پرسمان

238 بازدید

پرسمان

۱/ با توجه به مقام عصمت ائمه(علیهم‌السلام)، استغفار آنها به درگاه خداوند به چه معناست؟
استغفار برای اولیای خداوند جنبه دفع و برای ما جنبه رفع دارد؛ یعنی ما استغفار می‏کنیم تا لغزشهایی که مرتکب شده‏ایم بخشیده شود و آنها استغفار می‏کنند تا گناه اصلاً به سراغ آنها نیاید. آنها ذاتاً معصوم نیستند و نفس استغفار برای ایشان عبادت است؛ یعنی آن بزرگان با عبادت و اطاعت، معصوم هستند و استغفار و توبه در عصمت آنها دخالت دارد.

۲/ سرّ عدم تصریح اسامى معصومین (علیهم‌السّلام) در قرآن چیست؟
شاید سرّ عدم تصریح اسامى شریف حضرت امیرالمؤمنین و سائر معصومین (علیهم‌السّلام) همان باشد، ‏که دشمنى دیرین و کینه توزى کهن منافقانِ بظاهر مسلمان، و ساده‌اندیشى تازه مسلمانان صدر اسلام ‏بانضمام برخى از علل و عوامل دیگر سبب مى‌شد که عدّه‌اى از اصل دین منحرف شوند، یا جنگ داخلى در ‏حضور پیامبر (صلّى‌الله‌علیه‌وآله) رخ دهد چنانکه از بعضى ائمه (علیهم‌السّلام) پرسیدند چرا اسم على ‏‏(علیه‌السّلام) در قرآن نیامد، آنحضرت جوابى فرموده‌اند که عصارهٔ آن مرقوم شد، پروردگار همواره علاقمندان ‏به معارف را از قرآن و عترت بهره‌مند فرماید.‏
جوادى آملى ۳ / ۲ / ۱۳۷۴‏ 

۳/ در روایت و همچنین در زیارت‌نامه‌هاى ائمه طاهرین (علیهم‌السّلام) مذکور است که ائمه ‏‏(علیهم‌السّلام) از اصلاب شامخه و ارحام مطهره‌اند، و چنانچه مى‌دانید دو فرد از ائمه ما از ‏مادران غیرمسلمان بودند، یکى از دختران یزدگرد ساسانى و دیگرى از فرزندان پادشاه روم. ‏گرچه در هنگام زوجیت در لباس اسلام بودند ولى کلمهٔ أرحام جمع است که به رحم قبل از مادر ‏امام (علیه‌السّلام) هم اطلاق مى‌شود. آیا این روایت ضعیف است، در صورت صحت، بیان ‏فرمایید، آیا اطلاق طهارت بر ارحام غیرمسلمان جایز است؟
نیاکان پدرى و مادرى اهل‌بیت عصمت و طهارت یعنى معصومین (علیهم‌السّلام) از طهارت توحید برخوردار ‏بوده و از لوث شرک مصون بوده‌اند، و هر کدام از پدران و مادران در هر عصرى که بسر مى‌بردند بنابر دین ‏توحیدى همان زمان موحّد بودند و به صرف دسترسى به اسلام ناب به دین حنیف و شریف رسول اکرم ‏‏(صلّى‌الله‌علیه‌وآله) مشرف مى‌شدند، و هیچگاه برخلاف حجّت و تکلیف و اصل عمل نمى‌کردند.‏
جوادى آملى ۷ / ۳ / ۱۳۷۴‏

