حضرت معصومه ( سلام الله علیها ) وارث معارف انبیاء و اولیاء
697 بازدیدحضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)وارث معارف انبیا و اولیا[*]
عظمت مقام کریمهٴ اهلبیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
مقام شفاعت زائر حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
اختصاص ثواب کامل زیارت به عارف حق کریمهٴ اهلبیت (علیهم السلام)
شناخت حق فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در پرتو تحلیل زیارتنامهٴ آن حضرت
حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)وارث معارف انبیا و اولیا
اشراف درجات بالای بهشت بر درجات پایین
در خواست توفیق آشنایی با اهلبیت (علیهم السلام) در بهشت
قرآن و عترت هادیان به سوی حوض کوثر معرفت
مقام شفاعت کریمهٴ اهلبیت حضرت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها)
نتیجـه: زن و رسیدن به مقام ولایت
ب. نگه داشتن آیینه دل به سمت حق
بشارت به بهشت و بشارت به عقل و معرفت
أعوذُ بالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
الحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهذَا و مَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَولاَ أَنْ هَدَانَا اللّهُ و صلّی الله علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما خاتمهم و أفضلهم محمد (صلّی الله علیه وَ آلهِ وَ سلّم) و أهل بیته الأطیبین الأنجبین سیما بقیة الله فی العالمین بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّء الی الله.
عظمت مقام کریمهٴ اهلبیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
سالروز رحلت کریمه اهلبیت فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) است. این سانحهٴ سنگین را به پیشگاه ولیعصر (ارواحنا فداه) تعزیت عرض میکنیم و از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم، توفیق تولّی خاندان عصمت و طهارت و تبرّی از أعدای اینها را به همگان مخصوصاً به شما بانوان محترم عطا کند.
آنچه در این محفل میتوان طرح کرد این است که، یک کریمه که از دودمان نبوت و ولایت است به جایی میرسد که امام هشتم و امام نهم(سلام الله علیهما) دربارهٴ زیارت او هم توصیه و سفارش و هم دستور و برنامه دارند. از وجود مبارک امام هشتم علیبنموسیالرضا (سلام الله علیهما) رسیده است که، خواهر ما فاطمهٴ معصومه در قم مدفون است [و] هر کس این بانو را زیارت کند بهشت برای او است[۱] و از وجود مبارک امام نهم امام محمد تقی(سلام الله علیه) رسیده است که عمّهٴ من فاطمهٴ معصومه در قم مدفون است و هر کس آن حضرت را زیارت کند بهشت برای او است[۲] .
مقام شفاعت زائر حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
اعمالی که باعث ورود در بهشت است یکسان نیست؛ بعضی از عملهای خیر باعث میشود انسان به بهشت راه پیدا کند، بعضی از اعمال خیر سبب میشود که بهشت در اختیار اوست، نه او در اختیار بهشت گاهی به ما میفرمایند: اگر فلان کار خیر را انجام دادید وارد بهشت میشوید؛ گاهی میفرمایند اگر فلان کار خیر را انجام دادید بهشت برای شماست در صورت دوم _که بهشت برای کسی باشد_ انسان حق شفاعت هم دارد که عدهای را به همراه ببرد.
بهشت مشتاق اولیای خدا
سر اینکه وجود مبارک امام هشتم و امام نهم(سلام الله علیهما) فرمودند هر کس کریمهٴ اهلبیت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها) را زیارت کند بهشت برای او است، این است که او اهل ولایت است اگر کسی پیوند ولایی با دودمان عصمت و طهارت داشت، میکوشد که رایحهٴ ولایت و طعم ولایت در هستی او پدید آید و خود جزء اولیای الهی بشود اگر کسی جزء اولیای خدا شد «ولیّالله» شد بهشت مشتاق او است.
