شـرح پیام رهبـر انقـلاب به هزاره ادیان
228 بازدیدشرح پیام مقام معظم رهبری به هزار ادیان[*]
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وایّاه نستعین
الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی جمیع الأنبیاء والمرسلین سیّما خاتم النّبییّن محمّد(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و خاتم الوصیّین بقیّة اللّه فی الأرضین.
حضور رهبران بزرگوار دینی و مذهبی و شرکت اندیشوران نامی را در این گرد همایی صلح جهانی گرامی میدارم و تشکیل چنین محفل با شکوه را ارج مینهم. چون عنصر محوری این اجلاس را تحلیل صلح جهانی و تبیین و تعلیل و حمایت و هدایت آن به عهده دارد، دینی میتواند در اینباره فتوا دهد که داعیه جهانشمولی داشته باشد؛ زیرا دعوت جهانی از مکتبی که ادعای جهانشمولی ندارد، مسموع نیست.
اسلام از آن جهت که همگانی و همیشگی است، خود را مفتی اعظم صلح جهانی میداند؛ لذا، لازم است تفسیر کوتاهی از اسلام، صلح، جهانشمول بودن و سایر مبادی تصوری و تصدیقی آن ارائه شود تا توجه عموم مردم جهان کنونی، مخصوصاً اساتید مراکز فرهنگی، بالاخص شما رهبران عالیمقام دینی جهان به آن معطوف گردد.
۱/ اسلام مهمترین عاملِ حیات بخش جوامع بشری است؛ ﴿یا أیّها الّذینَامنوا استجیبوا للّه و للرّسول إذا دعاکم لما یُحْییکم واعْلموا أن اللّه یحول بین المرء و قلبه و اَنّه إلیه تُحْشَرون﴾.[۱] حیات انسانی که فراتر از زندگی طبیعی است، بدون صلح عادلانه نخواهد بود.
۲/ اسلام از آن جهت که حیات و صلح در گوهر او نهادینه شده است، توان رهبری صلح جهانی را داراست؛ لذا، رسول گرامی اسلام(صلّی الله علیه وآله وسلّم) به عنوان رحمت جهانشمول معرّفی شده است؛ ﴿و ما أرسلناک إلاّ رحمةً للعالمین﴾ [۲] و صلح جهانی از مظاهر بارز رحمت عالمی است.
۳/ اسلام، تنها دینی است که از طرف خدای سبحان بر آدم و خاتم و سایر انبیا(علیهمالسلام) نازل شد و تمام آنچه در صُحُف ابراهیم و زبور داود و تورات موسای کلیم و انجیل عیسای مسیح(علیهمالسلام) آمده، به صورت جامع و کامل در قرآن حضرت محمّد(صلّی الله علیه وآله وسلّم) ظهور کرده است. اختلاف محمود و تفاوت ممدوح ادیان الهی فقط در منهج و شریعت است که قرآن کریم، هم به وحدت دین اشارت دارد: ﴿إنّ الدین عنداللّه الإسلام… ﴾ [۳] ؛ ﴿و من یبتغِ غیْر الإسلام دیناً فَلَن یُقْبَل منه… ﴾ [۴] و هم به تکثّر منهج و شریعت بشارت داده است؛ ﴿…لکلٍ جعلنا منکم شِرعةً و منهاجاً… ﴾[۵].
سرّ وحدت دین، اثبات فطرت انسان و اتحاد همه جانبه آن است؛ ﴿…فطرت اللّهِ التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیّم… ﴾[۶] و راز کثرت منهاج و شریعت، تغیّر طبیعت بشر در طول تاریخ است. اسلام، اصول ثابتی دارد که صلح فطرت ثابت انسانی را تأمین میکند و منهاج و شریعتهای متنوّع و متفاوتی دارد که صلح طبیعت متغیّر بشری را تغذیه مینماید.
