وظایف هیئت اعزامی
227 بازدیدگزارش اجمالی پیرامون سفر هیئت اعزامی از طرف حضرت امام خمینی به شوروی[ *]
وظایف هیئت اعزامی از طرف امام راحل (قدّس سرّه) به شوروی عبارت بود از:
۱ ـ محتوای پیام کاملاً مکتوم باشد و احدی تا حین ابلاغ، پی به محتوای آن نبرد. لذا علی رغم اینکه دستگاههای آنها برای کشف این اسرار بسیار قوی است، موفّق نشدند که بفهمندمضمون نامه چیست؟ آنها همهٴ مسایل، از قبیل قطعنامهٴ ۵۹۸، جنگ و صلح و حالت نه جنگ، نه صلح را احتمال داده بودند، به استثنای آنچه که مضمون اصلی و اصیل این پیام، یعنی «دعوت به اسلام» بود.
۲ ـ رعایت «ادب» که جزء برنامههای بین المللی اسلام است، چر اکه اسلام دستور داده که در برخوردها مؤدّب باشید، حتّی اگر طرف شما یهودی باشد. در آن روز که بدترین دشمن اسلام «یهود» بود، وجود مبارک معصوم (علیهالسلام) فرمود: حتّی با یهودی نیز ظرافت در گفتار، رفتار و نوشتار را که «ادب» نام دارد، رعایت کنید.
۳ ـ مبادا حضور در کاخ کرملین و دیدار با رهبر اتّحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، کسی را مرعوب کند؛ چون مضمون این پیام بسیار بلند و فرستندهٴ آن نیز شخصیّتی بسیار بزرگ است، لذا باید با صلابت و فولادین برخورد کرد، مبادا کمترین احساس حقارت در اعضای هیئت پیدا شود، زیرا نمیتوان این قول ثقیل و گفتار جدّی را به شوخی گرفت.
۴ ـ پیام به آقای گورباچف تسلیم نشود، بلکه جمله به جمله برای او خوانده و ترجمه شود و بعد از پایان قرائت و ترجمه، تسلیم او گردد، تا نگوید در فرصت بعد پیام را مطالعه میکنم، و اگر احتیاج به توضیح یا استدلال داشت، همانجا توضیح داده شود.
۵ ـ از آنجا که باید پیام کاملاً به اتّحاد جماهیر شوروی ابلاغ شده باشد، گذشته از متن فارسی که مرقوم شریف حضرت امام (قدّس سرّه) بود، ترجمهٴ انگلیسی، که زبان رایج دنیاست، در کنار آن تعبیه شد. چون این پیام گرچه برای رهبر شوروی بود، ولی پیام «جهانی» بود؛ زیرا مضمون آن این بود که ما همهٴ مسلمانان جهان را همانند خود دانسته، خود را در سرنوشت آنها سهیم و شریک میدانیم، لذا چون پیام جهان شمول بود و دنیا زبان انگلیسی را به خوبی میفهمد، در کنار متن فارسی ترجمهٴ انگلیسی نیز در صفحات جداگانه تنظیم و در آن پوشه گذاشته شد، که بعد از قرائت پیام به ایشان تسلیم شود. هیئت اعزامی در ساعت۱۱روز چهارشنبه ۱۴دی ۱۳۶۷هـش. در کاخ کرملین با رهبری شوروی دیدار داشت. آنها قبلاً سئوال کردند: شما چند نفر هستید؟ (میخـواستند یک یا دو نفر را بپذیرند) هیئت گفت: ۳نفر از طرف حضرت امام (قدّس سرّه) آمـدهاند که به هیچ وجه کم نمیشود، به علاوه سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسکو نیز حتماً باید حضور داشته باشد، بنابراین ۴نفر هستیم. آنها نیز ۴نفر بودند؛ گورباچـف، رییس و رابط سیاسی حـزب آنها، معاون وزیـر خارجه، مترجـم و خبـرنگاری نیز دور از جلسه مینشست که بـرای حـزب گزارش تهیّه کند. وقتی هیئت وارد شد، آنها در کمال ادب و احترام استقبال کردند، این دیدار در حدود ۲ساعت و چند دقیقه طول کشید، چند دقیقهٴ اوّل به تعارفات معمولی گذشت، از جمله مطالبی که آقای گورباچف ابتدائاً مطرح کردند این بود که: ما با داشتن