایی و میکروبی قرار داده بود، از این تهاجم پیروزمند بیرون آمد و روی پای خود ایستاد.

روشن نوروز اوغلو با اشاره به این که امسال، سال پیامبر اعظم نامگذاری شده است، افزود: پیام تاریخی امام خمینی به آخرین رهبر شوروی، راهی را گشود که پیمودن این راه در سال جاری اهمیت بسیاری دارد.
«ماییس صفرلی»، رهبر حزب «یوردداش» جمهوری آذربایجان نیز با یادآوری تأثیرات پیام امام خمینی (ره) به گورباچف در شوروی، گفت: آن پیام تاریخی، نه تنها در میان مسلمانان شوروی، بلکه در میان مسلمانان همه کشورهای دنیا، تأثیر خود را بر جای گذاشت. امام خمینی در آن پیام به گورباچف به صراحت اعلام کرد که اگر شوروی راهی را که می‌پیماید، ادامه دهد، محکوم به شکست است و همین گونه نیز شد.

ماییس صفرلی افزود: امام خمینی (ره) در آن پیام تأکید کرد که دولت بی‌دین، بی‌سرانجام است، زیرا انسان‌ها برای تأمین خوشبختی خود، تنها می‌توانند به خداوند پناه ببرند، اما متأسفانه در شوروی بی‌خدایی تبلیغ می‌شد.
رهبر حزب یوردداش جمهوری آذربایجان همچنین گفت: پیام تاریخی امام خمینی به گورباچف به انسان‌ها جسارت و جرأت بخشید و مسلمانان در شوروی، شروع به رفتن به مساجد کردند و این پیام، آغازی شد برای بازگشت به خداوند.

ماییس صفرلی گفت: خدا را شکر می‌کنیم که امروز بسیاری از آمال آن پیام امام خمینی (ره) در جمهوری آذربایجان نیز محقق شده و نشانه آن نیز محبت و ایمان روزافزون مردم به دین اسلام است. امروزه افزایش همه ساله تعداد حاجیان و ساخت مساجد جدید و افزایش نمازگزاران در جمهوری آذربایجان نیز تحقق آمال مطرح شده در پیام امام خمینی در جمهوری آذربایجان را نشان می‌دهد و در سطح دولتی نیز الهام علی اف، رئیس‌جمهوری آذربایجان با ادامه راه حیدرعلی اف، احترام به دین اسلام را به عنوان یکی از اهداف دولت پیگیری می‌کند. هرچند جمهوری آذربایجان هنوز با مشکلاتی از سوی گروه‌های میسیونری دولت‌های مسیحی روبه‌روست، این مشکلات نیز برطرف خواهد شد.

ماییس صفرلی افزود: من به خاطر تأثیرات با ارزش آن پیام مهم و تاریخی به روح امام خمینی رحمت می‌فرستم و قدردان آن شخصیت بزرگ هستم.


بخشی از نظرات گـورباچـف پس از فروپاشـی



بخشی از نظرات گورباچف پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

در سالگرد رحلت امام خمینی(رحمه الله علیه) گورباچف طی مصاحبه‌ای برای اینکه به هشدارهای آن روز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بی‌اعتنائی کرده بود، اظهار تأسف نمود. وی در این مصاحبه اظهار داشت. «مخاطب پیام آیت‌الله خمینی از نظر من، همه اعصار در طول تاریخ بود». وی افزود «زمانی که من این پیام را دریافت کردم احساس کردم که شخصی که این پیام را نوشته بود متفکر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه این پیام استنباط کردم که او کسی است که برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درک کنم»
گورباچف سپس با تشریح نابسامانی های اقتصادی و سیاسی روسیه، تصریح کرد «اگر ما پیشگویی های آیت‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌گرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم».
از همان دوران نوجوانی با دیدن این تصاویر آروز کرده‌ام که حتی با هزینه شخصی ام بتوانم مصاحبه ای صریح با گورباچف درباره نامه نگاری‌اش با امام انجام دهم . خب . این یک خیال شیرین است برای من . اما برای سازمان های چند دهگانه فرهنگی و بین المللی از سازمان فرهنگ و ارتباطات گرفته تا موسسه تنظیم و نشر آثار امام و حتی صداوسیمای خودمان ، آیا این کار شدنی نیست ؟