۴/ اسلام با تبیین تصالح ادیان، تصالح انبیا و اولیای الهی، تصالح امّتهای راستینِ پیامآوران دینی، صراط صلح جهانی را فراسوی سالکان کوی زندگی مسالمتمیز نصب میکند تا دولتها با هم، ملتها با هم، دولتها با ملتهای خود، صلح جویانه به سر برند و حقوق بشر به ویژه کودکان، زنان و کهنسالان از گزند تطاول زورمداران زراندوز مصون بماند.
اما تصالح ادیان الهی برای آن است که همه آنها از نزد خدای یکتای علیم محض نازل شد و هرچه از ناحیه خدای حکیم نازل شود، از آسیب تنازع و اختلاف مصون است: ﴿أفلا یتدبّرون القران و لو کان منْ عنْد غیر الله لوَجَدوا فیه اختلافاً کثیراً﴾ [۷] ؛ لذا، هیچ دینی نه مبتلا به اختلاف درونی است و نه درگیر با اختلاف بیرونی با دین دیگر؛ برای آنکه همه از نزد خدای واحد حکیماند.
تصالح پیامبران
اما تصالح پیامآوران الهی، برای عصمت آنان از سهو و نسیان علمی و مصونیّت آنها از عصیان عملی است؛ لذا سنّت دارج رسول سابق، تبشیر به قدوم رسول لاحق است و سیرت رایج رسول لاحق، تصدیق اقدام نبی سابق است: ﴿و إذ قال عیسی ابن مریم یا بنیإسرائیل إنّی رسول الله إلیکم مصدّقاً لما بین یدی من التوراة و مبشّراً برسولٍ یأتی من بعدی اسْمه أحمد … ﴾[۸] . استقرار چنین تصالحی مانع بروز هرگونه ظلم مارج است.
اما تصالح امّتهای راستین انبیا برای آن است که پیروی پیامآوران صفا و صلح، مانع کژ راهه جفا و خصومت خواهد بود؛ لذا، قرآن کریم تمام امّتهای انبیا را به منزله امت واحد میداند: ﴿یا أیّها الرُسُل کلوا من الطیّبات و اعملوا صالحاً إنّی بما تعْملون علیم ٭ و إنّ هذه أمّتکم أمّةً واحدةً و أنا ربّکم فاتّقون﴾[۹].
اکنون میتوان با اتقان چنین مبانی، صلای صلح جهانی را از حنجره وحی الهی استماع نمود و با انصاتِ کامل به آن اصغاء کرد: ﴿…قولوا للناس حسناً… ﴾[۱۰] ؛ زیرا مقصود از «قول»، گفتار در قبال رفتار و نوشتار نیست؛ بلکه منظور از «قول»، آیینه نمایانگر تمام شئون اجتماعی است.
چنان که مقصود از «ناس»، صنف خاصِ از مردم جهان نیست: ﴿… فأوفُوا الکیل و المیزان و لاتبخسوا الناس أشیائهم… ﴾[۱۱] ؛ یعنی نه تنها درمسائل اقتصادی تطفیف و کم دادن حرام است، بلکه در تمام مسائل انسانی آنچه به عین، منفعت، انتفاع و … برمیگردد و آنچه به فنّوری و ابتکار رجوع مینماید و آنچه به بهرهوری از طبیعت از عمق دریا تا سمْک و ارتفاع سپهر مرتبط میشود، هرگونه بَخْس، تضییع، آلوده نمودن و… حرام خواهد بود.
برای تأکید مطلب و اهتمام به حقوق مردم بعد از تحریم کم گذاشتن نسبت به منافع ملّی دیگران، هرگونه عَثو، عَیْث، ظلم و تباهی را منع فرموده است: ﴿…و لاتَعْثَوا فی الأرض مفسدین﴾[۱۲]. به منظور صلح جهانی پایدار، نه تنها نباید تن به تباهی ظلم داد و به آن مباهات کرد، بلکه باید جلوِ هر گونه تعدّی را گرفت؛ وگرنه فساد، اوّلاً زمینه ضعف مراکز عبادیفرهنگی را فراهم میکند، ثانیاً به گستره زمین و اهل آن میرسد.
