ایتــالــیـا

774 بازدید

سفر آیت الله جوادی به ایتالیا[*]

برخی فعالیت‏های استاد در این سفر، عبارت بود از:
دیدار از شهر واتیکان؛ در ابتدای سفر به ایتالیا حضرت آیة اللّه جوادی از بناها و تجهیزات واقع در محدودهٴ شهر واتیکان، چون کلیسای سان‏پیترو[۱] ، کتابخانهٴ غنیّ دو میلیون نسخه‏ای چاپی و خطی، موزه‏های متعدد، ایستگاه رادیویی، ادارات متعدد تبلیغی، فرهنگی و اجرایی و مقر پاپ و… با اتومبیل دیدن کردند.
سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم ایتالیا؛ در این سخنرانی که سفیر و پرسنل سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا، مدیر و اعضای دفتر هواپیمایی ایران و اعضای انجمن‏های اسلامی دانشجویان از شهرهای مختلف ایتالیا به همراه خانواده‏هایشان حضور داشتند، حضرت آیة اللّه جوادی در سخنان مبسوطی اظهار داشتند: کمال انسان، در اتصال به خدا و تقرب به ذات اوست. خداوند در قرآن کریم در سورهٴ «بلد» با قسم یاد کردن به شهری که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در آن است، به نوعی عظمت آن حضرت را بیان می‏کند؛ چون وقتی شهر و مکانی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در آن حضور دارد آن‏قدر با عظمت است که خداوند به آن سوگند می‏خورد، چگونه می‏توان عظمت خود حضرت را بیان کرد؟! این عظمت نیز تنها با تقرب و نزدیکی ایشان به خداوند، به دست آمده است.
دیدار با اعضای انجمن اسلامی ایتالیا؛ پس از نماز مغرب و عشا، اعضای اصلی و مسؤولان انجمن اسلامی که به عشق دیدار و کسب فیض از محضر آیة اللّه جوادی آملی، از شهرهای مختلف ایتالیا به رم سفر کرده بودند، با ارائهٴ عملکرد و گزارش مختصری از فعالیت‏های انجمن از ایشان تقاضای رهنمود کردند. حضرت استاد نیز با اشاره به فرمایش امیرمؤمنان علی(علیه‏السلام) فرمودند: دنیا انسان را با خود می‏برد و سپس رها می‏کند. از این‏رو، شایسته است انسان بدان رغبت نورزد و پیش از آن که دنیا او را رها کند، او دنیا را رها کند.
سپس اظهار داشتند: باید توسط شما سرمایهٴ علمی فراهم شود، اما علوم تجربی زمانی سودمند است که با علوم انسانی توأم باشد و علوم انسانی زمانی سودمند است که با عمل صالح همراه شود. ایشان پس از سخنرانی با حوصله به سؤالات حاضران پاسخ گفتند.
دیدار از موزه، کتابخانه و کلیسای معروف واتیکان؛ در این دیدار که قریب چهار ساعت به طول انجامید، حضرت آیة اللّه جوادی از بزرگ‏ترین مجموعهٴ نسخه‏های کتب خطی اسلامی، شرق‏شناسی، عربی، ایرانی و مراکشی که با فهرست و کاتالوگ در مخزن‏ها نگهداری می‏شود، دیدن کردند.
بازدید از مرکز اسلامی و مسجد بزرگ رم؛ در این دیدار که کاردار موقّت سفارت جمهوری اسلامی ایران در واتیکان نیز حضور داشت، مهندس ایرانی و مسؤول اجرای طرح این مسجد مجلل و عظیم، توضیحات مفصّلی داد. گفتنی است که این مرکز اسلامی، بر اساس تکنیک و اسلوب‏های مهندسی روز، طراحی، نظارت و اجرا می‏شود.
دیدار با پاپ؛ حضرت آیة اللّه جوادی آملی به همراه کاردار موقت سفارت جمهوری اسلامی ایران در واتیکان و مترجم رسمی سفارت، جهت دیدار با پاپ به مقر ایشان رفتند. تشریفات خاص، جلال و شکوه و عظمت ظاهری جهت دیدار پاپ، نه تنها کم‏تر از مهم‏ترین شخصیت‏های سیاسی مطرح در جهان نبود، بلکه بیش‏تر نیز بود، متأسفانه پاپ به سبب این که تازه از سفر بازگشته بود، آمادگی لازم را برای مذاکرهٴ طولانی نداشت، امّا حضرت استاد در فرصتی کوتاه یادآور شدند: مهم‏ترین ره‏آورد انبیا ایجاد عشق به خدا در مردم بود و عشق به خدا فرع شناخت اوست. خداوند، هستی محض است و هستی محض، واجد همهٴ کمالات و منزّه از هر نقص و عیب است. جمال و جلال و قهر و مهر، هر دو از اوصاف الهی است و نشانهٴ آن آفرینش دوزخ و بهشت است و نمایندگان ادیان الهی باید عامل همهٴ ابعاد اهداف انبیا باشند.