۴/‏ سرّ سلام کردن به اهل بیت‌(علیهم‌السلام) چیست؟
شاید به عرضتان رسیده باشد که یکی از آداب مجلس علم آن است که معلم به ‏متعلّمان و مخاطبان درود بفرستد و سلام کند. این ادبی است که ذات اقدس اله در ‏سوره مبارکه انعام به ما آموخت، فرمود: ”وَإذا جاءَکَ الّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ ‏عَلَیْکُمْ“(١) یعنی وقتی مؤمنین برای فراگیری علوم الهی به محضر تو آمدند بگو سلام ‏علیکم.‏ مخاطبانی که در مجلس رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شرف حضور ‏داشتند دو گروه بودند. متوسطین آنها سلام را از خود پیغمبر و برخی از آنها سلام را از ‏خدا دریافت می‌کردند. البته سلام خدا همان اعطای سلامتی است. این‌طور نیست که ‏خدا لفظاً به کسی سلام کند، و مهمترین نوع سلامتی هم، سلامتی دل است.‏ اگر دلی از یاد غیر خدا خالی بود چنین دلی سالم است. وقتی ظرف دل سالم بود ‏جا برای مظروف وجود دارد و آنگاه است که علوم و معارف را در چنین ظرفی می‌ریزند. ‏بنابراین ذات اقدس اله اول به انسان ظرف می‌دهد بعد ظرفیت و در نهایت مظروف عطا ‏می‌کند‎.‎ از طرف دیگر سلامت دل در شکستن دل است و لذا اگر انسان حالی پیدا کرد که ‏دلش شکست باید شاکر باشد، اگر مطلبی فرا گرفت باید شاکر باشد چون همه‏‎ ‎این‌ها ‏از عطایای الهی است. به هر حال سلامت دل نیمی از راه است‎ ‎برای این‌که ظرف ‏سالم، مادامی که تهی از مظروف باشد سودی ندارد‎.‎ این‌که ما در عرض ادب به پیشگاه معصومین علیهم السلام در زیارت‌ها عرض ‏می‌کنیم السلام علیکم و رحمة اللّه وبرکاته این سلامت مربوط به سلامت قلب و ظرف ‏است و آن رحمتی که مسئلت می‌کنیم ناظر به مظروف است یعنی در واقع از خدا دو ‏چیز طلب می‌کنیم یکی سلامت ظرف دل و دوم داشتن مظروف خوب، یعنی از خدا ‏می‌خواهیم که رحمت و برکات خود را بر قلب ما، نازل کند و قلب ما را از یاد غیر خود ‏تطهیر نماید‎