دو آیه در قرآن، ناظر به تأثیر سوء هدم صلح و تخریب بنای صفا و نظم طبیعی آن است: ۱/ ﴿الذین أُخرجوا مِنْ دیارهم بغیر حقٍّ إلّا أن یقولوا ربّنا الله و لولا دفعُ الله الناس بعضَهم ببعضٍ لهدّمت صوامعُ و بیَعٌ و صلواتٌ و مساجدُ یُذْکر فیها اسم الله کثیراً و لینصرنّ الله من ینصره اِنّ الله لقوی عزیز﴾.[۱۳] ۲/ ﴿فَهَزَموهم بإذن الله و قَتَلَ داود جالوتَ واتاه الله المُلک والحکمة و علّمه ممّا یشاء و لولا دفع اللهِ الناسَ بعضَهم ببعضٍ لفسدتِ الأرض و لکنّ الله ذو فضلٍ علی العالمین﴾[۱۴].
گرچه تناهی از ظلم و نهی ظالم به منظور توسعه صلح پایدار جهانی لازم است، لیکن اثر بارز آن در حمایت از مستضعفان، زنان، کودکانِ بیپناه روشن میشود: ﴿و ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الوِلدان الذین یقولون ربّنا أخرجنا من هذه القریة الظالم أهلها و اجْعل لنا من لدنک ولیّاً و اجعل لنا من لدنک نصیراً﴾.[۱۵]
با تحریر مطالب فوق، معلوم میشود که بستر صراط صلح جهانی، رهتوشه آن، راهیان آن، رهبران آن و بالاخره آغاز و انجامن، همان اسلام ناب محمّدی است که امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، بزرگ رهبر دینی مسلمین«ره» در اندیشه علمی خود به آن میپرداخت و در انگیزه عملی خویش به آن اهتمام میورزید. اکنون جمهوری اسلامی با آن تار و پود، دوران بالندگی و شکوفایی خود را در امور داخلی و خارجی تجربه میکند.
۵/ اسلام با تکمیل علوم عقلی، کیفیّت بهرهوری از آنها را در تأمین صلح عادلانه جهانی به عهده دارد. عناصر محوری علوم عقلی مانند کلام، حکمت، عرفان… را معرفت خدا و شناخت اسمای حسنا و صفات عُلیای او تشکیل میدهد. سهم مؤثّر ثقلین (قرآن و عترت) در طرح معارف، توسعه، تعلیل و تبیین آن، به طوری که از گزند اضلال، آسیب اغوا و خطر مغالطه مصون باشد، کاملاً مشهود است و هیچ گونه ظلم علمی در سراسر آن راه ندارد و شرح آن از رسالتِ این رساله خارج است.
۶/ اسلام با تتمیم علوم انسانی مهمترین رهتوشه را به جوامع بشری اهدا کرد. اسلام انسان را به عنوان حی متأله میداند؛ نه حیوان ناطق و حیات او را در تألّه وی خلاصه میکند و غیر موحّد را از حیات ملکوتی محروم میداند؛ ﴿لیُنْذر من کان حیّاً ویَحِقّ القولُ علی الکافرین﴾.[۱۶] تقابل زنده و کافر، آیت زنده بودن مؤمن و مرده بودن کافر است.
از این رهگذر، فقه، حقوق، اخلاق و سایر رشتههای علوم انسانی را مشروحاً ارائه کرد و اخلاق را هماره مطمح نظر داشت و سرانجام، راز آفرینش را نیل انسان به علم صائب و عمل صالح دانست که با این دو بال میتوان مرغ ملکوتی صلح جهانی را به پرواز درآورد.
