پرسمان



۱/ چرا در بین ۱۲۴هزار پیامبر و ۱۴ معصوم، فقط یک زن وجود دارد؟
یکم. معلوم نیست که فقط یک زن معصومه وجود مُطهره زهرای مرضیهٍّ داشته باشیم و دلیلی برای عدم عصمت بعضی زنهای دیگر، نظیر زینب کبرا و حضرت فاطمه معصومه(سلام اللّه علیهما) وجود ندارد.
دوم. درباره این مسئله که همه ۱۲۴ هزار پیامبر مرد هستند، باید گفت که نبوّت و رسالت به کارهای اجرایی نیاز دارد و خصوصیات بدنی و جسمی مردها به گونه‏ای است که تاب تحمل این وظیفه سنگین را دارند.
از طرفی، پشتوانه نبوت و رسالت مقام ولایت است و کمال انسان، رسیدن به مقام «ولی اللّه» است که این مقام، به مرد یا زن اختصاص ندارد. زنان بزرگی چون آسیه، مریم، حضرت زهرا، زینب کبرا و حضرت معصومه(سلام اللّه علیهنّ) بوده‏اند که هر یک با حفظ مرتبه و درجه خاص خود، می‏توانند به مقام ولایت رسیده باشند.
نبوت و رسالت امری اجرایی است و دلیل اینکه زنی به مقام نبوت نرسید، این است که پیامبر باید با همه افراد جامعه تماس بگیرد یا در جنگ و مسائل دیگر، فرماندهی را به عهده بگیرد که این کار برای زنان دشوار است، پس اگر همه پیامبران مرد بودند، به این معنی نیست که این مقام، کمال معنوی مخصوص مرد است، بلکه کمال معنوی به ولایت اختصاص دارد که در ولایت الهی میان زن و مرد تفاوتی نیست و هر دو می‏توانند «ولی‏اللّه» باشند.

نسیم اندیشه ، ص ۸۳

۲/ در آیات قرآنی اشاره شده است که حق طلاق فقط در دست مرد هست، در صورتی که با توجه به اعتقاد به تساوی حق زن و مرد، حق طلاق دست زن و مرد با هم باید باشد؟
درباره اصل طلاق دو تا مطلب است که باید از هم جدا بشود:
مطلب اول: زن و مرد در اسلام یک حکم دارند زن و شوهر در اسلام حکم دیگر. زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن هیچ کدام برتری ندارند نه صرف مذکر بودن دلیل بر کمال است نه صرف مؤنّث بودن دلیل نقص. بلکه هر کس در علم و تقوا و کمالات انسانی برتر بود او نزد خدا مقرب‌تر و شریف تر است.
 مطلب دوم: زن در مقابل شوهر است نه زن در مقابل مرد، زن در مقابل شوهر مسئول تشکیل یک ارگان رسمی‌اند به عنوان خانواده و در یک زندگی رسمی چند نفر نمی‌توانند مسئول باشند،  مسئول باید یک نفر باشد آنکه هزینه را تأمین می‌کند، مسکن را تأمین می‌کند، لباس تأمین می‌کند، غذا تأمین می‌کند، همه این نیازها را برآورده می‌کند مرد است چون همه مسئولیتها به عهده مرد است قهراً مدیر عامل و مدیر داخلی این ارگان رسمی هم باید مرد باشد لذا قرآن فرمود: ﴿الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ﴾ منظور از این رجال، مرد در مقابل زن نیست بلکه شوهر در مقابل زن است، نه هر مردی قوّام است بر زن. گاهی ممکن است زن قوام باشد مثل مادر بر فرزند که اگر کسی فرزندی ولو در علم و اجتهاد، بدون اجازه مادر نمی‌تواند کاری را انجام بدهد که مادر را برنجاند و عاق مادر بشود در اینجا مادر قیم یک فرزندی است ولو آن فرزند مجتهد باشد پس زن در مقابل شوهر که مطلب دوم است غیر از زن در مقابل مرد است که مطلب اول است در مطلب دوم چون همه هزینه‌ها و مسئولیتها به عهده مرد است لذا خدا فرمود: ﴿الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ﴾ و برای اینکه زن بر اساس عاطفه اساس این خانواده را متلاشی نکند زمام طلاق را به دست مرد دادند و دو می توانند در متن عقد شرط بکنند که وقتی مرد می‌تواند طلاق بدهد که رضایت همسرش را فراهم کرده باشد، چه اینکه باز در متن عقد می‌توانند شرط بکنند که اگر زن از مرد بی مهری دید مشکلاتی را از ناحیه او تحمل کرد از طرف مرد وکیل باشد که خود را طلاق بدهد پس در متن عقد می‌توان بسیاری از این شرایطی را که رضایت طرفین و حق طرفین را متعادلانه تأمین می‌کند طرح کرد بسیاری از مسائل هست که در روایات ما آمده و خطوط کلی آن در قرآن هست خود خداوند هم در قرآن کریم به جامعه بشری و به امت اسلامی دستور داد فرمود: ﴿وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا﴾ یکی از چیزهایی که پیغمبر (صلّی الله علیه و اله و سلّم) فرمود این است که فرمود سنت من سخنان عترت طاهرین (علیهم السلام) بیانگر احکام شرعی شماست به آنها مراجعه کنید بنابراین مسئله طلاق هم با این تبیین حل خواهد شد.