در برخی از روایات ما آمده است که بهشت مشتاق سلمان است [و] اشتیاق بهشت به سلمان بیش از علاقهٴ سلمان به بهشت است[۳] . سّرش آن است که بهشت محصول عقیده صحیح و اخلاق صحیح و عمل صالح است و عقیده و اخلاق و اعمال جزء شئون ادراکی و عملی انسان است اگر بهشت در اثر عقیده و خُلق و عمل است و اگر عقیده و خلق و عمل جزء شئون ادراکی و عملی روح آدم است؛ پس روح انسان والاست که در اثر تحصیل عقیده و اخلاق و اعمال بهشت را میسازد بهشت مملوک انسانی است که «ولیّ الله» است در جریان دوزخ هم ـ معاذالله ـ اینچنین است؛ بنابراین وجود مبارک امام هشتم و امام نهم(سلام الله علیهما) اثر زیارت فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) را استحقاق بهشت دانستند که بهشت برای او است این یک مطلب.
اختصاص ثواب کامل زیارت به عارف حق کریمهٴ اهلبیت (علیهم السلام)
مطلب دیگر روایتی است که از وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) رسیده است که فرمود اگر کسی خواهرم کریمه اهلبیت فاطمهٴ معصومه را «عارفاً بحقّها»[۴] زیارت کند بهشت برای او ثابت است معلوم میشود کریمهٴ اهلبیت فاطمهٴ معصومه حقّی دارد که بعضی از زائران به حقّش عارف هستند، بعضی عارف نیستند بعضی او را فقط به عنوان خواهر امام و دختر امام و عمه امام میشناسند و زیارت میکنند [که] اینها طرفی از فضیلت و ثواب را میبرند، اما نه به ثواب کامل راه یابند. بعضی حقّ این کریمه را میشناسند که امام هشتم فرمود هر کس خواهرم را «عارفاً بحقّها» زیارت کند بهشت برای او است (این مطلب دوم).
مطلب سوم آن است که، معمولاً در مستحبّات، مطلوب متعدد است؛ یعنی اگر کسی عارف به حق وجود مبارک فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) نبود [و] یک زیارت عادی و عامی کرد اینچنین نیست که از فضیلت محروم باشد [بلکه] به اندازهٴ کار خود و درک خود ثواب میبرد، ولی آن ثواب کامل برای کسی است که عارف به حقّ کریمه اهلبیت باشد و او را زیارت کند.
شناخت حق فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در پرتو تحلیل زیارتنامهٴ آن حضرت
مطلب بعدی آن است که حقّ او چیست تا انسان آن حقّ را بشناسد و آن حضرت را با معرفت به حق زیارت کند؟ حقّی که میتوان برای کریمهٴ اهلبیت (سلام الله علیها) ثابت کرد از راههای متعدّد و گوناگون قابل اثبات است؛ ولی روشنترین و سادهترین راه همان تحلیل عمیق زیارتنامهٴ آن حضرت است.
مأثوربودن زیارتنامه حضرت
زیارتی که برای معصومزادگان و امامزادگان آمده است دو قسم است بعضی از معصومزادگان و امامزادگان زیارت خاصی ندارند. علما و بزرگان برای زیارت آنها جملههایی را انشا میکنند نظیر آنچه که برای حضرت عبدالعظیم حسنی (سلام الله علیه) است که بعضی از علما زیارتنامه او را تدوین کردهاند اصل زیارت آن حضرت که ثواب دارد از معصومین رسیده است اما وجود مبارک حضرت عبدالعظیم (سلام الله علیه) را چگونه زیارت بکنیم؟ این زیارتنامهها تدوین شدهٴ بعضی از علمای بزرگ است؛ لکن دربارهٴ فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها) زیارتش را از امام هشتم نقل کردند یکی از محدّثین بزرگ قم که توفیق تشرّف محضر امام زمانش وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) را پیدا کرد، نقل کرد که وجود مبارک امام رضا [سلام الله علیه] به من (یعنی به همین سعد اشعری که از قمییون بزرگوار است) فرمود: یا سعد! قبری از ما در خاک شماست. عرض کرد: منظور قبر کریمهٴ اهلبیت فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) است؟ فرمود: آری. بعد فرمود: شما آن بزرگوار را با این وضع زیارت بکنید[۵] . این زیارتنامهای که در کُتب زیارات و ادعیه آمده است این جزء مُنشئات وجود مبارک امام هشتم(سلام الله علیه) است که امام رضا(علیه السلام) فرمود وقتی خواستید فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) را زیارت کنید اینچنین بگویید.