اما علم صائب: ﴿الله الذی خلق سبع سموات و من الأرض مثلهنّ یتنزّل الأمر بینهنّ لتعلموا أنّ الله علی کلّ شیءٍ قدیر و اَنّ الله قد أحاط بکلّ شیءٍ علماً﴾ [۱۷] ؛ اما عمل صالح که تبلور آن در عبادت خداست: ﴿و ما خَلَقتُ الجنَّ و الإنس إلّا لیعبدونِ﴾.[۱۸]
تبصره: یکی از حسّاسترین رشتههای علوم انسانی، مسئله سیاست و آیین کشورداری است. اسلام دین را به عنوان قانون اساسی زندگی فردی اجتماعی در تمام شئون فرهنگی، اقتصادی، نظامی… میداند که آن را به منظور قیام مردم به قسط و عدل که از ارکان اصیل صلح جهانی است، معرفی میکند؛ ﴿…لیقوم الناس بالقسط﴾[۱۹] و پیاموران الهی در این راه صعب العبور از ایثار و نثار نَفْس و نَفیس دریغ نکردند و برا ی شکوفایی صلح جهانی عادلانه، شهادت در راه خدا را استقبال فرمودند: ﴿وکأیّن من نبی قاتَل معه ربّیّونَ کثیرٌ فما وَهَنوا لما أصابهم فی سبیل الله و ما ضَعُفُوا و ما اسْتکانوا و الله یحبّ الصّابرین﴾[۲۰] ، ﴿…و یقتلون النّبیّین بغیر الحقِّ﴾[۲۱] ، ﴿ویقتلون الأنبیاء بغیر حقٍّ﴾.[۲۲]
لیکن در این راستا طاغیانِ مهاجمِ صلحِ عادلانه که عین سازش محمود است، به منظور تبدیل آن به صلح ظالمانه تحمیلی که عین سوزش مذموم است، از هیچ کوشش ناروایی دست برنداشتند؛ گاهی اصل دین را خرافه پنداشتند، زمانی تاریخ مصرف آن را گذشته انگاشتند و با یأس از آن دو نیرنگ، به فریب مدرن پناه بردند و آن جدایی دین از سیاست است. هدف مشئوم آنان از این تفکیکِ غیرمعقول، خلع سلاح دین از توان مقابله با نیروی مهاجم است تا بعد از ضعف او به وی بتازند، آن را در اسارت خویش درآورند تا متون آن را هوامدارانه تحریف کنند و احکام آن را هوسبازانه تخریب نمایند.
چنان که حضرت علیبن ابیطالب از بزرگترین امامان اهلبیت عصمت و طهارت(علیهمالسلام) چنین فرمود: «فاِنّ هذا الدین قد کان أسیراً فی أیدی الأشرار یُعْمَل فیه بالهوی و تُطْلَب به الدنیا»[۲۳] . هرگز سیاست باز طاغی، دسیسه سیاسی خود را بدون استمداد از دین مظلوم که در دلهای مردم تعبیه شده اِعمال نمیکند. چهرههای وعّاظ السلاطین، مشایخ سوء، علمای دربار… سند دست درازی سیاست غاشم به دین، بعد از کوتاه کردن دَست دین از سیاست است.
۷/ اسلام با ترغیب به علوم تجربی و ریاضی و …، هم به ترتیب منطقی مباحث آنها پرداخته و هم از اکتفای به آنها و اغترار به داشتن آنها و اِعمال نابجای آنها ترهیب نموده است؛ اما اصل تحریص اسلام به فراگیری این گونه از علوم، نیازی به بازگو کردن ندارد؛ اما بیان ترتیب منطقی مسائل این علوم، به این است که سبک متداول تبیین آنها به شرح سیر افقی اشیا و تفسیر عَرْضی اسرار طبیعی و ریاضی است؛ مثلاً فلان موجود زمینی یا سپهری در گذشته دور چنین بوده است و همکنون نیز چنین است و پیشبینی میشود که در آینده به فلان صورت درآید. در این تفسیر فقط به نظام داخلی امور طبیعی و ریاضی پرداخته میشود.