متن سخنرانی حضرت استاد جلسه ۱۲۵، آفاق اندیشه

۳/ قوامون علی النساء به چه معناست؟ آیا بدین معنا که مانند یک رهبر و یک رییس یک سری اختیارات و قدرت بیشتری دارد یا اینکه فقط یک پاسدار و یک حافظی هست برای حریم خانواده؟
قوّام بودن در این مقام نشانه کمال و تقرّب الی‏اللَّه نیست، همچنانکه در وزارتخانه‏ها، مجامع، جامعه‏ها، افرادی هستند که قوّام دیگری یعنی مدیر، مسؤول و رئیس و مانند آن هستند اما این مدیریت، فخر معنوی نیست بلکه یک مسؤولیت اجرایی است و ممکن است کسی که ریاست آن مؤسسه را به عهده ندارد خالصانه‏تر از قیّم کار بکند و پیش خدا مقرّب‏تر باشد. قوّام بودن مربوط به مدیریت اجرایی است، زیرا که قرآن می‏فرماید:
 ﴿الرّجالُ قوّامون علی النّساء بما فضّل اللَّه بعضهم علی بعضٍ وبما أنفقوا من أموالهم﴾
 توانایی مرد در مسائل اجتماعی و شمّ اقتصادی و تلاش و کوشش برای تحصیل مال و تأمین نیازمندی‏های منزل و اداره زندگی بیشتر است. و چون مسؤول تأمین هزینه، مرد است سرپرستی داخله منزل هم با مرد است اما این چنین نیست که از این سرپرستی بخواهد مزیتی به دست آورد و بگوید من چون سرپرستم پس افضل هستم بلکه این یک کار اجرایی است، وظیفه است نه فضیلت، روح قیّوم و قوّام بودن وظیفه است و این چنین نیست که قرآن به زن بگوید تو در تحت فرمان مرد هستی، بلکه به مرد می‏گوید تو سرپرستی زن و منزل را به عهده داری. اگر این آیه به صورت تبیین وظیفه تلقی شود نه اعطای مزیت، آنگاه روشن می‏شود ﴿الرّجال قوّامون علی النساء﴾ یعنی «یا أیّها الرّجال کونوا قوّامین» یعنی ای مردها شما به امر خانواده قیام کنید همانطوری که برای مسائل قضایی می‏فرماید:
 ﴿کونوا قوّامین بالقسط شهداء للَّهِ﴾
 ﴿الرّجال قوّامون علی النساء﴾ گرچه جمله خبریّه است ولی روحش انشا است یعنی ای مردها شما قوّام منزل باشید، سرپرست منزل باشید، کارها را در بیرون انجام دهید، اداره زندگی را در منزل به عهده بگیرید، زیرا آسایش و آرامش زندگی مرد، در خانه است. این که آیه شریفه می‏فرماید:
 ﴿ومن آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لِتسکنوا اِلیها﴾
 آنچه در تعبیرات روایی آمده است «لیأوی الیها» برابر همین تعبیر قرآنی است. ﴿الرّجال قوّامون علی النساء﴾ به این معنا نیست که زن اسیر مرد است و مرد قوّام، قیّوم و مدیر است و می‏تواند به دلخواه خود عمل کند. هرگز این تکلیف نیامده فتوای یک‏جانبه بدهد و به مرد بگوید تو فرمانروا هستی و هر چه می‏خواهی بکن، بنابراین، اگر اسلام این دو حکم الزامی را در کنار هم ذکر کند و به زن در مقابل شوهر دستور تمکین می‏دهد و به مرد در مقابل زن دستور سرپرستی می‏دهد، تنها بیان وظیفه و جریان امور خانواده است و هیچ یک نه معیار فضیلت است و نه موجب نقص.
 در نتیجه، اولاً، ﴿الرّجال قوّامون علی النساء﴾ مربوط به زن در مقابل شوهر است نه زن در مقابل مرد. ثانیاً، این قیمومیّت معیار فضیلت نیست بلکه وظیفه است. ثالثاً، قیّم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده است. گاهی زن قیّم مرد است و گاهی مرد قیّم زن. و در اصول خانوادگی بسیاری از مسائل عوض می‏شود. اطاعت فرزند چه پسر و چه دختر از ساحت مقدس پدر و مادر واجب است، و اگر فرزند کاری بکند که پدر یا مادر برنجد عاق پدر و مادر می‏شود و عقوق والدین حرام است. بنابراین اگر مادر فرزند را از کاری نهی کرد و گفت: این کار مایه آزردگی من می‏شود. در اینجا اطاعت مادر واجب است و پسر نمی‏تواند بگوید که من چون در رتبه اجتهاد به سر می‏برم یا مهندس و طبیب شده‏ام، دیگر تحت فرمان مادر نیستم و در حقیقت در چنین مواردی زن بر مرد قیّم است، مادر بر پسر قیّم است گرچه پسر مجتهد و یا متخصص باشد. در مسائلی که مربوط به داخل خانواده است زن و شوهر، مادر و فرزند و پدر و فرزند یک سلسله حقوق متقابلی دارند. و رابعاً، همان گونه که در آغاز فصل گذشت این قیمومت طبق شرایط ضمن عقد قابل تحدید و یا واگذاری است.