پاپ مطالب گفته شده را تأیید و اضافه کرد: «ما برای موفقیت ایران دعا می‏کنیم و آماده‏ایم در فرصت مناسب دیگری به مباحثه و گفت و گو بپردازیم».
حضرت استاد نسخه‏ای از وصیت‏نامهٴ الهی سیاسی امام خمینی(قدّس سرّه) را در پوشهٴ مخصوصی که مزیّن به پرچم جمهوری اسلامی ایران بود به پاپ هدیه کردند و توضیح دادند: این وصیت‏نامهٴ الهی سیاسی حضرت امام خمینی(قدّس سرّه) است که به جناب‏عالی اهدا می‏گردد؛ امید است مفید واقع شود. سپس اضافه کردند: همان‏گونه که حضرت امام(قدّس سرّه) اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) را جایگزین اسلام آمریکایی کردند، انتظار ما از شما این است که مسیحیت ناب عیسوی را جایگزین مسیحیت آمریکایی کنید.
پاپ نیز ضمن تشکر از اهدای هدیه، مدال مخصوص واتیکان را تقدیم کرد و به این ترتیب دیدار و مذاکره به پایان رسید.
مناظره با آقای کاردینال آرینزه، رئیس مجمع گفت و گوهای بین المللی واتیکان؛ در این گفت و گو افزون بر آقای کاردینال آرینزه، آقای فیتس جرالد، آقای میشل مسؤول ارتباطات این مجمع، کاردار موقت سفارت جمهوری اسلامی ایران در واتیکان و مترجم رسمی سفارت که به زبان فارسی آشنایی نسبتاً کاملی داشت، شرکت داشتند[۲] .
پس از معرفی افراد و تعارف‏های معمول و ابراز خرسندی کاردینال، حضرت آیة اللّه جوادی آملی پس از اندکی سکوت، اجازه خواستند که بحث را آغاز کنند و پس از اعلام آمادگی کاردینال، حضرت استاد بحث خود را با نام خدا این‏گونه آغاز کردند: هدف انبیا برقراری ارتباط بین انسان و خداست و برای این منظور سعی می‏کنند تا انسان خود را بشناسد و حقیقت خود را بیابد و آن‏گاه با توجه به این که انسان خواهان کمال و سعادت خود است، هدف اصلی زندگی را به او می‏شناسانند و از سوی دیگر، راه رسیدن به کمال واقعی را برای وی ترسیم می‏کنند تا برای تکامل و پیشرفت واقعی به بیراهه نرود و پس از وضوح این سه اصل یعنی اصل انسان‏شناسی، اصل هدف و کمال شناسی و اصل شناخت راه و مسیر نیل به کمال که تبیین آن‏ها فقط به عهدهٴ پروردگار عالم و فرستادگان اوست، انسان ضرورت ایجاد ارتباط با پروردگار را می‏یابد و بدان همّت می‏گمارد.
انبیا(علیهم‏السلام) برای تعلیم اصول سه‏گانهٴ یاد شده، کوشش‏های فراوانی کردند و زحمات طاقت‏فرسایی را متحمل شدند؛ چون همیشه عده‏ای یا به حقیقت خود آگاه نبودند یا هدف نهایی خود را نشناختند یا راه رسیدن به هدف را شناسایی نکردند و آن را نپیمودند. این افراد گاه به گمراهی خود بسنده نمی‏کنند، بلکه دیگران را نیز به گمراهی می‏کشانند و رهزنانه انسان‏ها را از دسترسی به شناخت حقیقت خود و هدف آفرینش باز می‏دارند و نمی‏گذارند آنان به سوی کمال حقیقی خود قدم بردارند.
انبیا(علیهم‏السلام) برای مقابله با اینان، نخست راه تعلیم و تربیت و نصیحت را طی می‏کنند و اگر ناچار شدند به مبارزهٴ سیاسی و نظامی اقدام می‏کنند و در این راه، شهادت را افتخار می‏دانند. از این‏رو، بسیاری از انبیای الهی(علیهم‏السلام) در راه احیای جامعهٴ بشری شهید شدند؛ چنان‏که حضرت مسیح(علیه‏السلام) نیز بنا به قول شما در این راه به شهادت رسیده است.