لیکن اسلام، گذشته از اشاره کوتاه و موضعی به کیفیّت ساختار درونی آنها به تبیین نظام فاعلی و نظام غایی آنها نیز همّت میگمارد و با رمز گویای ﴿هوالأوّل و الاخِر﴾[۲۴] به مبدأ پیدایش اسرار جهان میپردازد و به مبدأ غایی و هدف سامی آن کاملاً عنایت میکند و علم تجربی و مانند آن را تفسیر صحیح کتاب تکوینی خدای سبحان میداند و غفلت از دو بال عمودی علوم را مایه اَبْتر بودن آنها میشمارد.
آشنایان به قرآن کریم آگاهند که این کتاب الهی در تبیین کتاب تکوین، یا از وحدت هویّت خدا آغاز میکند و به کثرت مظاهر خلقی آن میپردازد: ﴿هو الذی خلق السَّموات والأرض فی ستّة أیّامٍ ثم اسْتوی علی العرش یعْلم ما یلج فی الأرض و ما یخْرج منها و ما ینزل من السماء و ما یعرُج فیها و هو معکم أین ما کنتم والله بما تعملون بصیر﴾ [۲۵] و یا از کثرت آیات آفرینش آغاز میکند و به وحدت آفریدگار آنها ختم میشود: ﴿إنّ فی خلق السموات و الأرض و اختلاف الّیل و النهار لایاتٍ لأولی الألباب ٭ الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم ویتفکّرون فی خلق السموات و الأرض ربَّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقِنا عذابَ النار﴾[۲۶].
اما ترهیب از اکتفا و اغترار به آن علم تجربی… و تحذیر از به کارگیری آنها در کژراهه خصومت و تهاجم به صلح عادلانه جهانی، آیاتی از این قبیل دلالت دارد: ﴿فلمّا جاءَتْهُم رُسُلُهم بالبیّنات فرحوا بما عندهم من العلم و حاق بهم ما کانوا به یَسْتَهْزءون﴾[۲۷] ؛ ﴿الله الذی سَخَّر لکم البحر لِتَجری الفلک فیه بأمره و لتبتغوا من فضله و لعلّکم تشکرون ٭ و سخّر لکم ما فی السّموات و ما فی الأرض جمیعاً منه إنّ فی ذلک لایاتٍ لقومٍ یتفکّرون﴾[۲۸] .
اسلام در عین تکریم عقل و تجربه از جهت معرفتشناسی و تجلیل رهآورد برهان عقلی و تجربه حسی و فتوا به لزوم آنها در تأمین صلح عادلانه و حیات متمدنانه، آنها را برای تأمین تمام نیازهای علمی و عملی بشر کافی نمیداند؛ لذا، همان طور که درباره علوم طبیعی و مانند آن که محصول تجارب بشری است، حکم به عدم کفایت کرد، درباره علوم عقلی و نظیر آن که نتیجه تأمّلات عقلی بشر است، نیز فتوا به عدم کفایت داده و ضرورت ارسال انبیا و انزال وحی را گوشزد نموده و در این باره چنین فرموده است: ﴿و رسلاً قد قَصَصْناهم علیک من قبل و رسلاً لم نقصصهم علیک وکلّم الله موسی تکلیماً ٭ رسلاً مُبَشّرین و منذرین لئلّا یکون للنّاس علی الله حجةٌ بعد الرُسُل و کان الله عزیزاً حکیماً﴾.[۲۹]
هدایت اسلام درباره عدم کفایت رهورد عقلی و تجربی بشر برای تأمین تمدّنی که عین تدیّن الهی باشد، بازگو شد. رهنمود اسلام درباره پرهیز از به کارگیری علوم بشری به منظور تباهی محیط زیست و محروم کردن دیگران از حقوق خداداد، چنین است: ﴿…فاذکروا الاء الله و لاتعْثَوا فی الأرض مفسدین﴾؛[۳۰] ﴿ظهر الفساد فی البرّ والبحر بما کسبت أیدی النّاس لیذیقَهم بعضَ الذی عملوا لعلّهم یرجعون﴾[۳۱].