کتاب زن در آیینه جلال و جمال ۳۹۱ چاپ گالینگور

۴/مهریه زن آیا به صورت هدیه و تحفه است که در این صورت واجب نیست و اگر واجب هست چرا مرد باید برای انتخاب همسر خودش مقداری پول بدهد ، آیا این پول یک نوع اهانت به شخصیت زن نیست؟
اصل مهر را که از او به عنوان صداق یاد کردند این نشانه صدق و صفا و صمیمیت طرفین است در صدر اسلام گاهی مهریه زن،  تعلیم قرآن بود مثلاً زنی به عقد مردی در می‌آمد که آن مرد این زن را به علوم قرآنی آشنا کند مهریه می‌تواند تعلیم باشد می‌تواند تزکیه باشد می‌تواند نقل معارف الهی و پرورش مسائل معنوی باشد می‌تواند امر مادی باشد این برای ایجاد یک نوع علقه مأکّده آن مسئله نکاح است این هرگز اهانت نیست گاهی انسان می‌بینید یک قرآنی را می‌خرد و در قبال خرید قرآن یک پولی هم می‌دهد این اهانت نیست اگر انسان خیال بکند که با این مهریه زن را می‌خرد یا ناموس او را می‌خرد اشتباه می‌کند اما زن را نمی‌خرد برای اینکه زن هم آزاد است مرد هم آزاد است هیچ سلطه‌ای مرد بر زن ندارد یک، و ناموس او و حرمت او و عفاف او را نمی‌خرد برای اینکه اگر به آن عفاف و ناموس تعدّی شد و مرد بخواهد رضایت بدهد این رضایت در محاکم اسلامی مسموع نیست برای اینکه این حرمت زن و عفاف زن حق‌الله است نه در اختیار خود زن است تا بتواند بگذرد نه در اختیار مرد است در قرآن هم از جریان مهر گاهی برای اینکه صبغه همان صفا و صمیمیت را حفظ بکند و جنبه تجارت پیدا نکند از او به عنوان نحله و هبه یاد کرده است گرچه واجب است بپردازد اما از او به عنوان نحله یاد کرده است در آیهٴ چهار سورهٴ مبارکهٴ «نساء» این است ﴿وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنیئًا مَریئًا﴾ این صداق است که نشانه صداقت طرفین است تصدیق آن نکاح است و حق مسلم زن هست و از آن هم به عنوان نحله یاد شده است بعد فرمود اگر خود زن صرف‌نظر کرد شما می‌توانید در این مهریه تصرف کنید.