وظیفهٴ رهبران مذهبی و علمای دینی پیمودن همان راهی است که انبیا(علیهم‏السلام) طی کرده‏اند. در جهان معاصر، از رهبرانی که به حق، این راه را به خوبی طی نمود، حضرت امام خمینی«رضوان اللّه تعالی علیه» بود. ما نیز امیدواریم همهٴ خداشناسان، به ویژه علمای ادیان، راه امام خمینی(قدّس سرّه) را که همان راه انبیای الهی و خصوصاً حضرت مسیح(علیه‏السلام) است، انتخاب کنند و آن را سرلوحهٴ زندگی خود قرار دهند؛ آن‏گاه حضرت استاد از این که آقای کاردینال در کمال حوصله سخنان ایشان را شنیده بود، تشکر کردند.
کاردینال پس از ابراز ارادت مجدد و ستایش از اندیشه‏های حضرت استاد، کلام خود را این‏گونه شروع کرد: «اگر ما که مخلوق خدا هستیم از خواست خدا پیروی کنیم، در دنیا همهٴ چیزها خوب خواهد شد و بهتر از این می‏شود. از نظر مسیحیت، خدا بشر را دوست دارد و فرستادن مسیح برای این بود که می‏خواست این عشق را به همهٴ انسان‏ها نشان دهد. حضرت مسیح دستور مهم‏تری داده است و آن عشق ورزیدن به همدیگر است. او در این راه برای ما الگو بود و آن‏قدر ما را دوست داشت که حیات و زندگی خود را در این راه داد. مسیح، تسلیم خشونت دیگران بود، ولی خودش خشن نبود و مسیحیان نیز سعی دارند این راه را دنبال کنند.
مسیحیان و مسلمانان باهم پنجاه درصد بشریت را تشکیل می‏دهند و اگر سعی کنند که با یک‏دیگر روابط خوبی برقرار کنند، می‏توان گفت که نصف جمعیت عالم با هم رابطهٴ خوبی دارند. البته نمی‏توان صد در صد به تفاهم رسید، اما رهبران مذهبی وظیفه دارند که این روابط را ترویج کنند. آیا شما پیشنهادی در این رابطه دارید؟ از این اداره چه انتظاری دارید؟ هر نوع پیشنهادی دارید، بفرمایید».
حضرت آیة اللّه جوادی پس از درنگی نسبتاً طولانی فرمودند: در این که خداوند جهان را بر اساس دوستی آفرید و به انسان‏ها علاقه‏مند است، سخنی نیست و نیز در این تردیدی نیست که انسان موظف است به خدای خود عشق بورزد. اگر انسان، خدا را شناخت و به او عشق ورزید، به همهٴ آثار خداوند، اعم از آسمان‏ها و زمین، دریاها، خشکی‏ها و بهتر از همه به همنوعان یعنی جامعهٴ انسانی عشق می‏ورزد. لازمهٴ مهر ورزی انسان به جهان، این است که به آن‏ها آسیب نرساند و همنوعان و موجودات دیگر را از بین نبرد. از این‏رو، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) با نگاه به کوه اُحُد فرمود: این کوهی است که ما را دوست دارد و ما هم او را دوست داریم[۳] ؛ یعنی زمین و آسمان و هر موجود امکانی دیگر که اثر خداست، محبوب ماست و آثار محبوب، محبوب خواهد بود.
امّا برای رسیدن به این مقصد نهایی، تنها ستم نکردن و خشن نبودن کافی نیست، بلکه هم مهربان بودن لازم است و هم ایثار و ترجیح دیگران بر خود و نثار جان برای دوست و مبارزهٴ با ستمگران ضروری است؛ چنان‏که انبیا و حضرت مسیح(علیه‏السلام) نیز این‏گونه بودند.