مصاحبه خـبرگـزاری ایـرنا با خانم مرضیه دباغ



مرضیه دباغ از ابلاغ پیام امام به گورباچف میگوید

ایونا – دفتر مرکزی
سرویس زن ایرانی
خانم مرضیه حدیده‌چی (دباغ) از زنان مبارز کشور ما و از چهره‌های شناخته شده انقلابی است که فعالیتهای سیاسی خود را از سال ۱۳۴۶ آغاز کرده است.
ایشان در سال ۱۳۵۲ توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. در سال ۱۳۵۴ پس از آزادی از زندان، با کمک شهید محمد منتظری از کشور خارج و فعالیتهای مبارزاتی خود را در سوریه و لبنان تحت نظر شهید چمران ادامه داد. وی به همراه آقایان محتشمی‌پور و دعایی به مدت دوماه در زمان تبعید حضرت امام در نجف اشرف، خدمت امام بود و بعد از هجرت امام خمینی به فرانسه به عنوان پلیس زن در منزل امام فعالیت می‌کرد. ایشان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیتهای مهمی را به عهده داشت از جمله فرماندهی سپاه همدان، مسئولیت بسیج خواهران کل کشور، دو دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و… خانم دباغ در دیماه سال ۱۳۶۷ به عنوان عضوی از نمایندگان اعزامی امام خمینی برای ابلاغ پیام حضرت امام به گورباچف انتخاب شد.