متن سخنرانی حضرت استاد جلسه ۱۲۵، آفاق اندیشه

۵/ چرا باید در ارث با توجه به آیه قرآن که فللذکرمثل حض الانثین، حق مرد دو برابر حق زن باشد.
درباره ارث زن می‏توان گفت گرچه کمبود برخی از موارد سهام را اموری مانند تحمیل هزینه زندگی او بر شوهر و نیز تحمیل مهر بر همسر و اختصاص تحمیل دیه بر عاقله مرد نه زن (یعنی زن هرگز مسؤول دیه خطایی برادر و برادرزاده و مانند آن نخواهد بود) به عهده می‏گیرد، لیکن توضیح کوتاهی پیرامون اصل ارثِ زن و برخی از اقسام آن در این مبحث سودمند می‏باشد، اولاً معلوم باشد که زن مانند شوهر همراه با تمام طبقاتِ ارث، حضور حقوقی دارد و در تمامی مراتب طبقه‏بندی شده ارث زنِ شوهر متوفی مانند شوهر زن متوفاة حضور دارد.
ثانیاً اینچنین نیست که در تمام انحاء ارث سهم زن کمتر از سهم مرد باشد بلکه سهم زن گاهی مساوی سهم مرد است و گاهی کمتر از آن و زمانی نیز بیشتر از سهم مرد قرار دارد.  مواردی که زن همتای مرد ارث می‏برد و نه کمتر از آن، عبارت است از:
 ۱ - پدر و مادر میّت: در صورتی که میّت فرزند داشته باشد که هر کدام از ابوین سُدْس = ۱۶ می‏برند و سهم پدر در خصوص فرض مزبور از مال فرزند، بیشتر از سهم مادر نیست.
 ۲ - کلاله مادری یعنی برادر و خواهرِ مادری میّت که به اندازه مساوی ارث می‏برند نه با تفاوت، به طوری که خواهر مادری میّت معادل سهم برادر مادری میّت ارث می‏برد نه کمتر از آن و آیه ۱۱-۱۲ سوره نساء دلیل این دو حکم است چنانکه وسائل‏الشیعه باب ۳ و باب ۸ از ابواب میراث‏الاخوه والاجداد حکم کلاله را تعرض نموده است.
 و اما مواردی که زن کمتر از مرد ارث می‏برد، مانند: دختر که کمتر از پسر ارث می‏برد و مانند کلاله پدری و مادری یعنی برادر و خواهر پدری و مادری میّت که در این صورت نیز زن یعنی خواهر میت نصف سهم مرد یعنی برادر میت ارث می‏برد و آیه ۱۱ سوره نساء عهده‏دار بیان تفاوت ارث پدر و مادر میت که دارای فرزند نباشند و نیز تفاوت ارث دختر و پسر و آیه ۱۷۶ که پایان سوره نساء است عهده‏دار بیان تفاوت ارث کلاله پدر و مادری یا پدری میّت می‏باشد.  البته گاهی نقص ارث متوجّه سهم کلاله پدری می‏شود در این مورد سهم زن همچنان محفوظ است و سهم مرد محذوف و محجوب می‏باشد. لیکن هیچگاه نقص سهم متوجه کلاله امی نمی‏شود.
 اما مواردی که سهم زن بیش از سهم مرد می‏باشد، مانند: موردی که میّت غیر از پدر و دختر وارث دیگر نداشته باشد که در اینجا پدر سُدس = ۱۶ می‏برد و دختر بیش از آن. و مانند: موردی که میّت دارای نوه باشد و فرزندهای او در زمان حیات وی مرده باشد که در اینجا نوه پسری سهم پسر را می‏برد و نوه دختری سهم دختر را (نصیب مَن یَتَقرّب بالمیّت) یعنی اگر نوه پسری دختر باشد و نوه دختری پسر باشد در اینحال آن دختر دو برابر این پسر می‏برد، گرچه منشأ این تفاوت همان تفاوت ارث دختر و پسر می‏باشد، لیکن آنچه فعلاً در تقسیم خارجی صورت می‏پذیرد این است که زن دو برابر مرد ارث برده است، و در برخی از احادیث معصومین چنین آمده است: «بِنْتُ الْاِبنِ اَقرب من ابن البنتِ»،  یعنی دختر پسر از پسر دختر به میّت و مورّث خود نزدیک‏تر است.
 نکته قابل توجه آن که گرچه خداوند تمام قوانین حقوقی را برابر حقوق فطری تنظیم و تدوین فرموده است تا زمینه اثاره دفائن فطری و شکوفایی گنجینه‏های درونی جامعه بشری فراهم گردد، لیکن در پایان آیه ارث، دو اسم از اسمای حسنای الهی را یادآور می‏شود که هماهنگی نظام تشریع و تکوین را در خاطره‏ها احیا نماید و آن این است که در پایان آیه ۱۱ سوره نساء که عهده‏دار برخی از ارث‏های متفاوت می‏باشد، چنین فرموده است: ﴿… انّ اللَّه کان علیماً حکیماً﴾ یعنی شما از علم و حکمت کافی برخوردار نیستید تا راز تفاوت را که در هسته مرکزی عدل نهفته در آن جستجو کنید، لیکن خداوند آگاه و حکیم است همه علل تساوی و عوامل تفاوت را جمع‏بندی نموده و بر مدار حکمت آنها را به صورت موادّ معتدل حقوقی روانه می‏فرماید، تا مسائل در سنت و مانند آن از تفریط جاهلیت کهن و از افراط جاهلیت جدید و مُدِرن مصون بماند.
 قرآن کریم برای اهتمام به حق زن، هنگام تعیین سهام ارث، اول ارث زن را اصل و مبنا قرار داده و آن را مسلّم دانسته و معیار ارث معرفی می‏نماید، آنگاه می‏فرماید: ﴿للذّکر مثل حظّ الاُنثیین﴾، یعنی در موقع بیان سهم برادر، چنین نمی‏فرماید که خواهر نصف سهم برادر می‏برد که پارامتر اصلی، سهم برادر باشد، بلکه معیار و اصلِ مفروض و مسلّم را ارث خواهر که دختر میّت است قرار می‏دهد و سهم برادر که پسر متوفا می‏باشد دو برابر سهم خواهر می‏داند تا اصل ارث زن قطعی و مفروغ‏عنه باشد.