تجربه تلخ تاریخ در گذشته و حال نشان میدهد که رهآورد سلاح علمی بدون صَلاح دینی، چیزی جز طلاح زورمداران و طغوای طاغیان نبوده و نیست. پیام اسلام در این باره چنین است: ﴿قالت إنّ الملوک إذا دخلوا قریةً أفسدُوها و جعلوا أعِزّةَ أهلها أذلّةً و کذلک یفعلون﴾[۳۲] . هرگاه قدرت یا ابرقدرتِ فاقد عشق مردمی و تهی از تعبّد دینی، وارد منطقه کوچک یا بزرگ شود، آنجا را ناامن میکند، وحدت و شکوه مردمی را درهم میریزد، منافع ملی را به غارت میدهد که همه اینها مانع برقراری صلح عادلانه است.
لیکن باید بدانند ندای رسمی خدای سبحان که با صلای پرصلابت انبیای ابراهیمی به جهانیان ابلاغ شد، هماره طنین انداز است که خداوند در کمین قاهران ِمانع از صلح عادلانه است و به حیات همه آنان به ویژه اَبَرقاهرها که مغرور زر و زورند خاتمه خواهد داد: ﴿ألم تَرَ کیف فَعَلَ ربّک بعادٍ ٭ إرَم ذاتِ العمادِ ٭ التی لَمْ یُخلَق مِثلُها فی البلاد ٭ و ثمود الذین جابوا الصّخر بالواد ٭ و فرعون ذی الأوتاد ٭ الذین طغوا فی البلاد ٭ فأکثروا فیها الفساد ٭ فَصَبَّ علیهم ربّک سوطَ عذابٍ ٭ إنّ ربّک لبالمرصاد﴾.[۳۳]
با عنایت به مطالب گذشته میتوان گفت: اسلام، هم مدّعی تصالح علوم است و هم قبله نمای آنها؛ اما تصالح علوم برای اینکه هر علمی به مثابه تفسیر درست از زاویه خاص نظامفرینش است و چون صدر و ساقه نظام هستی هماهنگ است: ﴿…ما تری فی خلْق الرحمن من تفاوتٍ فارْجع البصر هلْ تری من فُطور﴾[۳۴]. بنابراین، سراسر علوم، هموا خواهد بود؛ اما قبله نمایی علوم بودن اسلام، برای آن است که دستور رسمی خدا، تبیین جهت انتفاع از دانش بشر، پرهیز از سلاح کشتارجمعی، اجتناب جدی از به کارگیری نیروی مخرّب اتُمی و از هر چه صلح عادلانه انسانها را تهدید و امنیت آنان را تحدید میکند، است.
۸/ اسلام، رسالت اصیل رهبران دینی و علمی امتها را در دو رکن رکین خلاصه میکند: یکی از آن دو به رهبران برمیگردد و دیگری به رهروان. اما آنچه به پیشوایان رجوع مینماید، تذکیه عقل نظری و تزکیه عقل عملی و تضحیه نفس مُسوّله و اَمّاره است؛ زیرا خطری که علمای بزرگ را تهدید میکند، شهوت جسمی یا غضب غریزی نیست؛ بلکه جاهطلبی و داعیه خودمحوری داشتن و نظایر آن است.
قرآن کریم، ضمن تکریم عالمان الهی و ردیف قرار دادن آنان با ملائکه: ﴿شهد الله أنّه لاإلهلّاهو و الملائکة و أُولوا العلم قائماً بالقسط لاإلهلّاهو العزیز الحکیم﴾[۳۵] چنین فرمود: فرشتگان مصون از گناه هستند: ﴿…لایعصون الله ما أمرهم… ﴾[۳۶] ؛ لیکن اگر ذَنْبی دربارهنها فرض شود، که البته چنان مفروضی واقع نمیشود، همانا ادّعای الوهیت است؛ ﴿وَ مَن یَقُل منهم إنّی إلهٌ من دونه فذلک نجزیه جهنّم کذلک نجزی الظالمین﴾[۳۷] ؛ بنابراین، نهایت مراقبت برای رهبران دینی و فکری لازم است.