به گزارش ایونا ؛ خانم مرضیه دباغ در خصوص چگونگی انتخاب شدن برای ابلاغ پیام حضرت امام به آقای گورباچف و جریان سفر به مسکو و مراحل مختلف آن گفت: در دورانی که مسئولیت زندانهای زنان استان تهران را بر عهده داشتم، یکروز مرحوم حاج احمد آقا (رضوان‌الله تعالی علیه) تماس گرفتند و فرمودند که حضرت امام نامه‌ای برای آقای گورباچف دارند. شما از بین خانمها و همچنین آیت‌الله جوادی آملی و آقای دکتر لاریجانی انتخاب شده‌اید و آماده باشید تا هر زمان که حضرت امام فرمودند، این پیام را برای آقای گورباچف ببرید. حقیقتاً شوکی بر من وارد شد.
شوروی ابرقدرتی بود که در زمان خودش در مقابل آمریکا، خود را قطب بزرگ می‌پنداشت. برایم کار بسیار سختی بود. با مرحوم حاج احمد آقا ملاقات کردم و پرسیدم جریان کامل موضوع چیست؟ فرمودند: مأموریتی برای شما مشخص شده ممکن است که فردا یا روز بعد باشد و باید به اتفاق آیت‌الله جوادی آملی و دکتر لاریجانی آن را انجام دهید.
به هر حال زمان موعود فرا رسید و بنده به فرودگاه رفتم و به جمع گروه حامل پیام اضافه شدم. مرحوم حاج احمد آقا هم در فرودگاه حضور داشتند. آقای لاریجانی (قائم مقام وزیر امور خارجه وقت)، آیت‌الله جوادی آملی و سفیر جمهوری اسلامی ایران در شوروی هم حضور داشتند. حاج احمد آقا فرمودند که حضرت امام فرمودند وصیت‌نامه‌تان را بنویسید. گفتم: به هر حال هر مسلمانی وصیت‌نامه‌ای برای خود دارد اما اینکه حضرت امام تأکید کردند نظر مبارکشان چه بوده؟
فرمودند شاید هواپیما را دزدیدند و به آمریکا بردند، یا هواپیمای شما را زدند. یا خود شوروی‌ها شماها را… چون همه دنیا می‌خواهند بدانند که پیام چیست. در واقع حق دنیا بود. چون حضرت امام با حرکتی که کرده بودند و مسایلی که پیش آمده بود و چنین انقلابی صورت گرفت که نظیر آن انجام نشده بود، این برای دنیا چیزی نو بود، نه می‌توانستند حذفش کنند و نه تحلیل کنند.
جنگ تحمیلی نابرابری هم اتفاق افتاده بود و دنیا هم پذیرفته بود که ایران مقصر نبوده و حالا نوبت به بازسازی ایران رسیده است. حال که به مرحله بازسازی رسیده‌اند امام پیامی دارد که دنیا می‌خواهد بداند، اگر قرار است که فقط از شوروی کمک گرفته شود آنان جا می‌مانند اگرنه؛… که بسیاری مسایل در آن نهفته بود. چطور شده است که حضرت امام یک کشور کمونیستی را برای کمک انتخاب کردند در حالیکه از آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و… درخواست کمک نشده است. به همین دلیل فکر می‌کردند که ممکن است خیلی خطرها ایجاد شود و لذا حساسیت‌های زیاد وجود داشت.
وقتی پرواز صورت گرفت، اجازه داده شد که نامه را بخوانیم. از اینجا به شرح سؤال شما می‌پردازم که خواستید راجع به سفر و مراحل مختلف آن توضیح بدهم. وقتی پرواز کردیم تازه از متن نامه مطلع شدیم. پس از قرائت نامه احساس کردم افتخار بزرگی نصیب بنده شده است. و همه دل‌نگرانی که در وجود من بود، رفع شد. قبل از قرائت نامه با خودم فکر می‌کردم که چه درخواستی حضرت امام از شوروی دارند. وقتی نامه عرفانی و هدایتی حضرت امام را و نامه‌ای که انسان را به یاد نامه حضرت رسول(ص) برای نجاشی و پادشاه ایران و… می‌اندازد خواندم، ذهن ما از همه بافته‌های قبلی پاک شد و در واقع احساس عزّتی به ما دست داد که حامل نامه چنین مرد بزرگی هستیم.
وقتی به شوروی رسیدیم تعدادی به استقبال آمدند. مشاور مخصوص گورباچف دسته گلی هم آورده بود. طبیعتاً در دنیا مرسوم است وقتی هیأتی وارد کشوری می‌شود گلی که برای استقبال آورده می‌شود به رئیس هیأت می‌دهند. این عرف دیپلماتیک است. وقتی بنده را با چادر و حجاب دیدند، دست‌پاچه شدند و گل را به جای اینکه به آقای جوادی آملی بدهند به بنده تحویل دادند. در واقع وقتی با لباس روحانیت آقای جوادی آملی و چادر بنده رو به رو شدند دچار این حالت شدند. به هر حال سوار ماشین شدیم و ما را به نزدیک کاخ کرملین به جایی که میهمانان مهم در آنجا اسکان داده می‌شدند، بردند.