۵/ فایده صلوات بر خاندان پیامبر چیست؟ آنها که نیازی به درود و صلوات ‏ما ندارند.‏
مرحوم علامه طباطبایی به فردی که چنین سؤالی از ایشان پرسیده بود پاسخ ‏لطیفی دادند. فرمودند: صلواتی که ما می‌فرستیم اولاً از خودمان چیزی اهدا نمی‌کنیم ‏بلکه به خدا عرض می‌کنیم و از او می‌خواهیم که بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه ‏بفرستد و ثانیاً گرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند ولی به ذات اقدس اله که ‏نیازمندند وباید دائماً فیض الهی بر آنها نازل شود. ما با این صلوات در واقع خود را به این ‏خاندان نزدیک کرده‌ایم. بعد مثال می‌زدند و می‌فرمودند: اگر باغبانی در باغی که همه‎ ‎گل‌ها و میوه‌هایش مِلک صاحب باغ است کار کند و از صاحب باغ حقوق بگیرد، روز عید، ‏یک دسته گل از باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد آیا عمل او موجب تقرب به ‏صاحب باغ هست یا نه؟ مسلماً هست. این عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ‏ادب ما را ثابت می‌کند واِلاّ ما که از خودمان چیزی نداریم. بلکه از ذات اقدس اله مسئلت ‏می‌کنیم بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید. و همین عرض ادب برای ما تقرّب است.‏
۶/ چرا تأکید شده قبل و بعد از دعاها صلوات بفرستیم؟ تفاوت صلوات ‏فرستادن خدا بر پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه و آله و سلم) و بر مؤمنان ‏چیست؟
معنای صلوات بر آن حضرت این است که: خدایا رحمتت را بر پیامبر و آل او نازل ‏فرما. وقتی رحمت بر حضرت نازل شد به دیگران هم می‌رسد چون او مجرای فیض است ‏و اگر بخواهد خیری به دیگران برسد باید به عنوان رحمت خاصه، نخست بر حضرت نازل ‏شود و سپس به دیگران برسد‎.‎ علی‌(علیه السّلام) می‌فرماید: دعا یا حاجت خود را محفوف (در بر گرفته و ‏پیچیده) به صلوات بر رسول خدا کنید؛ زیرا صلوات بر حضرت دعایی مستجاب است و ‏چون به همراه صلوات حاجت خود را خواسته‌اید، خدای سبحان چنین نیست که یکی از ‏دو حاجت را بر آورد و دیگری را رد کند(۲).‏ امام سجاد(علیه السّلام) در صحیفه سجادیه، روش دعا کردن و حاجت خواستن را ‏به ما می‌آموزد؛ در بسیاری از فقرات ادعیه آن حضرت، صلوات به چشم می‌خورد، هر ‏مطلبی را که از خدا می‌خواهد قبل یا بعدش صلوات است، چون خدا در پرتو صلوات ‏دعای همراه آن را نیز مستجاب می‌کند‎.‎ صلواتی را که خدا و فرشتگان بر پیامبر می‌فرستند بر مؤمنان نیز می‌فرستند! ‏مؤمن، به جایی می‌رسد که خدای سبحان و فرشتگان بر او صلوات می‌فرستند! در ‏صوره احزاب هر دو مسئله بازگو شده است، یعنی هم صلوات خدا و ملائکه بر پیامبر و ‏هم صلوات خدا و فرشتگان بر مؤمنان.‏ صلوات خدا، که صفت فعل اوست همان نورانی کردن است، قول خدا همان فعل ‏خداست، وقتی توفیقی نصیب انسان شد که در فضای دلش تاریکی احساس نکرد بلکه ‏نورانیتی دید معلوم می‌شود صلوات الهی و فرشتگان نصیب او شده است. خدای متعال ‏در تجلیل از پیامبر می‌فرماید: ”إنّ اللّهَ وَمَلائِکَتَهُ یُصَلّونَ عَلَی النّبِی…“(۳)‏‎ ‎وقتی خدا ‏بخواهد بر پیامبر عظیم الشأن صلوات بفرستد همه فرشتگان را همراه خود ذکر می‌کند ‏مثل این‌که وقتی مهمان عزیزی وارد شهری می‌شود و شخصیتی بخواهد از او به نحو ‏احسن تجلیل کند با همه دوستان و آشنایانش به دیدار او می‌روند.‏ لیکن خدای متعال در تجلیل از مؤمنان و صلوات بر آنان، می‌فرماید: ”هُوَ الّذی ‏یُصَلّی عَلَیْکُمْ وَمَلائِکَتَهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُلَماتِ الی النّورِ“(۴) یعنی خدا جدا و فرشتگان ‏جدا بر مؤمنان درود می‌فرستند. تفاوت دیگر در این است که درباره‎ ‎پیامبر نفرمود که ما ‏بر او صلوات می‌فرستیم تا او را از ظلمت‌ها خارج و به نور برسانیم؛ زیرا او خود نور است ‏و مصداق کامل ”وَجَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشی بِهِ فِی النّاسِ“.(۵) ولی درباره مؤمنان می‌فرماید: ‏خداوند بر شما درود می‌فرستد و فرشتگان نیز، تا شما را از ظلمت‌ها به نور خارج کنند؛ ‏معلوم می‌شود صلوات خدا یعنی نورانی کردن و اگر این فیض قطع شود و خداوند بر ‏کسی درود نفرستد در ظلمت خواهد ماند.‏ باید خود را با این معیار بسنجیم که اگر توفیق اطاعت و انجام تکالیف شرعی ‏نصیب ما شد و از احکام و آداب عبادات کم و بیش به حکمت آنها ره یافتیم، ‎بدانیم که ‏صلوات خدا و فرشتگان نصیب ما شده است و گرنه لغزش داشتیم و گرفتار گناه ‏شده‌ایم. وقتی مؤمن از این راه نورانی شد هم راه خود را می‌بیند و هم می‌تواند راهبر ‏باشد و به دیگران راه را نشان دهد. علی‌(علیه السّلام) می‌فرماید: «لَیْسَ فِی البَرْقِ ‏الخاطِفِ مُسْتَمْتِعٌ لِمَنْ یَخُوضُ فِى الظُلْمَةِ»(۶) انسانی که در تاریکی فرو رفته، و ‏مسافری که در شب تاریک ره گم کرده برای او رعد و برق لحظه‌ای مفید نخواهد بود، او ‏با یک لحظه برق آسمانی راهی به جایی نمی‌برد. انسان دنیا زده هم مانند گرفتاری ‏است که در تاریکی فرو رفته باشد برای چنین شخصی اگر گاهی نوری در دلش جهید و ‏خاموش شد چندان مفید نیست.‏ ذیل آیه‎ ”‎وَما تَشاؤوُنَ إلاّ اَنْ یَشاءَ اللّهُ“(۷) روایتی شریف از معصوم‌(علیه السّلام) ‏نقل شده که فرمود: «بَلْ قُلوُبُنا اَوْعِیَةٌ لِمَشِیّةِ اللّه»(۸) دلهای ما ظرف اراده خداست، ‏خدای سبحان اگر بخواهد در جهان، کار مشخصی انجام دهد با اراده انجام می‌دهد و ‏اراده‎ ‎خدا صفت فعل و زاید بر ذات اوست و در موجودی ممکن و مظهر ظهور می‌کند، آن ‏مظهر قلب معصوم اولیای الهی است‎.‎ لذا مرحوم استاد علامه طباطبایی‌(قدّس‌سرّه) می‌فرمودند: معنای صلوات بر محمد ‏و آل محمّد‌(علیهم‌السلام) این که خدایا رحمتت را بر آنان فرو فرست که از آنان به ما ‏برسد، اگر بخواهد رحمتی ببارد ابتدا بر این خاندان می‌بارد و سپس به دیگران می‌رسد ‏لذا طلب رحمت کردن مستلزم اجابت دعا است.‏ مرحوم سید حیدر آملی این سخن بلند را نقل می‌کند و به محقّق طوسی هم ‏منسوب است که درباره حضرت ولی عصر‌(ارواحنا فداه) گفته می‌شود: «بِیُمْنِهِ رُزِقَ ‏الوَری وَبِوُجودِهِ ثَبَتتِ الأرْضِ وَالسماء»(۹) به یمن وجود امام عصر‌(عجل‌ للّه تعالی فرجه ‏الشریف) جهانیان روزی می‌خورند و به پاس وجود آن حضرت آسمان و زمین برجاست. ‏پس همه برکات از این خانواده به سایرین می‌رسد.‏