اما آنچه به مردم برمیگردد، ابلاغ صحیح سنّت و سیرت پیاموران الهی است تا روشن شود اوّلاً دین از سیاست جدا نیست و ثانیاً موجبات صلح جهانی که آرمان همگان است، چیست و ثالثاً موانع تحقق صلح جهانی کدام است و بالاخره راه عملی برقراری آنچه خواهد بود.
آنچه به عنوان بیتلغزل و واسطةالعقد تاریخ پرافتخار انبیا بعد از توحید و پرستش خدای یگانه و یکتا مشهود است، همانا ظلمستیزی برای برقراری صلح عادلانه جهانی است؛ به عنوان نمونه: ﴿قد کانت لکم أُسوة حسنةٌ فی إبراهیم و الذین معه إذ قالوا لقوْمهم إنّا بُرءَاؤا منکم و ممّا تعبدون من دون الله… ﴾.[۳۸]
حضرت خلیل الرحمان(علیهالسلام) با تحمل رنج توانفرسای ﴿…حرّقوه و انصروا الهتکم… ﴾ [۳۹] از مبارزه با نمرود طاغی دریغ نکرد، موسای کلیم(علیهالسلام) با شعار ظلمزدایی ﴿…ربّ بما اَنْعَمتَ علی فَلَن أکونَ ظهیراً للمجرمین﴾[۴۰] به صحنه سیاست دینی پاگذاشت و مسلمانان سراسر جهان رهروی چنین راه را در نمازها از خدا میطلبند: ﴿صراط الذین اَنْعمتَ علیهم… ﴾.[۴۱] دستور رسمی خدای سبحان به موسای کلیم(علیهالسلام) برای براندازی نظام سُلطه و گسترش نظام عدل و صلح این بود: ﴿و لقد أرسلنا موسی بِایاتنا أنْ أخرج قوْمک من الظلمات إلی النّور و ذکّرهم بأیّام الله إنّ فی ذلک لایات لکلّ صبّارٍ شکورٍ﴾[۴۲] . هنوز فرمان ظلمروبی ﴿إذهب إلی فرعون إنّه طغی﴾ [۴۳] در سامعه تاریخ طنین افکن است ودستور ستمسوزی ﴿وإذ نادی ربّک موسی أن ائتِ القوم الظّالمین﴾ [۴۴] میخروشد، هنوز معجزه تدمیر وخسفِ قارون: ﴿فخسفنا به و بداره الأرض… ﴾[۴۵] در قله قدرت غیبی در اهتزار است.
شما ای رهبران دینی و زمامداران فرهنگی جهان به مردم اعلام نمایید: پیروی از پیامبر خدا سبب میشود تا خطرناکترین راه در ظلّ اطاعت خدا آسان شود: ﴿و لقد أوحینا إلی موسی أن أسرِ بعبادی فاضربْ لهم طریقاً فی البحر یبساً لاتخاف درکاً و لاتخشی﴾[۴۶] ، تمرّد از هدایت رسول خدا سبب میشود آسانترین راه به صورت تیه درآید: ﴿قال فإنّها محرّمة علیهم أربعین سنةً یتیهون فی الأرض فلا تأس علی القوم الفاسقین﴾.[۴۷]
سیره ظلم ستیزی عیسای مسیح(علیهالسلام) چونان پیامبران دیگر در دیوان الهی مضبوط است: ﴿یا أیّها الذین امنوا کونوا أنصار الله کما قال عیسی ابن مریم للحواریّین من أنصاری إلی الله قال الحواریّون نحن أنصار الله فَامنت طائفة من بنی إسرائیل وکفرت طائفة فأیّدنا الذین امنوا علی عدوّهم فأصبحوا ظاهرین﴾.[۴۸]
آنچه در پایان، توجه به آن لازم است این است که هرگونه توسعه جهانی، خواه تجارت، خواه سیاست و خواه امور دیگر در پرتو صلح عادلانه جهانی جلوه میکند؛ وگرنه توسعه آن امور، محصولی جز توسعه فساد و ناامنی ندارد و استقامت در راه خدا سبب نزول فرشتگانِ تأیید خواهد بود و تجربه شیرین جمهوری اسلامی ایران از نتایج سحر صبر و پایمردی برای برقراری صلح جهانی است: «باش تا صبح دولتش بدمد».
