روحانیت وارث انبیا در تعلیم و تزکیه انسان

492 بازدید

روحانیت وارث انبیاء در تعلیم و تزکیه انسان[۱]

عناصر محوری روحانیت

علت متحد الشکل بودن لباس روحانیت

مکتب تامین کننده هزینه های روحانیت اصیل

 

عناصر محوری روحانیت
درباره قوام روحانیت، سنت و سیرت روحانیت، مبانی فکری روحانیت و مسائل اقتصادی روحانیت و مانند آن سوالاتی مطرح می شود.
بهترین راه و بهترین شیوه در هر تحقیقی، همان روش منطقی است که اول انسان بحث بکند روحانیت چیست؟ وروحانی کیست و چند قسم است؟
روحانیتی که ما در امامیه به یاد داریم از نظر فکری و عملی، دو عنصر محوری دارند. از آن جهت که وارث انبیا (علیهم الصلاة و علیهم السلام)اند، کار رسمی آنها دو چیز است: یکی تعلیم کتاب و حکمت و دیگری تزکیه نفوس/ برنامه اساسی آنها همین است و دیگر هیچ. اگر مسائل دیگری در کنار این دو عنصر محوری طرح بشود، آنها جنبه فرعی یا مقدمه ای دارند. اساس کار این است که کتاب و حکمت را تعلیم جامعه انسانی بدهند و نفوس آنها را تزکیه کنند که ﴿یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ﴾[ ۲]  و خداوند انبیا (علیهم الصلاة و علیهم السلام) را هم به این دو سمت علمی و عملی ستود. برای اینکه روحانیت (که وارث اصیل انبیای الهی و اولیای الهی (علیهم الصلاة و علیهم السلام) است) به این دو عنصر محوری علمی و عملی راه پیدا کند، باید قبلاً خودش عالم و مزکی باشد تا اینکه بتواند معلم و مزکی نفوس دیگران باشد. این یک اصل کلی است. منتها تعلیم و تزکیه انبیا و اولیای الهی را خدا شخصاً به عهده می‌گیرد چه اینکه درباره پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ﴿وَ عَلَّمَکَ ما لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ﴾[ ۳] ، اما درباره افراد عادی این‌ چنین نیست که اینها معلَّم و مزکی به دنیا آمده باشند، اینها باید تعلیمات ببینند، تزکیه در خودشان اعمال بکنند، بعد از اینکه عالم وارسته شدند، بتوانند معلم دیگران و مزکی دیگران باشند که ﴿یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ﴾ همچنین ﴿یُزَکِّیهِمْ﴾[ ۴]  .اینها دو عنصر اصلی است.

علت متحد الشکل بودن لباس روحانیت
 اما آیا روحانیت باید جامه خاص بپوشند یا نه؟ پوشیدن یک کسوت مخصوص شرط نیست، لکن برای اینکه شناخته بشوند و جامعه به اینها دسترسی داشته باشد، یک جامه خاصی را هم در بر کردند. وگرنه در حقیقتِ روحانیت و در قوامِ روحانیت این اخذ نشده است. بودند بعضی از بزرگانی که تا پایان عمر جامه خاصی نپوشیدند، همان لباس عادی خود را در بر داشتند، لکن برای سهولت دسترسی به عالمان دین و شناختن آنها این جامه را می‌پوشند، این یک علامتی است نظیر اینکه ارتشیها لباس خاصی دارند یا پزشکان در بیمارستانها یک لباس مخصوصی دارند، تا بیمار وقتی که به بیمارستان مراجعه کرد به سراغ یک شخص معین برود، به سراغ دیگری نرود. آن جامه مخصوصی که پزشک می‌پوشد یا لباس خاصی که ارتشی در بر دارد، این مقوم آن طبیب یا آن ارتشی نیست، کار طبیب درمان نفوس و کار ارتشی برقراری امنیت است. اما این جامه را برای این می‌پوشند که دیگران اینها را بشناسند و آسان‌تر به سراغ اینها بروند.
کسانی که اساس روحانیت را تشکیل دادند همین دو عنصر محوری را داشتند یعنی مولفان علوم الهی این‌ چنین بودند، اساتید این‌ چنین بودند، مدرسان این‌ چنین بودند، کسانی که این کتابها را نوشتند و حوزه‌ها را تاسیس کردند همین دو رکن محوری را داشتند، از زمان ائمه (علیهم السلام) تا عصر خود ما که اینها ارکان حوزه بودند، چون حوزه‌ها و روحانیت و شعب وابسته به علوم اسلامی و دینی تکیه می‌کند، این علوم اسلامی را خواه بخشهایی که مربوط به تعلیم کتاب و حکمت باشد، خواه بخشهایی که مربوط به تزکیه نفوس و اخلاق باشد، اینها را معلمان و مولفانی نوشتند که همان دو عنصر محوری را دارا بودند. بنابراین حوزه‌های علمی هم با باقیات و صالحات علمای این‌ چنین اداره می‌شوند.
پس در تشخیص قوام روحانیت همان دو عنصر محوری مورد بحث است یعنی هم عالم باشند هم عادل، تا بتوانند معلم کتاب و حکمت باشند و مزکی نفوس/ مسئله لباس مقوم روحانیت نیست آنها که مولفان علوم الهی بودند و این کتب را نوشتند و غذای فکری حوزه‌ها را تأمین کردند آنها هم در این دو محور عنصری وارثان انبیا (علیهم الصلاة و علیهم السلام) بودند از دیر‌زمان تا عصر خود ما، که مهمترین رکن حوزه همان متون درسی است که متون درسی و کتابهای علمی را عالمانی نوشتند که وارسته بودند و در این دو جهت رنج دیده، پس جامه مخصوص برای سهولت دسترسی است وگرنه مقوم روحانیت نیست.

مکتب تامین کننده هزینه های روحانیت اصیل
در مورد مسئله تغذیه و ارتزاق روحانیت، چون مثل انبیا (علیهم الصلاة و علیهم السلام) نیست که بدون درس خواندن و مکتب رفتن نگار مسئله آموز باشند، این ‌طور نیست عمری را باید در راه تحصیل صرف بکنند قهراً باید از یک بودجه‌ای تأمین بشوند.
 بهترین راه برای تأمین کسانی که می‌خواهند وارثان انبیا بشوند این است که خود مکتب اینها را تأمین کند مکتبی که نتواند حافظان خود را تأمین کند چنین مکتبی نمی‌ماند. ما اگر مردم را توصیه کنیم که شما مشتاق معارف باشید این توصیه جز یک آرزوی خام بازده دیگری ندارد، یا به مردم بگوییم با عسرت بیایید این درسها را تحمل بکنید این‌ چنین نیست، یا وابسته به دولت بشوید این هم مصلحت نیست، مکتبی می‌ماند که برای خود بودجه‌ای تهیه کند که حافظان خود و مروجان خود را تأمین کند آن مکتبی که نتواند خود را تأمین کند یک کمبود قانونی دارد.

پاورقی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱  - خلاصه ای از سخنان حضرت آیت الله جوادی آملی (دام ظله) درباره موضوع «آسیب شناسی روحانیت»
۲ . سورهٴ بقره, آیهٴ ۱۲۹/
۳  . سورهٴ نساء، آیهٴ ۱۱۳/
۴  . سورهٴ بقره, آیهٴ ۱۲۹/


فرستاده شده در حوزه و روحانیت |

ارسال نظر