برنامه هاومراسم افتتاحیه هزاره ادیان
191 بازدیدبرنامههای سفر به اجلاس هزاره ادیان[*]
در نیویورک سه برنامهٴ اصلی داشتیم: مراسم رسمی افتتاحیه، مراسم رسمی اختتامیه و دیدارهای جنبی که هریک نقش دیداری رسمی داشت که سامان دادن آنها کار آسانی نبود. از اینرو، یک ماه قبل از آن، برای این دیدارها برنامه ریزی شده بود و طبق آن میبایست با رهبران مسیحی، کلیمی، بعضی از فلاسفه یهود و اسلامشناسان ایرانی مقیم غرب و آمریکاییهای مقیم همان منطقه، دیدار و گفت و گو میکردیم.
مراسم افتتاحیه
در افتتاحیهٴ اجلاس که بعد از ظهر دوشنبه آغاز شد، سخنرانی مطرح نبود، بلکه فقط دعا و مناجات و نیایش و ذکر بود. برخی با اشک و ناله، بعضی با زمزمه و برخی نیز همراه با نوازندگی یا به اشکال مختلف و با زبانی خاص، وصف و مدح او را میگفتند. آنها شعارهایی نیز در کنار مناجات خود مطرح میکردند، امّا کسی آنها را ترجمه نمیکرد و ما ادراک نمیکردیم که آنها چه میگویند.
نخستین کسانی که ذکر و نیایش و مناجات و دعا و ثنای خداوند را در این مراسم شروع کردند، گروههای خاص نوازندهٴ طبل بودند که با طبلهای مخصوص خود، گاه به سینهٴ طبل و گاهی با آهنگی خاص به بدنه و حواشی طبل میکوبیدند و گاهی نعره و فریاد بر میآوردند و این برای من و هیأت همراه تازگی داشت.
وقتی نوبت به مسلمانان رسید، مسلمانی آفریقایی اَذانی زیبا و گوشنواز سر داد و بعد نیز اذان را به انگلیسی ترجمه کرد. نیز رئیس رابطهٴ عالم اسلامی قطعه مناجات و دعایی را خواند. سپس روحانیای سالمند از لبنان دعا و مناجاتی دیگر خواند و به همین شکل، مسیحیان و کلیمیها، هندوها، سیکها و براهمه و هرکس با هر دینی که داشت، مناجات خود را با شیوهٴ مورد نظر دینش خواند. برخی از هندوها در حین مناجات خود موسیقی مینواختند و آن را به هیچوجه بد نمیدانستند.
با اینکه حال من مناسب نبود و در اثر سردرد میبایست جلسه را ترک میکردم، اما از این واهمه داشتم که بگویند هیأت ایرانی جلسه را ترک کرد. از اینرو، تا اذان مغرب و پایان مراسم افتتاحیه، تالار اجلاس را ترک نکردم؛ اما پس از آن به علت شدّت سردرد به بیمارستان منتقل شدم.
فرستاده شده در ادیان |