از این زیارت چند نکته برمیآید:
حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)وارث معارف انبیا و اولیا
اولین نکته آن است که، وجود مبارک کریمهٴ اهلبیت فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) در سلسلهٴ جلیلهٴ انبیا و اولیا قرار دارد؛ یعنی وقتی انبیا (علیهم السلام) سلسلهشان به پایان رسید و اولیای الهی (یعنی ائمّهٴ معصومین) سلسلهشان به پایان رسید [و] نوبت به شاگردان ممتاز ائمّه رسید [و] نوبت به اصحاب خاص ائمّه رسید، میبینید وجود مبارک فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) به عنوان یکی از شاگردان نمونهٴ ائمّه(علیهم السلام) و یکی از اصحاب خاص ائمّه(علیهم السلام) مطرح است و وارث همان معارف است؛ منتها نبوت برای انبیاست، امامت برای ائمّه(علیهم السلام) است [و] این کریمهٴ اهلبیت طهارت را، معرفت را، زهد و عبادت را علم و عقل را سایر ملکات نفسانی را در اثر شاگردی ائمه(علیهم السلام) و صحابت ائمه(علیهم السلام) به دست آورده است؛ لذا وجود مبارک امام رضا(علیه السلام) دستور داد وقتی خواستید کریمهٴ اهلبیت فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) را زیارت کنید اول بعد از گفتن ۳۴ بار(الله اکبر) و ۳۳ بار(سبحان الله) و ۳۳ بار(الحمد لله) بر آدم صفیّ سلام فرستید «السلام علی آدم صفوة الله»[۶] ، انبیا را یکی پس از دیگری انسان عرض ادب میکند [و] سلام میفرستد، تا به وجود مبارک خاتم (علیهم الآف التحیة و الثناء) میرسد. بعد نسبت به معصومین سیزده معصوم دیگر را، وجود مبارک امیرالمؤمنین و فاطمهٴ زهرا و ائمه دیگر (علیهم الصلاة و علیهم السلام) را یاد میکنند و عرض ادب میکنند؛ بعد به این کریمهٴ میرسند. میگویند: سلام بر تو ای کسی که دختر امامی، خواهر امامی، عمّهٴ امامی و دختر پیغمبر اکرم(علیه آلاف التحیة و الثناء) هستی؛
درجات گوناگون بهشت
آن گاه خواستههای خود را در این زیارت بازگو میکنند میگویند «السلام علیکِ عَرف الله بَیننا وبَینکُم فى الجنة»[۷] ، در این زیارت گفته نمیشود که ما وارد بهشت بشویم چون ورود به بهشت را تقریباً مسلم گرفتهاند. بهشتیها اینطور نیست که هر وقت بخواهند به حضور ائمّه و معصومین برسند آزاد باشند در بهشت همیشه و در هر مکان مقدور افراد عادی نیست که به حضور ائمه(علیهم السلام) برسند گرچه همه در بهشتاند، ولی برای بهشت درجات فراوانی است. گفتند: وجود مبارک حسینبنعلی بنابیطالب سیدالشهدا (علیهما آلاف التحیة و الثناء) سالی یک مرتبه برای اهل بهشت تجلّی میکند، یعنی بهشتیها سالی یک بار روی مبارک حسینبنعلی [علیهما السلام] را زیارت میکنند [و] آن سال حالا ۳۶۵ روز دنیا است یا سال آخرت معلوم نیست؛ غرض آن است که سالی یک بار بهشتیها وجود مبارک ابیعبدالله [سلام الله علیه] را میبینند [و] مقامها یکسان نیست.
اشراف درجات بالای بهشت بر درجات پایین
اگر در قرآن کریم آمده است غرف مبنیهای در بهشت است[۸] ؛ یعنی غرفه غرفههاست، اتاق اتاقهاست [و] در ذیل آن آیات آمده است که این قصرها و این غرفههایی که روی هم ساخته شد، اگر کسی در غُرفه بالا جا داشته باشد میتواند سری به غُرفه پایین بزند و آنها را ببیند ولی کسی که در غُرفهٴ پایین جا دارد نمیتواند به غُرفهٴ بالا برود و آنها را زیارت کند بهشت نظیر قصرهای دنیا نیست نظیر خانههای دنیا نیست بعضیها نماز واجب را میخوانند [و] توفیق نماز شب را ندارند؛ بعضی گذشته از نماز واجب نماز شب را هم میخوانند؛ همانطوری که در دنیا کسی که نماز واجب را میخواند، ولی نماز شب را نمیخواند [و] توفیق نماز شب خواندن را نداشت، در بهشت اگر کسی اهل نماز شب بود غرفهاش بالا است [و] کسی که تارک نماز شب بود غرفهاش پایین است [و] آن بالایی میتواند سری به پایینی بزند، ولی پایینی توان آن را ندارد که سری به بالا بزند و به بالا برود.