البته آنجا برای خود من بسیار وحشت‌آور بود. هرچند اتاق اختصاصی داده بودند، احساس می‌شد که چشم‌های الکترونیکی و دستگاههای شنود کار گذاشته‌ بودند. برای خواب هم همین مشکل را داشتم. البته سفیر محترم خوشبختانه تدارک شام را در سفارت دیدند و بعد از شام برای خواب مجدداً به اتاق اختصاصی‌مان برگشتیم. نان و تخم‌مرغ پخته از سفارت به صورت نامحسوس آوردیم تا صبحانه بخوریم. به هر حال صبح به کاخ کرملین رفتیم. اما با توجه به سیاستگذاریهای شوروی سابق درخصوص مسائل امنیتی جالب بود که از وقتی وارد کاخ شدیم تا زمان برگشت هیچکس از ما چیزی نپرسید مثلاً حتی نپرسیدند دوربین که حمل می‌کنید، متعلق به کجاست؟ و یا مثلاً کیف خودتان را به هنگام ملاقات با خود نبرید. البته یک سایت کنترل بود و ما از داخل آن ردّ شدیم ولی بدون کوچکترین مزاحمت پیش آقای گورباچف رفتیم. متأسفانه در کشور ما اینگونه نیست. مثلاً یکی از شخصیتهای مملکت بخواهد به جایی برود چقدر ما مردم را می‌گردیم، مزاحمتهایی برای آنان ایجاد می‌کنیم و… و در کل آن را افتخار می‌دانیم در حالیکه جز تنفر ایجاد کردن نتیجه‌ای به همراه ندارد. برای این کارها از موارد غیرمحسوسی می‌توان استفاده کرد. به هر حال وقتی وارد کاخ شدیم ما را به یک اتاق بسیار بزرگ و بسیار ساده بردند. یک میز تحریر در آن بود و چند تا صندلی (شش تا صندلی، هر طرف سه تا صندلی) بعداً که قرار شد سفیر جمهوری اسلامی ایران هم در جلسه حاضر شوند؛ یک صندلی هم برای ایشان اضافه کردند.
شش نفر بودیم، بنده و آقای لاریجانی که مترجم ما بودند و آیت‌الله جوادی آملی و از آنها هم خود آقای گورباچف و مشاور ایشان و مترجم و سفیر هم که بعداً به جمع ما اضافه شد.
آقای لاریجانی به انگلیسی ترجمه می‌کردند ولی مترجم، انگلیسی را به زبان روسی برای آقای گورباچف ترجمه می‌کرد.
پس از سلام و تعارف و صرف چای، قرار شد به اصل موضوع بپردازیم. آیت‌الله جوادی آملی با همان ظرافت سخنگویی، شروع به قرائت نامه کردند. نامه را با «بسم‌الله» شروع کردند. متن نامه ابعاد مختلفی دارد. اگر برای جوانان متن این پیام و نیز وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی حضرت امام مبنا قرار گیرد بسیار سودمند خواهد بود، حتی اگر موفق نشده‌اند که دیگر کتابهای ایشان را بخوانند، چه از نظر هدایتی و ارشادی و چه از لحاظ تکلیفی که در مقابل انقلاب دارند. یکی از ابعاد بسیار ارزشمند این نامه، دعوت به توحید است و چقدر دقیق هم مطرح شده است. مثلاً نیامدند بگویند که خداوند یکی است و پیغمبر(ص) ما اینگونه فرموده و… اصلاً وارد این مباحث نشده‌اند. خیلی زیبا در سه موضوع وارد شدند. در جائی آقای گورباچف را به واسطه موضوع اصلاحات در شوروی تشویق می‌کنند. این مورد از نظر روانی اثرگذاری قوی می‌تواند داشته باشد. انسان باید یک روانشناس حاذق باشد. به ایشان فرمودند که شما گام اول را برداشته‌اید و…
از بُعد دوم نامه؛ بعد از مطرح شدن مسایل هدایتی این نیست که بگویند قرآن اینگونه گفته و یا تورات اینگونه گفته و… حال شما بیایید و این‌کار را انجام دهید بلکه فرمودند که شما علما و دانشمندانتان را بفرستید بیایند و پیش علما و دانشمندان ما بحث کنند. راجع به چی بحث کنند؟ اسامی کسانی را که مطرح می‌کنند عبارتند از محی‌الدین عربی، سهروردی و… کسانی که ما علاوه بر آنکه به عنوان مسلمان آنها را قبول داریم، دنیای شرق و دنیای غرب هم اینها را شناخته‌اند و بر دیدگاههای آنها مانور می‌دهند.

