مـتــن پیام رهبـر انقـلاب به هزاره ادیان

250 بازدید

پیام مقام معظم رهبری به هزاره ادیان[*]

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی جمیع أنبیائه ورسله، سیّما علی خاتم النبیین محمّد وآله الطاهرین والسلام علی بقیةالله فی الارضین.
گردهمایی نمایندگان ادیان عالم را کاری شایسته و مبارک می‌شمارم؛ از خداوند متعال، توفیق عمل به گفته‌ها و تداوم تلاش برای بهره‌مند کردن بشریت از دین الهی را مسئلت می‌کنم.
رهبران ادیان، امروز خود را جانشینان پیامبران و دنباله‌روان و ادامه‏دهندگان راه آنان می‌شمارند. هدف ادیان چه بوده و پیامبران به مخاطبان خود، چه پیامی را از سوی خداوند متعال عرضه کرده‌اند؟ پاسخ به این سؤال باید امروز راه و روش همه کسانی را که پرچم ادیان را در دست دارند، روشن سازد.
بی‏شک، ادیان، همگی فلاح و رستگاری و نجات انسان را هدف خود دانسته‌اند و هر یک به تناسب زمان و مکان و ظرفیت مخاطبان، برنامه‌ای را از سوی خداوند به میان مردم آورده‌اند. آنان عموماً برای ابلاغ و تحقق بخشیدن به پیام خود، متحمل مجاهداتی دشوار و طولانی گشته و نمونه‌های ممتازی از فداکاری در راه عقیده و راه خود را در یادها ماندگار ساخته‌اند.
این جهاد و تلاش مؤمنانه برای رستگاری مردم و در راه خدا و عموماً در برابر امیال و غرضها یا در برابر جهالتهایی بوده است که صاحبان اغراض به آن دامن می‌زده‌اند. تاریخ جهان و کتابهای مقدس ادیان، سرشار از ذکر این مجاهدتها و تجلیل از آن مجاهدان است.
دین خدا رستگاری را برای مردمی خاص و زمانی خاص و منطقه‌ای خاص نمی‌خواهد، آن را بر مردم تحمیل نمی‌کند، آن را مخصوص بخشی از عرصه‌های زندگی آنان نمی‌داند. بلکه همه مردم در همه جا و همه وقت و نسبت به زندگی فردی و اجتماعی خود، مخاطب پیامبران خدای‌اند و آنان با جلب ایمان و برانگیختن خرد و تلاش انسانها، هدایت الهی را به مردم هدیه می‌کنند و صراط مستقیم به سوی فلاح و صلاح را در برابر آنان می‌گشایند.
تجربه دردناک قرنهای اخیر و مخصوصاً قرن بیستم ثابت کرد که پیشرفت علم به تنهایی بشر را به سعادت نمی‌رساند و صلح را به ارمغان نمی‌آورد. علم وقتی برای جامعه بشری سودمند است که با عشق، انگیزه و ایمان همراه شود و این گمشده‌ها را باید در ادیان جست‌وجو کرد.
شایسته نیست که برنامه پیام‌آوران سعادت انسان را منحصر به عمل فردی و رابطه روحی او با خدا بپنداریم و عرصه عظیم رابطه انسان با انسان، رابطه فرد با جامعه، رابطه انسان با محیطزیست و تشکیل نظام اجتماعی و سیاسی را از آن محروم بدانیم.
از نظر ما همه پیامبران خدا در این خط روشن، راه پیموده‌اند و ما به همه پیامبران ایمان و عشق می‌ورزیم: ﴿…لانفرّقُ بین أحدٍ منْ رُسُله… ﴾.[۱]
ادیان الهی، دنیا را محل پرورش آدمی و امتحان او می‌دانند و منحصراً راه تعالی معنوی بشر را در بنای دنیایی سالم و به دور از عوارض طغیانها و خودخواهیها و تنگ‏نظریهای قدرت‏طلبان و ضعف و جهالت و انفعال کوته‌نظران دانسته‌اند و برای ایجاد چنین دنیایی مجاهدت کرده‌اند. رها کردن و بی‌اعتنایی به طبیعت و نیروها و قوانینی که در آن برای تعالی انسان ودیعه نهاده شده است، همانند تصرف ظالمانه و فسادانگیز در آن محکوم و مردود است.