کتاب زن در آیینه جلال و جمال، ص ۳۴۵

۶/ چرا در شهادت دو زن در مقابل یک مرد قرار داده شده است. (فان لم یکونا رجلین فرجل و امرتان)
شهادت زن گرچه طبق برخی از نصوص محدود است، لیکن کارشناسی زن و اهل خبره شدن وی در تمام رشته‏های تجربی و اقتصادی و مانند آن روا و صحیح است و از این جهت هیچ تفاوتی بین مرد و زن وجود ندارد، زیرا معیار شهادت، گزارش از حسّ است و معیار کارشناسی در رأی اهل خبره، حدس فکری و علمی است، و ارزش حدس علمی و گزارش کارشناسی کاملاً معلوم است.
اما در جریان شهادت برای آن است که حق در محکمه برای قاضی ثابت بشود و اثبات حق متوقف است بر اینکه آن شاهد در صحنه حضور کامل داشته باشد و چون زنها در بسیاری از موارد در جامعه آن‌چنان که باید حضور ندارند، و در صحنه حادثه و زد و خوردها و … حضور  ندارند، به خاطر اینکه حضور اینها کم است ممکن است زود فراموش کنند و لذا قرآن نکته آن را ذکر می‏کند و می‏فرماید: این که شهادت دو زن، در حکم شهادت یک مرد است، نه برای آن است که زن، عقل و درکی ناقص دارد و در تشخیص، اشتباه می‏کند بلکه:
 ﴿اَن تَضِلَّ اِحداهما فتذکّر احداهما الأُخری﴾
 اگر یکی از این دو فراموش نمود دیگری او را تذکر بدهد.
 زیرا که زن مشغول کارهای خانه، تربیت بچه، و مشکلات مادری بوده و ممکن است صحنه‏ای را که دیده فراموش کند، بنابراین دو نفر باشند تا اگر یکی یادش رفت دیگری او را متذکر کند.

 کتاب زن در آیینه جلال و جمال، ص۳۷۴ و۳۵۶ و متن سخنرانی حضرت استاد جلسه ۱۲۵، آفاق اندیشه

۷/ آیا طبق قوانین اسلامی زن می تواند امور اجرایی کشور را به عهده بگیرد؟
بحثهای مربوط به زن دو عنصر محوری دارد یکی در کمالات علمی و عملی است یکی هم در کارهای اجرایی در کمالات علمی و عملی هیچ فرقی بین زن و مرد نیست نه مذکر بودن نشانه کمال انسان است و نه مؤنّث بودن مانع تکامل.
تصدی امور اجرایی برای زن نیز نه تنها در کارهای کلان نمایندگی و وکالت محذوری ندارد، بلکه تصدّی امور خاص به عنوان وصایت که نوعی از ولایت بر موصی‏به می‏باشد رواست زیرا برای وصایت هیچگونه اشتراط ذکورت مطرح نیست، چه این که جعل ولایت بر ایتام و صغار برای زن محذوری ندارد، یعنی حکومت اسلامی در صورت نبودن ولی شرعی می‏تواند مادر را قیّم و سرپرست صغار قرار دهد، چه این که می‏تواند زن را متولی رقبات وقف قرار داده و او را صاحب تولیت کلان نماید، چون پذیرش تولیت بر وقف مشروط به مرد بودن متولی یا ممنوع به زن بودن وی نیست. اگر سیستم اداره جامعه بر موازین ستر و عفاف و طهارت روح استوار باشد، هیچگونه منع شرعی برای حضور زن، در وکالت، وِصایت، ولایت بر محجورین و ولایت بر رقبات وقف و نظائر آن نخواهد بود، و هرگز حق زن در مواردی محدود مانند حق‏الحضانه خلاصه نمی‏شود، نموداری از حق مزبور در جوامع روائی آمده است که مادر برای نگهداری فرزند خردسال اولی و سزاوارتر است،  لیکن هرگز دلیلی بر حصر حق زن (در قبال شوهر) در حق‏الحضانه نیست چه این که دلیلی بر حصر حق زن (در قبال مرد) و بر امور معیّن وجود ندارد.
پس در جامعه نیز اگر جامعه زنان را بخواهند اداره بکنند می‌توانند مسئولیت آنها را داشته باشند دانشگاهی باشد بیمارستانی باشد مؤسّسات آموزشی باشد مؤسّسات درمانی باشد که کل این کارها را زنها به عهده می‌گیرند زن هم می‌تواند ریاست آن بخشها را اداره کند بلکه شایسته هم است اما در کارهای اجرایی که تماس با نامحرم هست صلاحیت طرفین در این است که او چنین مسئولیتی را قبول نکند  چون کارهای اجرایی کمال نیست بلکه کمال در آن معارف و علوم است مثلاً زن می‌تواند یک حقوقدان ماهر ویک استاد دانشکده حقوق باشد که شاگردان او قاضی شده و حد جاری کنند. در این جا هر چند خودش حد جاری نمی کند اما باید دانست که  قاضی شدن و اجرای حد جاری کردن کمال نیست بلکه عالم شدن، استاد شدن، معلم شدن و قاضی تربیت کردن کمال است ل پس آنچه که کمال است زن از او محروم نیست آنچه که به زن گفتند این کارها را نپذیر آنها کارهای اجرایی است و کمال نیست.