۷/ سؤال: دلیل قرآنی بر وجود حضرت حجة (سلام الله علیه) در حال حاضر چیست؟ (۱۰)
پاسخ: مرحوم کلینی (رضوان الله علیه) یک بابی را در اصول کافی(۱۱)منعقد کرده است که ائمه (علیهم‌السّلام) فرموده‌اند به سوره قدر شما احتجاج کنید برای اینکه در سوره قدر آمده است که هر سال لیلة القدری دارد و در لیله قدر فرشتگان با همراهی روح مثلاً جبرئیل (سلام الله علیه) همهٔ احکام و امور را به زمین نازل می‌کنند و آنگاه وقتی به زمین نازل می‌کنند باید به کسی بسپارند چون افراد عادی که نمی‌توانند میزبان فرشتگان باشند و احکام صادره را تحویل بگیرند. قهراً آن کسی که در روی زمین هست بنام وجود مبارک ولیّ عصر (ارواحنا فداه) آن مهمان‌دار این فرشتگان است و تحویل گیرنده این امور و مقدّرات است. از نظر بحث‌های قرآنی می‌توان به کمک روایاتی که مرحوم کلینی نقل کرد استنباط کرد که در شب قدر که همهٔ فرشتگان به همراهی جبرئیل (سلام الله علیه) یا روح، مقدّرات امور را نازل می‌کنند برای آن است که به کسی بسپارند و گزارش بدهند آن کسی که گیرنده این امور است از فرشتگان تحویل می‌گیرد وجود مبارک ولیّ عصر (أرواحنا فداه) است.