در خواست توفیق آشنایی با اهلبیت (علیهم السلام) در بهشت
در همین زیارتی که وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) به ما دستور داد، به پیشگاه کریمهٴ اهلبیت فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) عرض میکنیم «السلام علیکِ عَرف الله بَیننا وبَینکُم فى الجنة»[۹] اولاً این کریمه را با سایر اهلبیت و ائمه(علیهم السلام) یکجا تلقی میکنیم با حفظ درجات، بعد عرض میکنیم خدا این توفیق را به ما عطا کند که در بهشت شما را بشناسیم [و] به حضور شما مشرّف بشویم.
قرآن و عترت هادیان به سوی حوض کوثر معرفت
و عرض میکنیم: «وأورَدنا حَوضَ نَبیُکُم»[۱۰] ؛ خداوند آن توفیق را به ما بدهد که ما وارد حوض کوثر بشویم؛ چون میدانید حوض کوثر راهنما دارد [و] راهنمای حوض کوثر قرآن است و ولایت هم شیعهها نقل کردند، هم سنیها نقل کردند که وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) فرمود: من این دو امانت وزین را به عنوان عامل هدایت در بین شما میگذارم: «إنی تارکٌ فِیکُم الثَقَلین کِتابُ الله وَعِترَتی»[۱۱] «ثقل» آن متاع وزین است [و] آن کالایی که دارای وزنهٴ معنوی است فرمود قرآن و عترت را به عنوان هدایت برای شما میگذارم «لَن یَفتَرِقا حتی یَرِدا عَلیّ الحَوض»[۱۲] ، یعنی قرآن و ولایت اهلبیت(علیهم الصلاة و علیهم السلام) از هم جدا نخواهند شد تا اینکه در کنار حوض کوثر بر من وارد بشوند پس این دو همه تشنگان معارف را به حوض کوثر معرفت دعوت میکنند.
ما در زیارت کریمه اهلبیت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها) عرض میکنیم: «وأورَدنا حَوضَ نَبیُکُم»[۱۳] ؛ یعنی ما از خدا مسئلت میکنیم که به همراه قرآن و به همراه ولایت اینقدر حرکت بکنیم تا کنار حوض کوثر به شما برسیم این مقام را وجود مبارک فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها) داراست.
مقام شفاعت کریمهٴ اهلبیت حضرت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها)
آن گاه عرض میکنیم خدایا به برکت این بیبی توفیقی عطا کن که این بیبی از ما شفاعت کند «یا فاطمة إشفَعی لیّ فى الجنة فإن لَکِ عِندَ الله شأناً من الشأن»[۱۴] ، کسی حق شفاعت دارد که در کنار عدالت الهی از مظاهر اسمای حسنای خدا باشد. خداوند اگر با عدل خودش با ما رفتار بکند بسیاری از ماها آسیب میبینیم، ولی اگر رحمت او ضمیمهٴ عدل او بشود این کار را میگویند «شفاعت» شفاعت از «شفع» است؛ یعنی جفت، در مقابل «وتر» به معنای تک و طاق. اگر گفتند: فلان کس شفیع است؛ یعنی به همراه این شخص در محکمه حاضر میشود. اگر خود انسان به تنهایی وارد محکمه بشود آسیب میبیند، ولی اگر امامی، معصومی در کنار او به محکمهٴ الهی راه پیدا کند او تنها نیست، او تک نیست، او شفیع دارد، شفع است، جفت است، زوج است اگر این بیبی به این مقام رسیده است که همه بزرگان، همه علما، همه مراجع، در کنار بارگاه ملکوتی او عرض میکنند: «یا فاطمة إشفَعی لیّ فى الجنة..» معلوم میشود که حقّ شفاعت دارد شما میبینید همهٴ مراجع بزرگ در کنار قبر بیبی میگویند از ما شفاعت بکن در