نکته سوم و فاز دیگری که در نامه گشوده می‌شود این است که ما به سادگی ننشسته‌ایم که فقط مملکت خودمان را درست کنیم. ما به این نکته توجه داریم که هر مسلمان در هر کجای دنیا که باشد خودمان را موظف به حمایت و کمک از او می‌دانیم. به نظرم آن رسانه‌هایی که مطلب را گرفتند مطلب سوم را بیشتر توانستند درک کنند. دیدیم که ظرف مدت شش ماه مساجدی که هفتاد سال بلندگوهای آن خاک می‌خورد صدای اذان از آن بلند می‌شود. مسلمانان جرأت می‌کنند اسم‌هایی را که برای بچه‌های خودشان انتخاب کردند پسوند «اُف» آن را بردارند و مثلاً «محمد» صدایش کنند.
ارشاد خداگونه‌ای در این نامه بود. و باعث ایجاد بیداری اسلامی در ملتها به ویژه مسلمانان شوروی شد. به هر حال در حین قرائت نامه توسط آقای جوادی آملی دو سه جا آقای گورباچف کمی برافروخته شد به حالت نیم‌خیز بلند شد و دوباره نشست. خطی روی کاغذ کشید، دوباره تکیه داد. مرحله آخر نکته‌ای را یادداشت کرد و یک دایره هم دورش کشید.
به گزارش ایونا دباغ درخصوص برافروخته شدن گورباچف گفت : یک مورد این بود که حضرت امام فرمود: «از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ جستجو کرد.» مورد دیگر جمله‌ای بود که راجع به مسلمانان فرموده بودند. مورد بعدی هم دعوت شخص گورباچف به توحید بود که بعد از شنیدن آن آقای گورباچف گفتند که پس معلوم است که امام ما را دعوت به اسلام کرده آیا ما هم می‌توانیم امام را به دین خودمان دعوت کنیم؟ بعد آقای جوادی آملی فرمودند: نه، دانشمندان شما را دعوت فرمودند که بیایند و بنشینند و مباحثه کنند.
وی در خصوص حضور خبرنگاران رسانه ها گفت : بله، وقتی وارد شدیم چند نفری عکاس و خبرنگار با دوربین‌هایشان آنجا بودند. امّا در حین قرائت پیام یک دوربین متعلق به خودمان بود که از سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو و یک دوربین هم از خودشان.
به گزارش ایونا ، دباغ در خصوص ناراحتی گروباچف در بخشی از نامه گفت: آقای گورباچف گفتند که این دخالت در مسایل حکومت‌ها نیست که امام گفتند ما نمی‌توانیم مسلمانان را رها کنیم و از آنها حمایت کرده و به آنان کمک می‌کنیم. البته آقای جوادی آملی هم پاسخ دادند از اینجا که نشسته‌ایم تا هفت طبقه زیر زمین متعلق به شوروی است، هفت طبقه آسمان هم متعلق به شوروی است. مسئله دخالت در آب و خاک نیست. انسان‌ها مال کسی نیستند که کسی دخالت کند، گورباچف به این موضوع علاوه بر آنکه نتوانست جواب بدهد، چهره‌اش هم سرخ شد.
سرانجام قرائت نامه تمام شد و ما بلند شدیم که خداحافظی کنیم. گورباچف طبق عرف دیپلماسی دستشان را برای مصافحه دراز کردند. من دستم زیر چادر بود و از دادن دست امتناع کردم، برای ایشان خیلی سنگین بود. به آقای جوادی آملی رو کردند و گفتند: ایشان را مادر انقلاب دانسته‌اند که همراه شما بوده، دست خالی را دراز کردم که بگویم ما همسایه‌ای هستیم که دست خالی دراز می‌کنیم به طرف شما و انقلاب شما و می‌خواهیم به صورت مسالمت‌آمیز کنار هم باشیم. از کاخ کرملین که بیرون آمدیم سوار ماشین شدیم و به فرودگاه آمدیم و نماز ظهر را در فرودگاه خواندیم و به ایران برگشتیم.
به گزارش ایونا ؛ منصوره دباغ در خصوص ملاقاتش با حضرت امام(ره) پس از بازگشت از مسکو گفت : فردا بعدازظهر خدمت امام رسیدیم و گزارش مأموریت را ارائه دادیم. حضرت امام سؤال کردند کی به هنگام قرائت پیام به چهره گورباچف نگاه می‌کرد؟ عرض کردم چون آقای جوادی آملی متن پیام را می‌خواندند. آقای لاریجانی هم ترجمه می‌کردند، بنده به چهره آقای گورباچف نگاه می‌کردم. حضرت امام لبخند رضایتمندانه‌ای زد. شاید به این دلیل که آقای گورباچف معنی اصلی پیام را دریافت کردند. البته نه عمق واقعی مطلب را؛ چون پس از ده سال در مصاحبه‌ای اعلام کرد که من متأسفم که نامه امام را درک نکردم و نفهمیدم. اگر این شناختی که امروز از نامه امام دارم آن روز داشتم الان شوروی بهشت شده بود.
به گزارش ایونا دباغ در خصوص اثرات این پیام در دنیا گفت: به عنوان مثال عرض کنم که برای انجام معالجه به انگلستان رفتم با دو جوان دانشجو که صحبت می‌کردیم عنوان می‌کردند که ما با پیام امام خمینی به گورباچف، مسلمان شدیم و نامه حضرت امام را از نظر جامعه‌شناسی برای پایان‌نامه خود انتخاب کرده بودند.