انتظار ما از واتیکان، ضمن تشکر از نوع دوستی و مذهب‏گرایی و خدمات فرهنگی آن مرکز این است که پیام همهٴ انبیا(علیهم‏السلام) و خصوص حضرت مسیح(علیه‏السلام) را، به ویژه در همهٴ ابعاد به مردم بیاموزید و برای اجرای اهداف انبیا(علیهم‏السلام) هیچ‏گونه سهل‏انگاری را روا ندارید؛ آن‏گاه مسیحیان و مسلمانان جهان همدیگر را درک می‏کنند و نه تنها این دو قشر عظیم که به تعبیر شما پنجاه درصد جمعیت کنونی دنیا را تشکیل می‏دهند باهم هماهنگ می‏شوند، بلکه همهٴ محرومان و پابرهنگان، آوارگان، مظلومان و حق‏طلبان به این جامعهٴ موحّد و خیرخواه می‏پیوندند.
جهان شرک و کمونیستی فرو ریخت و مکتب بت‏پرستی سرمایه‏داری نیز چون هیچ پایهٴ فلسفی و مذهبی ندارد، فرو خواهد ریخت. این وظیفهٴ رهبران الهی است که جامعهٴ تشنهٴ بشری را از یک سو به خداشناسی، خداپرستی، نوع‏دوستی و از سوی دیگر به ستم‏ستیزی و حمایت از مظلومان و تهی‏دستان ترغیب کنند؛ به امید این‏که واتیکان، بیش از پیش، راه حضرت مسیح و دیگر انبیا(علیهم‏السلام) را ادامه دهند.
کاردینال مجدداً ضمن تشکر از سخنان مستدل و منطقی ایشان اظهار داشت: «با این سخن شما که ظلم نکردن کافی نیست موافقم، ولی گفتار شما را دربارهٴ «قیام» درست درک نکردم؛ زیرا حضرت مسیح می‏گفت: حتی ظالم را باید دوست داشت. مسیحیت ظلم را دوست ندارد و رهایی همهٴ مظلومان را می‏خواهد و راه رسیدن به آن آسان نیست، ولی امکان دارد. تورات در این رابطه می‏گوید: برای شکست دادن شر نباید از شر استفاده کرد، بلکه باید از خیر بهره گرفت. مسیحیت می‏گوید: باید مظلوم را آزاد کرد و همزمان باید ظالم را تغییر داد و این‏کار آسانی نیست؛ امّا جزو تعالیم مسیح است. این ضعف نیست، بلکه عشق است. من برای اندیشهٴ مذهبی شما بسیار احترام قائل هستم».
حضرت آیة اللّه جوادی نیز فرمودند: عشق به سراسر جهان، گرچه دشوار است، ولی پس از عشق به خدا، آسان خواهد بود؛ زیرا آثار معشوق، محبوب است. از این رو، با وجود همهٴ دشواری‏ها باید به همهٴ موجودات عالَم عشق ورزید؛ ولی اگر شخص یا گروهی مانع عشق‏ورزی به خداوند شدند و با خونریزی و ستم، دوستان خدا را کشتند و آن‏ها را محروم کردند یا اگر عده‏ای نگذاشتند جامعه عاشق خدا باشد و جامعه را به عشق خود دعوت کردند، مانند فرعون که مردم را از عشق به خدا به عشق به خود فراخواند، در این صورت انبیا(علیهم‏السلام) نخست این روش و عملکرد را ظلم و ستم می‏دانند و سپس آن‏ها را نصیحت می‏کنند و در مرحلهٴ سوم اگر ناچار شدند، با آن‏ها مبارزه می‏کنند.
در کنار آنچه جناب‏عالی از تورات نقل کردید و گفتید که عشق به آثار خدا در عین دشواری ممکن است، این نکتهٴ اساسی باید دانسته شود که دوستی با ظالم بادشمنی کردن با ظلم جمع نمی‏شود. ما امیدواریم که واتیکان این راه را طی کند تا محرومان جهان از شرّ ظالمان نجات پیدا کنند.
آقای آرینزه در پاسخ گفت: «اگر می‏بینم که دو نفر با هم جنگ می‏کنند و یکی از آن دو به دیگری ظلم می‏کند، ظلم را محکوم می‏کنم، ولی ظالم را هم دوست دارم». در این‏جا مُنشی ایشان آقای جرالد نیز اضافه کرد: «می‏شود به گفتهٴ مسیح اشاره کرد که باید دشمنان را دوست داشت؛ وقتی مسیح مصلوب بود، دعا می‏کرد که پدرش (أب) کسانی که او را کشتند، ببخشد. ما اگر برای از بین بردن خشونت از خشونت دیگری استفاده کنیم، خشونت زیاد می‏شود. شما می‏دانید که واتیکان ارتش و سلاح ندارد و سلاحش عشق است و این روش عشق ورزیدن، مبتنی بر عدالت است. واتیکان همه را به عدالت دعوت می‏کند و آزادی همهٴ مظلومان را می‏خواهد. این تفاوت بین واتیکان و دوست‏های دیگر است، که در واتیکان، ارتش، اسلحه و زندان وجود ندارد».