۸/ چگونه می‌توان امام زمان(ارواحنا له الفداء) را شناخت؟
یک شناخت تاریخی داریم و یک شناخت واقعی که مهم‌تر از اولی است. عمده آن ‏است که ما حضرت را حقیقتاً بشناسیم و حضرت ما را ببیند نه ما حضرت را ببینیم‏‎.‎
در زمان پیامبر‌(صلی الله علیه و آله و سلم) (که مقامش بالاتر از همه‎ ‎ائمه است) ‏کم نبودند کسانی که وجود مبارک حضرت را می‌دیدند، اما خدای سبحان درباره آنها در ‏قرآن فرمود: ”وَتَراهُم یَنْظُروُنَ اِلَیْکَ وَهُمْ لا یُبْصِرُون“(۱۲) آنها را می‌بینی که به تو نگاه ‏می‌کنند ولی تو را نمی‌بینند، اهل نظرند ولی اهل بصیرت نیستند. اگر ما سعی کنیم ‏وجود مبارک امام زمان‌(علیه السّلام) ما را ببینند، هنر است.‏
در قرآن کریم آمده است: خدا که به کُلّ شیءٍ بصیر است روز قیامت به یک عده ‏نگاه نمی‌کند، ”وَلا یُکَلّمُهُمُ اللّه ولا یَنْظُرُ اِلَیهِم یَومَ القِیامَةِ ولا یُزَکّیهِم“.(۱۳) آنگاه تشریفی ‏را نسبت به عده‌ای اعمال نمی‌کند. اگر ما واقعاً در مسیر صحیح حرکت کنیم، حضرت ما ‏را می‌بیند، و دیدن و نظر تشریفی ایشان برای ما شرف است و گر نه دیدن فیزیکی ‏خیلی کار ساز نیست. همچنان که خیلی‌ها پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه و آله و سلم)، ‏امیرالمؤمنین(علیه السّلام) و حضرت زهرا‌(علیها‌السلام) را می‌دیدند، ولی بصیرت ‏نداشتند. دیدن‌های تشریفی مهم است، نه نگاه صوری، البته گاهی همان نگاه صوری ‏هم پدید می‌آید و انسان وجود حضرت را از نزدیک زیارت می‌کند و فیضی می‌برد و ‏مشکل او هم به برکت حضرت از طرف ذات اقدس اله حل می‌شود. اما مهم همان دیدن ‏از روی بصیرت است.‏

‏۹/ چرا وقتى که هنگام نماز تیر از پاى حضرت على (علیه‌السّلام) مى‌کشیدند متوجه نشدند ولى ‏وقتى که فقیر هنگام نماز درخواست کمک کرد انگشتر مبارکشان را به فقیر بخشیدند؟
اولیاى خدا داراى مقامات مختلفى و حالات گوناگونى هستند. در حال فناء از همه چیز حتّى ‏بدن خود غافلند و در حال بقاء بعدالفناء تمام آثار کثرت را ادراک مى‌کنند امیرمؤمنان (علیه‌السّلام)هنگام تیر ‏بیرون کشیدن در حال اوّل و هنگام اعطاء انگشتر در حال دوم بوده‌اند.‏
۱۰/ چندى قبل جهت شفاى مریض به امام رضا (علیه‌السّلام) متوسل شدیم چرا دعاى ما تأثیر ‏نداشت و بیمار فوت کرد؟ مصلحت چه بود؟
مصالح را انسان‌ها نمى‌دانند، خداوند بر اساس واقع و حق جهان را آفریده و در آن تصرّف ‏مى‌کند و على‌بن‌موسى‌الرّضا (علیه‌السّلام) هم بر اساس مصلحت وسیله مى‌شود تا خداوند شفا دهد.‏

پاورقی ها……………………………………………………………………………………….
‏(١) سوره انعام، آیه‎ ۵۴‎‏.‏
(۲) نهج البلاغه، حکمت ٣۶١.‏
‏(۳) سوره‎ ‎احزاب، آیه‎ ۵۶.
‎‏(۴) سوره‎ ‎احزاب، آیه‎ ۴٣.‎
‏(۵) سوره انعام، آیه ١٢٢.‏
‏(۶) نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ٢٠، ص ۴٣۵، ملحقات حکمت ١۶۵.‏
‏(۷) سوره‎ ‎انسان، آیه‎ ٣٠.‎ ‏
(۸) بحار، ج ٢۵، ص ٣٣۶.‏
‏(۹) مفاتیح الجنان، دعای عدیله.‏
(۱۰) (مصاحبه حضرت استاد با روزنامه دی مسلم چاپ پاکستان، ۱۵/۱۱/۱۳۷۵)
(۱۱) اصول کافی، ج ۱، ص ۲۴۲، باب فی شأن «إنّا أنزلناه فی لیلة القدر» و تفسیرها.
(۱۲) سوره اعراف، آیه‎ ١٩٨‎‏.‏
‏(۱۳) سوره‎ ‎آل‌عمران، آیه‎ ٧٧.‎


فرستاده شده در سایر بخش ها |

ارسال نظر