واقعیت این است که این مرد، مرد خدایی است. حضرت امام در دانشگاه اسلام بزرگ شده است در طول زندگی سیاسی، حضرت امام همیشه جنبه هدایتی را مدنظر داشتند. با ادبیات خاص خودشان کلامی را جاری می‌کردند. مخاطب‌شناس بسیار قوی بودند. امام با دشمنان خودشان هم برخورد هدایتی داشتند تا حذفی. این پیام را اگر از بُعد هدایتی آن مورد بررسی قرار دهیم بسیار اثرگذار بود. محور آن توحید بود. این دعوت به گوش جهانیان رسید. کشورهای زیرسلطه شوروی را در نظر بگیرید که بعد از پیام چقدر حرکت‌های مؤثر در جهت استقلال، آزادی و… داشتند. از طرف دیگر کشورهای دیگر جهان را نیز در نظر بگیرید. مثلاً در یکی از کشورهای آمریکای لاتین که بنده مسافرتی به آنجا داشتم، ۱۱ نفر مسلمان وجود داشت که یکی از آنها پیش‌نماز بود و ده نفر دیگر به او اقتدا می‌کردند و نماز جمعه می‌خواندند. و همه مردم هم آنها را می‌شناختند. به پیش‌نمازشان عرض کردم شما امام را می‌شناسید؟ عکسی از جوانی‌های امام به من نشان داد (متعلق به سال ۴۲ بود که امام دستگیر شد) پرسیدم: چقدر امام را می‌شناسید؟ گفت که تا قبل از نامه‌ای که به گورباچف نوشتند خیلی شناخت نداشتم؛ فقط می‌دانستم که انسان مبارزی است و در ایران زندگی می‌کند و تبعید شده است. اما پس از این نامه متوجه شدم که ایشان یک پیغمبر زمان ما هستند و من چندین بار پیرامون این نامه به مسلمانان اینجا توضیحات دادم.
پس در یک جای دورافتاده‌ای مثل این کشور این پیام رفته و اثرات مؤثری هم گذاشته است. همچنین به چین که رفتم، مسلمانان به هنگام نماز جماعت از موضوع پیام امام سؤالاتی می‌پرسیدند. اینها مشخص می‌کند که چقدر این پیام توانسته تأثیر بگذارد. خیلی‌ها توانستند با این پیام خودشان را پیدا کنند و لذا نه تنها در شوروی بلکه در نقاط دیگر جهان هم توانست نقش‌آفرینی کند.
هدایت کشورهای اسلامی و غیراسلامی، تضعیف کردن دشمن، شناساندن ماهیت آمریکا به کشورهای دیگر، شناساندن اسلام به خود مسلمانان، ایجاد زمینه توجه به خود توسط مسلمانان، آموزش به مسئولین امر مملکت خودمان، صدور انقلاب، ایجاد زمینه اسلام‌شناسی و موارد دیگر که می‌توان از ثمرات این پیام برشمرد.
به گزارش ایونا ، دباغ در پاسخ به این سوال که چرا پیام به شکل دیپلماتیک ارسال نشد بلکه به شکل ابلاغ و توسط هیأتی غیرسیاسی ارسال شده است گفت:
دقیقاً هدف امام در این قضیه معلوم و مشخص می‌شود. یک نامه توحیدی و هدایتی نمی‌تواند در قالب دیپلماتیک باشد. چون امام رهبر جامعه هستند، نه رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر. امام چیزی را درک کردند که تازه بعد از سالهای بعد همگان به آن رسیدند و اگر در قالب سیاسی آن مطلب ارسال می‌شد اثر خود را نداشت. خیلی از مسئولان کشور خودمان هم آن را متوجه نشدند. امام در جایی خطاب به گورباچف می‌فرمایند شما گول در باغ سبزی را که آمریکا نشان می‌دهد نخورید. این مطلب دارای معانی بسیاری بود. البته این نامه زمینه رشد سیاسی را برای مسئولان ما به همراه داشت. در واقع حضرت امام این را گفت که من مشکل بین‌المللی را حل کردم شما هم از آن درس بگیرید. ایشان فرمودند که نامه را به گورباچف تسلیم نکنید بلکه برایش بخوانید. حالا که فکر می‌کنیم چرا؟ به این نتیجه می‌رسیم که ممکن بود سئوالاتی برای گورباچف مطرح شود که نیاز به پاسخ داشته باشد. وانگهی در زمان قرائت پیام، گوش می‌شنود، چشم می‌بیند و… خلاصه امام حساب همه ریزه‌کاریها را کرده بود.
اینها از مواردی است که ارسال پیام به شکل سیاسی را منتفی می‌کرد. ضمن آنکه شجاعت برای ارسال پیام به یک ابرقدرت برای همگان می‌توانست درسی عمیق باشد. حضرت امام با شجاعت و با تأکید بر غیرقابل تکیه بودن آمریکا به رهبران شوروی در واقع به تضعیف آمریکا هم می‌پردازد تا دیگر کشورها که به نوعی وام‌دار آمریکا هستند متوجه باشند که آمریکا طبل توخالی است و نمی‌تواند تکیه‌گاه خوبی باشد. واقعیت این است که آمریکا به دلیل ضعف‌هایی که دارد سعی می‌کند خود را قدرتمند جلوه دهد. امام در واقع در پیام خود دارد تنه به تنه آمریکا می‌زند.
نهایتاً کلام نهفته در این پیام، معرفی اسلام به عنوان قدرت برتر است، چیزی که اکثر مسلمانان آن را به خوبی درک نکردند و متکی به اسلام نیستند و همین موضوع باعث ترس آنها از ابرقدرتها می‌شود، متکی به مکتب‌شان نیستند و متأسفانه همین مورد باعث ایجاد جای پا برای قدرتها می‌شود.
کد خبر :۸۵۱۱۲۰۱۴
http://www.womenpress.ir/pages/shownews.aspx?newsid=6128