متن سخنرانی حضرت استاد جلسه ۱۲۵،  آفاق اندیشه ، کتاب زن در آیینه جلال و جمال، ص۳۵۷

۸/ چرا دیه زن و مرد متفاوت است؟
دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوی انسان مقتول نیست، بلکه یک دستور خاصی است که ناظر به مرتبه بدن انسان کشته شده می‏باشد، نشانه آن این است که اسلام بسیاری از افراد اعم از زن و مرد را که دارای اختلاف علمی یا عملی‏اند متفاوت می‏بیند و تساوی آنها را نفی می‏کند، و در عین حال دیه آنها را مساوی می‏داند، مثلاً درباره تفاوت عالم و جاهل می‏گوید:
 ﴿… هل یستوی الّذین یعلمون والّذین لا یعلمون﴾
 آیا کسانی که می‏دانند با کسانی که نمی‏دانند مساویند؟
 و درباره تفاوت مجاهد قائم و غیر مجاهد قاعد چنین می‏فرماید:
 ﴿لا یستوی القاعدون من المؤمنین غیر أُولی الضرر والمجاهدون فی سبیل اللَّه﴾
 مؤمنان خانه‏نشین که زیان دیده نیستند با آن مجاهدانی که با مال خود در راه خدا جهاد می‏کنند یکسان نمی‏باشند.
 و درباره اختلاف کسی که قبل از فتح مکه و پیروزی چشمگیر اسلام درباره آن جهاد و کمک مالی می‏کرد و در راه خدا مبارزه و انفاق می‏نمود با کسی که بعد از فتح مکه در جهاد شرکت می‏کرد و در راه کمک مالی می‏نمود چنین می‏فرماید:
 ﴿… لا یستوی منکم من أنفق من قبل الفتح وقاتل أُولئک أعظم درجة من الّذین أنفقوا من بعد وقاتلوا وکلّاً وعد اللَّه الحسنی واللَّه بما تعملون خبیر﴾
 کسانی از شما که پیش از فتح مکه انفاق و جهاد کرده‏اند با دیگران یکسان نیستند، آنان از حیث درجه بزرگتر از کسانی‏اند که بعداً به انفاق و جهاد پرداخته‏اند.
 غرض آن که قرآن کریم با تصریح به عدم تساوی ارزش‏های الهی افراد یاد شده و با اصرار بر تفاوت معنوی آنان تصریح به تساوی آنان در قصاص و دیه دارد و در این باره راجع به تساوی همگان چنین می‏فرماید:
 ﴿وکتبنا علیهم فیها انّ النفس بالنفس والعین بالعین والأنف بالأنف والأُذن بالأُذن والسنّ بالسنّ والجروح قصاصٌ فمن تصدّق به فهو کفّارة له﴾
 و مقرّر کردیم برایشان که جان در مقابل جان و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان می‏باشد و زخم‏ها به همان‏ترتیب قصاص دارند وهر که آن را ببخشد پس کفاره (گناهان) اوخواهد بود.
 یعنی هر انسانی اعم از زن و مرد در قبال انسان دیگر خواه زن و مرد قصاص می‏شود چه این که قصاص اجزا و اطراف و قصاص جراحت‏ها نیز مساوی است، لیکن همین عموم یا اطلاق در آیه دیگر تقیید و تخصیص می‏پذیرد زیرا خداوند در آیه دیگر چنین فرمود:
 ﴿یا أیّها الّذین آمنوا کُتب علیکم القصاص فی القتلی الحرّ بالحرّ والعبد بالعبد والأُنثی بالأُنثی﴾
 ای کسانی که ایمان آورده‏اید درباره کُشتگان، بر شما قصاص مقرّر شده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن.
 با این آیه، عموم یا اطلاق آیه قبلی تخصیص یا تقیید می‏پذیرد، یعنی زن در قبال زن قصاص می‏شود نه مرد، و حکم دیه هم در اسلام با تفاوت بین زن و مرد تدوین شد. امّا از جهت ارزش‏های معنوی ممکن است زنی بیش از مرد مقرّب نزد خدا باشد، بنابراین تساوی دیه عالم و جاهل نه از ارج و منزلت عالِم می‏کاهد و نه بر مقام جاهل می‏افزاید و نیز تفاوت دیه مرد و زن نه بر منزلت مرد می‏افزاید و نه از مقام زن می‏کاهد، زیرا برخی از تفاوت‏های مادی و مالی هیچگونه ارتباطی به مقام‏های معنوی ندارد، و هیچ تلازم عقلی یا نقلی بین دیه و کمال معنوی وجود ندارد تا هر اندازه دیه بیشتر شود، قداست روح مقتول و تقرّب وی نزد خدا افزون‏تر باشد چون حکم کلامی قتل ناظر به ارزش معنوی انسان مقتول است لذا قتل عمدی مرد یا زنِ مؤمن از جهت بحث‏های کلامی یکسان است یعنی اگر قتل عمدی مؤمن عذاب اَبَد یا دراز مدّت را به دنبال دارد هرگز فرقی بین آن که مؤمن مقتولِ عمدی زن باشد یا مرد وجود ندارد، چه این که از جهت لزوم کفاره هیچ فرقی بین قتل زن و مرد نیست یعنی در قتل عمدی کفاره جمع بین آزاد کردن برده و روزه شصت روز و اطعام شصت مسکین واجب است و در قتل غیر عمد کفاره به نحو ترتیب نه به نحو جمع و نه به طور تخییر، واجب می‏شود و از این لحاظ فقهی نیز فرقی بین قتل زن و مرد نیست.