سلامت محیط پرورش آدمی، به معنای آن است که بشر با خدای خود، با درون خود، با همنوعان خود و با طبیعت پیرامون خود با صلح و سلامت رفتار کند. صلح به این معنای عام یکی از بزرگ‌ترین نیازهای بشر برای رشد و تعالی و رستگاری است. این صلح باید برخاسته از ایمان و اندیشه باشد؛ انبیا کوشیده‌اند این حقیقت را واقعیت ببخشند. محیط سکوت ناشی از زور و رعب و فریبی که کارگزاران زر و زور در بخشهایی از عالم پدید می‌آورند، با صلحی که مبشّران رستگاری انسان بدان فرا می‌خوانند، به کلّی متفاوت و متناقض است. صلح باید بر مبنای عدالت و با معرفت به کرامت انسان و به دور از اغراض قدرت‌مداران عالم باشد.
تحمیل سکوت و تسلیم بر مردمی که به دفاع از حق پایمال شده خود برخاسته‌اند، آن صلحی نیست که پیام‌وران صلح آسمانی به آن دعوت کرده‌اند.
در طول تاریخ، همواره قدرت‏طلبانی که جز به اشباع هوسهای سیری‏ناپذیر خود نمی‌اندیشیده‌اند، خواسته‌اند از دین و رجال دینی نیز در راه مقاصد سلطه‏طلبانه خود بهره‌کشی کنند.
هیچ دین الهی این نیرنگ بزرگ را تأیید نکرده است. بسیاری از جنگهای به ظاهر مذهبی، آلوده به چنین سوء نیتی بوده است.
دین در خدمت سیاستهای سلطه‌طلبانه قرار نمی‌گیرد؛ بلکه حوزه سیاست و اداره امور جوامع بشری را جزئی از قلمرو خود می‌داند و خود در مقام نظام سیاسی، متّکی به عشق و ایمان مردم با آن سیاستها مبارزه می‌کند.
بسیاری از ارباب سلطه و سیاستمداران قدرت‏طلب، دین را از تصرف حوزه سیاست برحذر می‌دارند و میان دین و سیاست، مرزی عبورناپذیر تعریف می‌کنند؛ گرچه خود، این مرزبندی را هرگز رعایت نکرده و به حوزه دین دست‌ندازی و از آن بهره‌کشی کرده‌اند.
جهان امروز با مشکل فساد اخلاقی روبه‌رو است. ادیان می‌توانند در حلّ این مشکل قویّاً چاره‌ساز و راهگشا باشند؛ به شرط آنکه در همه پیکر جامعه حضور و جریان داشته باشند و بتوانند انگیزه‌های اقتصادی را که به فساد اخلاقی دامن می‌زنند، تطهیر و تعدیل کنند.
امروز دنیا تجربه موفق تشکیل نظام سیاسی براساس تعالیم دینی را در ایران اسلامی در برابر چشم خود دارد. بزرگ‌ترین چالش جمهوری اسلامی خنثا کردن مشکلاتی است که از سوی قدرت‏طلبان بزرگ دنیا بر آن تحمیل می‌شود. آنان مایل نیستند در این نقطه از جهان نیز هیچ مانعی بر سر راه تحمیلها و ستمگریها و افزون‏طلبیهای آنان خودنمایی کند.
دوستان و میهمانان! اگر رهبران ادیان می‌پذیرند که در جای پیامبران نشسته‌اند، راه روشن آن پیام‌ورانِ فلاح و سعادت انسان، در برابر آنهاست. این راهی پرتلاش و پرمانع است، ولی در عین حال، راهی است که بهجت و رضایت رهرو خود و در نهایت، رضایت الهی را میسّر و محقّق می‌سازد: ﴿…و لینصُرَنّ الله من ینصُرُه… ﴾[۲]. والحمد لله رب العالمین…
سیّد علی خامنه‌ای

پاورقی ها…………………………………………………………..
*سرچشمه اندیشه ج۲ ص۲۵۸
۱ ـ سوره بقره، آیه ۲۸۵/
۲ ـ سوره حج، آیه ۴۰/


فرستاده شده در ادیان |

ارسال نظر