تفکّرات گوناگون میتوانیم زندگی مسالمتآمیزی در کنار یکدیگر داشته باشیم و چون شما برای ابلاغ پیام مهمّی آمدهاید، من وقت شما را نمیگیرم. پس از سخن ایشان، هیئت ایرانی شروع به انجام مأموریّت رسمی خود نمود. اولین سخنی که هیئت مطرح نمود، این بود که: سال نو را که میلاد یکی از بزرگترین پیامبران الهی است، تبریک میگوییم و به همین مناسبت پیام یکی از رهبران الهی را برای شما قرائت میکنیم. چون مضمون این نامه بسیار بلند بود، چارهای نبود جز اینکه با تأنّی و جمله به جمله برای آنها خوانده شود، تا آنها خوب تلقّی و منتقل کنند. در بعضی موارد، مترجم میگفت که تکرار کنیم تا خود بفهمد و تکرار کند. در تمام این مدّت (که بیش از ۳ربع بود و با ترجمه به یک ساعت بالغ شد، آقای گورباچف با کمال ادب گوش میداد. ایشان در طول مدّت قرائت پیام، بعضی مطالب را شخصاً یادداشت میکرد و برخی را معاونین و دستیاران او. کلّ پیام «دعوت به اسلام» بود، این همان سیاستی بود که عین دیانت است و دیانتی که عین سیاست است.[۱] مسایل سیاسیِ مصطلح اصلاً در این پیام نبود، یعنی یک کلمه دربارهٴ قطعنامهٴ ۵۹۸ و حالت نه جنگ، نه صلح و مانند آن نبود، فقط در پایان پیام، حضرت امام (قدّس سرّه) دربارهٴ افغانستان اشاره فرمودند که اگر شما اسلام را به درستی بشناسید، دیگر در مورد افغانستان این چنین نیاندیشیده و تجدید نظر میکنید. اگر چه پیام امام راحل (قدّس سرّه) سراسر «سیاست» بود، لکن «سیاست مصطلح» در آن اعمال نشد. در پایان نامه نیز حضرت امام (قدّس سرّه) فرمود: ما همچنان به زندگی مسالمت آمیز و حسن همجواری معتقدیم. عصارهٴ مطالبی که جناب گورباچف گفتند و مترجم صحنهٴ ملاقات آن را به فارسی برگرداند، عبارت از این بود:
اوّلاً: از فرستادن نامهٴ حضرت امام خمینی (قدّس سرّه) تشکّر میکنیم.
ثانیاً: آمادگی خود را برای جواب اعلام کردند.
ثالثاً: گفتند که برخی اشتباهات گذشته را ترمیم میکنیم تا دوباره مبتلا نشویم.
رابعاً: گفتند ما اکنون قانون آزادی ایمان را در دست تصویب داریم.
خامساً: گفتند که من هم در طلیعهٴ سخن گفتم که ما با داشتن افکار و مکاتب گوناگون میتوانیم زندگی مسالمت آمیز و حسن همجواری داشته باشیم، و این را نیز افزودند که ما نیز دارای مکتب، فلسفه و ایدهای هستیم. آنگاه مطلبی را با لبخند گفتند و سپس دو بار گفتند که این مطلب را به عنوان شوخی میگویم و آن عبارت از این بود که: معلوم میشود حضرت امام از ایدئولوژی ما خوشش نمیآید، آیا میشود ما نیز ایشان را به مکتب خود دعوت کنیم؟، و فوراً گفتند که این فقط شوخی بود. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! یکی «دعوت به اسلام» میکند و یکی میگوید: من «شوخی» کردم. آنچه ذکر شد، عصارهٴ سخنان رهبر شوروی در بخش مکتبی پیام بود. جناب گورباچف در بخش دوّم سخنان خود که مربوط به مسایل سیاسی پیام بود، این چنین گفت: امّا بخش سیاسی پیام را باید توجّه داشت و آن اینکه اینگونه نامهها احیاناً دخالت در شئون داخلی کشور دیگر است. این سخن را به عنوان مهمترین مطلبی که گورباچف گفت، میتوان ذکر کرد. وقتی که سخنان وی تمام شد، نوبت به هیئت رسید. جوابی که ما دادیم این بود که از همهٴ حرفهای ایشان تشکّر کردیم.