کتاب زن در آیینه جلال و جمال، ص۳۵۴


معرفی محصولات



کتاب زن در آیینه جلال و جمالزن در آیینه جلال و جمال
تبیین مقام و منزلت زن از یک سو و موقعیت فردی و جمعی او از سوی دیگر و نیز نقش موثر و جهت دار وی در جامعه از سوی سوم، بر اساس رهیافت براهین عرفانی و قرآنی، امری ضروری و حیاتی است.
ویرایش کتاب جدید کتاب ارزشمند زن در آیینه جلال و جمال با اضافات حضرت استاد، مباحث شناسایی و معرفی زن در کتاب الهی، بررسی شخصیت زن از دیدگاه عرفان ناب اسلامی و پاسخ به آخرین شبهات و ابهامات درباره زن و … را تقدیم دلباختگان معارف اسلامی کرده است.

 

 

کتاب بنیان مرصوص امام خمینی(قدس سره)بنیان مرصوص ، امام خمینی قدس سره
پس از انبیای عظام و ائمه اطهار (علیهم السلام)، نائبان آنان به وساطت ایشان، مظهر تام اسمای حسنای الهی هستند؛ امام خمینی از جمله نایبان معصومان(علیهم السلام) است که در این اثر به تبیین سیره علمی و عملی ایشان و نیز وظایف رهروان راستین آن حضرت پرداخته شده است.
هم چنین در این اثر درباره تأثیر نهضت سید الشهداء(علیه السلام) بر انقلاب اسلامی ایران، عناصر محوری پیام امام خمینی به رهبر شوروی سابق و وصیت نامه ایشان مطالبی ذکر شده است.
این کتاب در قطع وزیری چاپ شده و دارای ۴۶۴صفحه می باشد.

 

 

کتاب ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالتولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت
ظرافت موضوع ولایت فقیه  که سنگ بنای نظام مقدس اسلامی است و نوپایی طرح آن از یک سو، و هجوم فکری و فرهنگی بیگانگان برای ایجاد تردید و تزلزل در آن از سوی دیگر، موجب طرح پرسش و شبهاتی در این زمینه گردیده و ضرورت روشنگری بیشتر را نمایان ساخته است.
کتاب «ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت» طی هفت فصل، به مباحث انسان، آزادی، عبودیت، قانون، ضرورت ولایت فقیه، وظایف و اختیارات ولایت فقیه، حکومت اسلامی و اهداف آن، امام خمینی(قدس سره) ولایت فقیه، عزت مردم، پاسخ به ۱۱۵ سوال و شبهه در زمینه ولایت فقیه و را …. مطرح کرده است.

 

 

نرم افزار  زن در آیینه جلال و جمال
مجموعه حاضر شامل چهل و یک جلسه سخنرانی حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) شامل صوت و متن پیرامون مقام زن می باشد. همچنین در این نرم افزار متن کامل کتاب زن در آیینه جلال و جمال قابل دسترسی می باشد.
از امکانات قابل توجه این برنامه، جستجوی لفظی در متن کتاب، دروس و فهارس،امکان انتقال متن به یادداشت و مشاهده متن ذخیره شده در نرم افزار ورد،امکان حاشیه نویسی در متون،امکان رنگی کردن متون،امکان علامتگذاری در متون و امکانات همزمانی صوت و متن می باشد.

 

 نرم افزار  بنیان مرصوص امام خمینی در بیان و بنان آیت الله جوادی آملیبنیان مرصوص امام خمینی در بیان و بنان حضرت آیت الله جوادی آملی

بی شک از بارزترین چهره هایی که تاریخ بشری به خود دیده، شخصیت متعالی امام خمینی (قدس سره) است که با ظهورش، لمعان پرفروغ و تلألو فروزنده اسلام را در همه جا گسترانید و بعثت انبیاء و امامت اوصیا را در خاطره ها زنده کرد.
اساس انقلاب عظیم و نهضت بی نظیر او آزاد سازی اندیشه دینی و تفکر قرآنی بوده است هر چند رهبران جوامع بشری در فکر رهایی ملتها و آزادی انسان هستند ولی امام راحل(قدس سره) با اندیشه برتر خویش به فکر گسستن اغلال و زنجیره هایی بود که طواغیت زمان و شیاطین به دست و پای دین زده و آن را از بالندگی و حیات بخشی ساقط کرده اند. زیرا این دین آزاد و رها است که آزادی جوامع را ارمغان می آورد به انسانها قدرت پرواز می دهد.
مجموعه حاضر، تبیین شخصیت بزرگ و اندیشه های روشن و مترقیانه حضرت امام خمینی(قدس سره) است که توسط حضرت آیت الله جوادی آملی، طی سالهای متمادی (۱۳۵۹تا۱۳۸۴) ارائه گردیده و توسط مرکز اسراء تدوین و به عرصه فرهنگ دینی و علمی عرضه می شود.
محتویات این نرم افزار عبارت است از : ۳۶جلسه سخنرانی حضرت استاد با هم خوانی متن با صوت، متن کتاب بنیان مرصوص امام خمینی و آوای توحید و … همراه با ۲۵دقیقه فیلم و ۵۰قطعه عکس/