قیامت همگان به شفاعت خاندان پیغمبر(علیهم الصلاة و علیهم السلام) نیازمندند آنها که _خدای ناکرده_ مشکل گناه دارند به برکت آنها یا کمتر عذاب میبینند یا از عذاب نجات پیدا میکنند [و] آنها که مثلاً أهل اعرافاند به بهشت راه پیدا میکنند [و] آنها که اهل بهشتاند به برکت شفاعت درجاتشان رفیع میشود همه شیعیان و کسانی که دینشان مرضی خداست نیازمند به شفاعتاند، یا در نجات از جهنّم یا در تخفیف از عذاب یا از رهایی از اعراف و ورود به بهشت یا ترفیع درجات بهشت، به هر تقدیر در همهٴ این مراحل و درجات به شفاعت نیازمندند. اینکه همه بزرگان در پیشگاه این کریمه عرض میکنند «..إشفَعی لیّ فى الجنة فإن لَکِ عِندَ الله شأناً من الشأن»[۱۵] ، معلوم میشود که وجود مبارک این کریمه از ولایت الهی برخوردار است و با قرآن همراه است و از قرآن جدا نمیشود چنین مقامی را اگر کسی بشناسد و آن حضرت را با این معرفت زیارت کند استحقاق بهشت دارد.
تعریف زیارت
مطلب دیگر آن است که زیارت عبارت است از حضور زائر «عندالمزور» است اگر کسی به پیشگاه یک شخصی برود همین که در مشهد و در محضر او شاهد و حاضر شد میگویند «زیارت کرده است».
نماز، زیارت خدای سبحان
اصطلاحاً نماز را میگویند: «زیارة الله»؛ کسی که اهل نماز است به حضور خدا رسیده است این دارد خدا را زیارت میکند؛ منتها دربارهٴ غیر خدا عنوان زیارت هست [و] عنوان صلاة نیست؛ چون عبادت مخصوص ذات اقدس الهی است اگر کسی به نماز ایستاد دارد خدا را زیارت میکند. گفتگوی با خدا، مناجات با خدا، عرض ارادت به پیشگاه خدا، درخواست کمک از خدا، درخواست ثبات قدم و استواری از خدا، درخواست ادامهٴ راه استوار مستقیم از خدا، همه اینها گفتار رودرروی با خداست. همیشه خدا با ما است؛ ولی آن لحظهای که ما با خدا باشیم داریم خدا را زیارت میکنیم صلاة «زیارة الله» است[۱۶] .
زیارت مظاهر اسمای الهی
همان زیارت با همان قداست که برای ذات اقدس الهی است به عنوان عبادت مخصوص خدااست، لکن رقیقهٴ مرحله ضعیف او به عنوان زیارت مصطلح برای کسانی که مظاهر اسمای الهیاند، اولیای الهیاند، انبیای الهیاند، مرسلین الهیاند، ائمه الهیاند، همان را ذات اقدس الهی به وسیلهٴ انبیا و اولیا برای ما مقرّر کرده است که گفت: شما فلان شخص را زیارت بکنید.
بنابراین زیارت کردن یک ادب خاص دینی است که اصلش برای ذات اقدس الهی است به عنوان عبادت [و] فرعش که عنوان عبادت ندارد عنوان پرستش ندارد، فقط عنوان تأدب است و تکریم است و تجلیل برای کسانی که پیام آوران الهیاند هم ثابت است.
این نشان میدهد که این بیبی به چه پایگاهی رسیده است که امام هشتم و امام نهم(سلام الله علیهما) هم ترغیب کردهاند که این بیبی را زیارت کنید هم وجود مبارک امام رضا امام هشتم(سلام الله علیه) زیارتنامه خاصی مقرر کرده است و هم در این زیارتنامه جملههایی را تعبیه کرد که نشانهٴ مقام این بیبی است.
نتیجـه: زن و رسیدن به مقام ولایت
از اینجا معلوم میشود که زن در اسلام مانند مرد میتواند «ولی الله» بشود؛ چه اینکه زینب کبرا (سلام الله علیها) به مقام شامخ ولایت الهی بار یافته است.