اوّلاً: از اینکه حدود یک ساعت و اندی با کمال ادب و حوصله، این پیام و ترجمهٴ آن را گوش داد، تقدیر شد. ثانیاً: از اینکه آمادگی خود را برای جواب اعلام کرد، تقدیر شد. ثالثاً: از اینکه خوشحال شد رابطهٴ دو کشور با مکتب و ایدئولوژی و فکر شروع شده، تقدیر شد. رابعاً: از اینکه تصمیم دارند اشتباهات گذشته را ترمیم کنند، تقدیر شد. خامساً: از اینکه قانون آزادی ایمان را در دست تصویب دارند، تقدیر شد. این مطالب جزء اصول کلّی سخنان ایشان بود.
امّا مهمترین سخن ایشان را (که این پیام دخالت در شئون داخلی کشور ماست) این چنین پاسخ دادیم: جناب گورباچف! شما از اعماق خاک روسیه، تا اوج کهکشان این مرز و بوم، آزاد هستید هر کاری بکنید، چون در کشور خودتان هستید. امّا این رهبر الهی نه به عمق خاک شما کار دارد و نه به آسمان روسیّه، بلکه به «جان» شما کار دارد [۲]. جناب گورباچف! وقتی شما میمیرید، آیا مثل یک «درخت» هستید که بعد از ۶۰ یا ۱۰۰سال میخشکد؟ یا مانند «طایری» هستید که بعد از چندی درِ قفس را باز میکنند و برای همیشه آزاد میشود؟[۳] این دو طرز فکر کاملاً باهم متفاوت است. این رهبر الهی به شما میگوید: شما مثل یک درخت نیستید، او میگوید: شما هستید و ابدیّت اندیشه، اوصاف و افعال شما. این مشکل اساسی شماست که خیال میکنید مرگ «نابودی» است، در حالی که رهبران الهی میگویند: مرگ «حیات جدید» است [۴] .این سخنی بود که از طرف هیئت جمهوری اسلامی ایران گفته شد و مدّت زمان جلسه نیز از دو ساعت گذشت، برخاستیم، و در هنگام تودیع گفتیم: خداحافظ و خدا توفیق بدهد. او گفت مردم ما میگویند: «کار» گفتیم مردم ما گفتهاند: خدایا به امید تو قیام میکنیم، قیام کردند و ابرقدرتها را سَرِ جای خود نشاندند. یکی از اعضای هیئت، خواهر محترمهای بود که سابقهٴ مبارزات سیاسی داشت و دیپلمات عزیز ما نیز ایشان را معرّفی کردند (این خانم سابقهٴ مبارزاتی داشته، به زندان رفته و اکنون نمایندهٴ مجلس شورای اسلامی است) تا نگویند نظام اسلامی نیمی از مردم را از مزایای اجتماعی محروم کرده است، و «زن» در اسلام سِمَتی ندارد. وقتی رهبر شوروی این صحنه را دید، با تعجّب تلقّی کرد و در هنگام خداحافظی در همان کاخ کرملین دست دراز کرد تا با این خانم مصافحه کند، امّا دید این خانم در کاخ کرملین (که عدّهای به خود میبالند تا در آنجا حضور پیدا کنند) حاضر نشد با او مصافحه کند، این یک «اسلام ممثّل» است و صدور انقلاب، که زن میتواند در مبارزات سیاسی با حجاب شرکت کند و با عفّت و حجاب بهترین سمتها را در نظام جمهوری اسلامی داشته باشد و با حجاب، پیام رهبر الهی را به رهبر الحاد برساند و حرفها را بیان کند، ولی در هنگام معصیت خود را حفظ کند و این شدنی است که کاخ کرملین کسی را تحت تأثیر قرار ندهد. این عبارت از گزارش آن جلسه بود که دو ساعت و اندی به طول انجامید. البتّه وزارت امور خارجه مشروح گزارش را به حضور حضرت امام (قدّس سرّه) تقدیم کرد، که احتمالاً بعدها قابل دسترسی خواهد بود.
پاورقی ها……………………………………………………………………
* بنیان مرصوص(فصل هفدهم) ص۳۰۵ تا ۳۱۰
۱/ ولایت فقیه (رهبری در اسلام)، ص۱۳و۱۴/
۲/«و یثیروا لهم دفائن العقول» (نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۱، ص ۳۳).
۳/تفسیر المیزان، ج۱، ص ۳۶۸؛ تفسیر القران الکریم، صدر المتألهین (قدس سره)، ج۱، ص۱۱۰/
۴/ سوره واقعه، آیه ۸۹؛ احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۹۶/
فرستاده شده در پیام به گرباچف |