جمادی الاول و جمادی الثانی در گذر تاریخ



جمادی الاول 

   ۳ جمادی الاول          خلع قاهر عباسی از خلافت - سال ۳۲۲ هجری قمری
   ۵ جمادی الاول          درگذشت ابوعلی صیرفی کوفی - سال ۲۶۳ هجری قمری
   ۶ جمادی الاول          آغاز خلافت راضی بالله عباسی - سال ۳۲۲ هجری قمری
 ۱۰ جمادی الاول          کشته شدن خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه - سال نهم هجری قمری
 ۱۰ جمادی الاول          آغاز جنگ جمل در حوالی بصره - سال ۳۶ هجری قمری
 ۱۳ جمادی الاول          شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بنا به روایتی -سال یازدهم

                                  هجری قمری
 ۱۵ جمادی الاول          میلاد مسعود امام زین العابدین(علیه السلام)، بنا به روایتی - سال ۳۸

                                  هجری قمری
 ۱۵ جمادی الاول          کشته شدن ابراهیم بن مالک اشتر ومصعب بن زبیر در نبرد با سپاهیان شام 

                                   سال ۷۲ هجری قمری
 ۱۵ جمادی الاول          کشته شدن مفلح در نبرد با زنگیان - سال ۲۵۸ هجری قمری
 ۱۵ جمادی الاول          شهادت محمد بن ابی بکر - سال ۳۸ هجری قمری
 ۱۷ جمادی الاول          قتل عبدالله بن زبیر در مکه - سال ۷۳ هجری قمری
 ۱۸ جمادی الاول          وفات قرطبی، نویسنده کتاب عقدالفرید - سال ۳۲۸ هجری قمری
 ۲۲ جمادی الاول          نبرد توابین در عین الورده با سپاهیان عبیدالله بن زیاد - سال ۶۵ هجری قمری
 ۲۵ جمادی الاول          مرگ معاویه دوم - سال ۶۴ هجری قمری
 ۲۷ جمادی الاول          شهادت ابوسلمه اسدی - سال چهارم هجری قمری
 ۲۹ جمادی الاول          درگذشت محمد بن عثمان، دومین نایب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه

                                  الشریف) - سال ۳۰۵ هجری قمری

 

 جمادی الثانی 

   ۱ جمادی الثانی          سریه زید بن حارثه در منطقه قَرَده - سال سوم هجری قمری
   ۱ جمادی الثانی          هلاکت هارون الرّشید - سال ۱۹۳ هجری قمری
   ۳ جمادی الثانی          شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) - سال یازدهم هجری قمری
 ۱۰ جمادی الثانی          عهدنامه امام علی(علیه السلام) به اهالی نجران - سال ۳۷ هجری قمری
  ۱۰ جمادی الثانی          قیام ابن طباطبا در کوفه - سال ۱۹۹ هجری قمری
 ۱۴ جمادی الثانی          آغاز خلافت امین عباسی - سال ۱۹۳ هجری قمری
 ۱۵ جمادی الثانی          مرگ ولید بن عبدالملک اموی - سال ۹۶ هجری قمری
 ۱۵ جمادی الثانی          آغاز خلافت سلیمان بن عبدالملک - سال ۹۶ هجری قمری
 ۱۹ جمادی الثانی          وفات ابوعلی بن همام بغدادی - سال ۳۳۶ هجری قمری
 ۲۰ جمادی الثانی          میلاد فرخنده حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) - سال پنجم بعثت
 ۲۰ جمادی الثانی          مرگ ابوبکر بن ابی قحافه - سال ۱۳ هجری قمری
 ۲۳ جمادی الثانی          خلافت عمر بن خطاب - سال ۱۳ هجری قمری
 ۲۵ جمادی الثانی          مرگ طاهر بن حسین - سال ۲۰۷ هجری قمری
 ۲۷ جمادی الثانی          شهادت امام هادی(علیه السلام)، بنا به قولی - سال ۲۵۴ هجری قمری
 ۲۷ جمادی الثانی          درگذشت ابوعبدالله محمد بن خالد طیالسی - سال ۲۵۹ هجری قمری
 ۲۸ جمادی الثانی          قتل ولید بن یزید اموی - سال ۱۲۶ هجری قمری
 ۲۸ جمادی الثانی          آغاز خلافت یزید بن ولید - سال ۱۲۶ هجری قمری
 ۳۰ جمادی الثانی          کشته شدن ابونصر سامانی - سال ۳۰۱ هجری قمری
 ۳۰ جمادی الثانی          قیام حسین بن محمد علوی بر علیه مستعین عباسی - سال ۲۵۱ هـ.ق