دل آینه اسرار الهی
اگر کسی این آیینه را گردگیری کند [و] غبارها را برطرف کند بسیاری از اسرار الهی در آینه دل جلوه میکند و این راهی است که نگاران مکتب نرفته [از] آن راه بهره میبرند اگر دربارهٴ رسول اکرم [صلّی الله علیه و آله و سلّم] آمده است «نگار ما به مکتب نرفت ولی با یک غمزه مسئلهآموز چندین مدرّس است» خط ننوشت [و] نزد معلمی نرفت، ولی معارف الهی را فرا گرفت سرّش آن است که، ذات اقدس الهی در درون ما جان را شفاف و آیینه دل را صاف آفرید، این یک مطلب، جان ما مثل سنگ و خاک تیره نیست [بلکه] شفاف است و اگر این جان شفاف بود ما گردگیری کردیم [و] نگذاشتیم غباری روی آیینه جان بنشیند و متوجه شدیم و فهمیدیم که این آینهٴ جان را به کدام سمت نگه بداریم، آن گاه بسیاری از اسرار عالم در آیینهٴ دل میتابد. خاصیت آینه این است که خودش چیزی ندارد، ولی بسیاری از چیزها یا همه اشیای عالم را نشان میدهد اگر شما بوستانی داشته باشید و یک آیینهٴ شفافی در قبال آن بوستان قرار بدهید، میبینید تمام این غرس میکند، و باغی احداث میکند، گاهی آیینهای دارد باغنما. گاهی انسان مکتب میرود [و] درس میخواند؛ مثل اینکه در صحنهٴ جان درخت غرس میکند [و] گاهی قلب را شفاف میکند در دل شفاف و صاف بسیاری از آیات الهی اسرار الهی میتابد.
بعضی از بزرگان و عُلما هر دو راه را رفتند؛ یعنی هم باغ درست کردند هم درس حوزه و دانشگاه خواندند هم سعی کردند جانشان را شفاف بکنند [و] آنچه را که نخواندند هم یاد بگیرند بعضیها فقط درس خواندند متأسفانه [و] جان را شفاف نکردند، لکن بعضیها گرچه توفیق درس خواندن نصیبشان نشد، ولی چهرهٴ آیینه را شفاف نگه داشتند اولاً [و] فهمیدند که آیینه را به کدام سمت نگه بدارند ثانیاً [و] اسرار عالم در او تابید ثالثاً جوانها و نوجوانها قلبشان مانند آینهٴ شفاف است. کسی باید باشد که به اینها بفهماند این آینه را به کدام سمت نگه بدارند اگر حرف را از صاحب حرف شنیدند؛ یعنی فهمیدند که این آینه را به سمت قرآن و روایات ائمه(علیهم السلام) باید نگه بدارند آن گاه بسیاری از حقایق عالم در آینهٴ شفاف دل جوان و نوجوان میتابد.
اما اگر کسی _خدای ناکرده_ آشنا نبود [و] این آینه را به سمت باغ وحش نگه داشت، خُب بالأخره این آینه مار و عقرب را نشان میدهد [و] این آینه چنین نیست که دیگر شمس و قمر را ارائه کند هر چه را که در برابر این آینه قرار دادند این آینه نشان میدهد.
الف. زدودن زنگار آلودگی از دل
یکی اینکه این آینه را همیشه گردگیری کنیم [و] مواظب باشیم که یک لکهای روی این آینه دل ننشیند کینه کسی، حسد کسی، بغض کسی، عداوت کسی، بدخواهی کسی [و] سایر رذایل همه، اینها غبارهایی است که روی آینه دل مینشیند. اگر _خدای ناکرده_ حرف بدی، کار بدی، سخن زشتی از زبان ما [و] دست ما صادر شد، نشان میدهد که آینه لکهدار شده است. ما از این کار بد، حرف بد، رفتار بد باید بفهمیم که این آینه لکّه گرفت و غبار گرفت [و] فوراً با استغفار کردن، با توبه، با انابه این را گردگیری کنیم [که] این وظیفه اول ما [است].