حضرت آیة اللّه جوادی با احترام و تواضع خاصی فرمودند: همان‏گونه که قبلاً گفته شد، عشق به ظالم با انزجار از ظلم جمع نمی‏شود. از این رو، موسای کلیم(علیه‏السلام) و همهٴ انبیای دیگر با ظالمان به مبارزه برخاستند تا فرعون‏ها به کام دریا غرق شدند. درست است که خشونت را نباید با خشونت از بین برد و خشونت با عشق از بین می‏رود؛ لیکن با عشق به جامعه، نه با عشق به ظالم. مثلاً اگر جراح بخواهد عضو فاسد بدن بیمار را درمان کند، با خشونت پزشکی که خشونتی مقدس است، آن عضو فاسد را قطع می‏کند. این عمل، از بین بردن شر به وسیلهٴ خیر است؛ نه این که شرّی را با شر دفع کند و از بین ببرد.
امّا دربارهٴ اسلحه که گفتید واتیکان مسلح نیست؛ این مطلب را می‏دانم، ولی واتیکان باید بر مسلّحان نفوذ داشته باشد. حوزهٴ علمیه قم به رهبری حضرت امام خمینی«رضوان اللّه علیه» مسلح نبود، ولی بر افراد مسلح نفوذ داشت و آن‏ها را هدایت کرد تا مسلّحان از زیر ستم ظالمان برهند و مظلومان را از ستم ظالمان برهانند؛ امیدواریم واتیکان این‏گونه باشد.
آقای کاردینال گفت: «من فکر می‏کنم یک‏دیگر را خوب درک کردیم؛ ولی این گفت و گو مخصوص مؤمنان است. در واتیکان بخشی مخصوص دولت‏هاست و پیشنهاد شما در زمینهٴ رابطه با دولت‏ها را می‏توانید با آن‏جا نیز مطرح فرمایید. آن‏ها مقامات فراوانی را به حضور می‏پذیرند، ولی بسیار کم اتفاق می‏افتد که بحث عمیق و شیرینی مانند این جلسه داشته باشند».
حضرت آیة اللّه جوادی نیز در پایان ضمن تشکر اظهار داشتند: تذکر این نکته ضروری است که بنده به عنوان یک اسلام‏شناس با شما سخن گفتم و برای تنظیم روابط سیاسی و نظامی، مسؤولان دیگری وجود دارند. سخن من از قلمرو اعتقادی و مذهبی بیرون نیست و محور گفتار ما این است که پیام‏آوران الهی، مسألهٴ مبارزه با ظالم را به جامعه بشری آموختند؛ گرچه مسؤولیت اجرای مبارزه به عهدهٴ مسؤولان سیاسی و نظامی است. والحمدللّه رب العالمین.
سپس آقای کاردینال آرینزه از حضرت آیة اللّه جوادی خواستند تا دفتر یادبود مخصوص را امضا کنند که ایشان به نام و یاد خدا پیامی را مرقوم نمودند. در پایان نیز حضرت آیة اللّه جوادی ضمن دعوت ایشان برای سفر به ایران دربارهٴ سن و موقعیت این کاردینال سؤال‏هایی مطرح کردند.

پاورقی ها…………………………………………………………………………
* مهر استاد ص۲۲۶تا۲۳۶
۱ـ Sanpietro.
2 ـ این کاردینال که از مهم‏ترین و نزدیک‏ترین افراد به پاپ رهبر کاتولیک‏های جهان است، ۵۷ سال سن دارد و از سیاهپوستان نیجریه‏ای است. ایشان دست کم به چهار زبان ایتالیایی، انگلیسی، فرانسوی و نیجریه‏ای تسلّط داشتند و مُنشی این مجمع، آقای جرالد نیز به سه زبان انگلیسی، ایتالیایی و عربی تکلّم می‏کرد و مسؤول میز اسلام در این مجمع، آقای میشل دارای دکترای روابط بین الملل از آمریکا بود و به زبان‏های ایتالیایی و انگلیسی تسلط و با زبان‏های عربی و فارسی نیز آشنایی داشت.
۳ ـ بحارالأنوار، ج ۲۱، ص ۲۴۸/


فرستاده شده در سفر به اروپا |

ارسال نظر