شهریور ۱۳۷۹
جوادی آملی
پاورقی ها…………………………………………………………………………………..
*سرچشمه اندیشه ج۲ ص۲۶۲
۱/ سوره انفال، آیه ۲۴/
۲/ سوره انبیاء، آیه ۱۰۷/
۳/ سوره آلعمران، آیه ۱۹/
۴/ سوره آلعمران، آیه ۸۵/
۵/ سوره مائده، آیه ۴۸/
۶/ سوره روم، آیه ۳۰/
۷/ سوره نساء، آیه ۸۲/
۸/ سوره صف، آیه ۶/
۹/ سوره مؤمنون، آیات ۵۱ ـ ۵۲/
۱۰/ سوره بقره، آیه ۸۳/
۱۱/ سوره اعراف، آیه ۸۵/
۱۲/ سوره شعراء، آیه ۱۸۳/
۱۳/ سورهحج، آیه ۴۰/
۱۴/ سوره بقره، آیه ۲۵۱/
۱۵/ سوره نساء، آیه ۷۵/
۱۶/ سوره یس، آیه ۷۰/
۱۷/ سوره طلاق، آیه ۱۲/
۱۸/ سوره ذاریات، آیه ۵۶/
۱۹/ سوره حدید، آیه ۲۵/
۲۰/ سوره آلعمران، آیه ۱۴۶/
۲۱/ سوره بقره، آیه ۶۱/
۲۲/ سوره آلعمران، آیه ۱۱۲/
۲۳/ نهج البلاغه، نامه ۵۳/
۲۴/ سوره حدید، آیه ۳/
۲۵/ سوره حدید، آیه ۴/
۲۶/ سوره آلعمران، آیات ۱۹۰ ـ ۱۹۱/
۲۷/ سوره غافر، آیه ۸۳/
۲۸/ سوره جاثیه، آیات ۱۲ ـ ۱۳/
۲۹/ سوره نساء، آیات ۱۶۴ ـ ۱۶۵/
۳۰/ سوره اعراف، آیه ۷۴/
۳۱/ سوره روم، آیه ۴۱/
۳۲/ سوره نمل، آیه ۳۴/
۳۳/ سوره فجر، آیات ۶ ـ ۱۴/
۳۴/ سوره ملک، آیه ۳/
۳۵/ سوره آلعمران، آیه ۱۸/
۳۶/ سوره تحریم، آیه ۶/
۳۷/ سوره انبیاء، آیه ۲۹/
۳۸/ سوره ممتحنه، آیه ۴/
۳۹/ سوره انبیاء، آیه ۶۸/
۴۰/ سوره قصص، آیه ۱۷/
۴۱/ سوره حمد، آیه ۷/
۴۲/ سوره ابراهیم، آیه ۵/
۴۳/ سوره طه، آیه ۲۴/
۴۴/ سوره شعراء، آیه ۱۰/
۴۵/ سوره قصص، آیه ۸۱/
۴۶/ سوره طه، آیه ۷۷/
۴۷/ سوره مائده، آیه ۲۶/
۴۸/ سوره صف، آیه ۱۴/
فرستاده شده در ادیان |