ب. نگه داشتن آیینه دل به سمت حق
وظیفه دوم این است که، حالا این آینه را به کدام سمت نگه بداریم؟ اگر این آینه را _انشاءالله_ به سمت حق نگه داشتیم: ﴿فَأَیْنََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ﴾[۱۷] آن ذات اقدس الهی اسمای حسنای خود را در جان انسان میتاباند [و] انسان میفهمد دنیا مسافرخانه است [و] برای مسافرخانه هم به اندازهای که مسافرخانه باید بماند تدارک تهیّه میکند [و] هرگز به دنیا دل نمیبندد این اوضاع دنیا چند روزی به دست ماست، بعد هم از دست ما میگیرند به دیگری میدهند؛ به دلیل اینکه قبلاً به دست دیگران بود، امروز به دست ما است [و] فردا به دست دیگری است در سورهٴ «حدید» هم فرمود: اگر به شما دادند خوشحال نباشید و از شما گرفتند نگران نباشید چون همهاش امانت است: ﴿لِکَیْلاَ تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُم﴾[۱۸] اگر اینها _که جزء دستورات روزانه ما است_ حاصل شد، کمکم این آینهٴ شفاف اسراری را از عالم به انسان منتقل میکند؛ آن گاه انسان لذّت میبرد [و] وقتی لذّت برد بررسی میکند، میبیند که خوردن غذای خوب لذیذ است اما لذّتش فقط چند دقیقه است که این غذا در ذائقه است [و] بعد وقتی از ذائقه پایین رفت دیگر لذیذ نیست؛ اما علم همیشه لذیذ است و وجود مبارک امام کاظم(سلام الله علیه) پدر بزرگوار فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیها) فرزند خود را خوب تربیت کرد [و] این کریمهٴ اهلبیت هم از آن پدر مطالب فراوانی را یاد گرفت.
بشارت به بهشت و بشارت به عقل و معرفت
وجود مبارک امام کاظم(سلام الله علیه) به هشامبنحکم میفرماید خدا چندین بشارت دارد مردان عادی را، زنان عامی را به بهشت بشارت میدهد؛ اما عُلما و تحصیل کردههای از زن و مرد را به عقل و معرفت بشارت میدهد[۱۹] . فرمود: هشامبنحکم بشارتهای الهی یکسان نیست.
وجه تسمیه بشارت
مستحضرید که بشارت را بشارت گفتند، برای اینکه آن خبری است که در بشرهٴ آدم اثر میگذارد خبر دو قسم است یک خبر عادی که مثلاً به انسان میگویند «فلان کس آمد یا فلان کس رفت» این خبر یک امر عادی است؛ اما اگر به کسی بگویند: شما در امتحان کنکور مثلاً قبول شدید یا شما شاگرد ممتاز و نمونه در سراسر ایران شدید یا مثلاً در جبههٴ جنگ مثلاً موفقیت از آن شما بود، این خبر در بشرهٴ آدم اثر میکند، انسان میخندد، خوشحال میشود، چهره او عوض میشود. آن خبری که در بشره دگرگونی ایجاد کند این را میگویند «بشارت» برای اینکه در بشرهٴ اثر میکند.
افراد عادی را به بهشت بشارت میدهند میگویند: ﴿وَالَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن یَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَی اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَی﴾[۲۰] اما علما را به بهشت بشارت نمیدهند؛ برای اینکه باید به بهشت بشارت داد که فلان عالم به سراغ تو میآید آن بهشت را این عالم ساخته است، آن بهشت را این مؤمن ساخته است به علما بشارت میدهند که معرفت شما زیاد میشود این را وجود مبارک امام هفتم پدر بزرگوار کریمه اهلبیت فاطمهٴ معصومه(سلام الله علیهما) به هشامبنحکم فرمود در این خاندان و دوده این بزرگوار تربیت شد امام هفتم به هشامبنحکم فرمود هشام: خدا اهل عقل و معرفت را به فهم بشارت داد.
صاحبان خرد در قرآن
در سورهٴ «زمر» فرمود: ﴿فَبَشِّرْ عِبَادِ ٭ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولئِکَ هُمْ أُولُوا الأَلْبَابِ﴾[۲۱] فرمود: آنها که مکتبهای گوناگون را ارزیابی میکنند قدرت تشخیص دارند ادلّه و براهین را مقایسه میکنند، حرفها را میشنوند [و] بهترینش را برمیگزینند، اینها کسانی هستند که خدا هدایت ویژه به اینها داد [و] اینها صاحبان لبّاند، صاحبان مغزاند. اینها را میگویند «لبیب» لبیب؛ یعنی کسی که دارای لُبّ است [و] لُبّ؛ یعنی مغز ﴿أُولُوا الأَلْبَابِ﴾ یعنی صاحبان مغز بعضی شستشوی مغزی [شده]اند از آنها قرآن یاد میکند ﴿وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ﴾[۲۲] ، یعنی فؤاد و دل اینها تهی است [و] چیزی در درون ندارند بعضیها را فرمود: اینها ﴿أُولُوا الأَلْبَابِ﴾[۲۳] اند، لبیباند، مغز دارند، سنگیناند، وزیناند و مانند آن. علما را قرآن به فهم بشارت میدهند فرمود اگر این کار را کردید توفیق معرفت پیدا میکنید [و] به شما علم میدهیم.
علم نردبان عاقل شدن
بعد وجود مبارک امام کاظم پدر کریمه اهلبیت(سلام الله علیهما) فرمود: این علم تازه نردبان است آدم عالم میشود که عاقل بشود وگرنه علم سودی ندارد [و] نردبان میسازد که دستش به سقف برسد؛ مهندسی کند نه مقنیگری این نردبان را اگر به مقنی بدهید با این نردبان به چاه میرود [و] اگر به مهندس بدهی با این نردبان بالا میرود، برقکشی میکند اگر کسی در حوزه یا دانشگاه عالم شد تازه نردبان پیدا کرده است [و] به بیان امام هفتم از این به بعد باید مواظب باشد که با این نردبان میخواهد دنیا تهیه کند، پول تهیه کند؛ مثل آن مقنی است که با این نردبان به چاه رفته است، یا میخواهد با این نردبان چیز بفهماند [و] جامعه را اصلاح کند؛ مثل آن مهندسی که با این نردبان به بالا آمده [است] وجود مبارک امام هفتم پدر کریمهٴ اهلبیت(سلام الله علیهما) به هشامبنحکم که از شاگردان مبرز مکتب آن حضرت است میفرماید: هشام بعد از اینکه ذات اقدس الهی علما را به عقل و معرفت بشارت داد، در آیه دیگر به اینها فهماند و به اینها فرمود که علم نردبان است وسیله است ﴿وَتِلْکَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلاَّ الْعَالِمُونَ﴾[۲۴] ، یعنی اگر کسی بخواهد عاقل بشود نردبانش علم است؛ پس عقل مهم است.
عقل، عقال شهوت و غضب
عقل آن است که آدم را عقال بکند عقل آن است که ثمرهاش «ما عَبدَ بهِ الرّحمن وأکتَسبَ بهِ الجِنان»[۲۵] باشد. عقل شهوت و غضب را عقال میکند زانوبند غرایز و اغراض بد است اگر کسی عاقل شد یقیناً اهل بهشت است اما اگر کسی عالم شد در راه است، نردبان دست او است؛ ببینیم با این نردبان _خدای ناکرده_ پایین میرود یا بالا میآید و وجود مبارک امیرالمؤمنین _که وجود مبارک امام کاظم(سلام الله علیهما) از سخنان امیرالمؤمنین(علیه السلام) خیلی از موارد نقل کرد در بخش دیگری نه در این قسمت_ فرمود: «رَبّ عالمٌ قَد قَتَلَهُ جَهلُه وَعِلمَهُ مَعه لایَنفَعهُ»[۲۶] ، چه بسا درسخواندههایی که عالماند ولی کشته جهلاند. این جهل در مقابل عقل است انسان یا عاقل است یا گرفتار جهالت، این یک تقسیم [و] آن کسی که گرفتار جهالت است، یا درس خوانده است یا درس نخوانده درس خواندن نردبان تهیه کردن است [و] از آن به بعد چگونه بهره میبرد آن مهم است و وجود مبارک امام هفتم(سلام الله علیه) به شاگردش هشامبنحکم فرمود اگر عالم شدی بکوش که عاقل باشی و این بانو هم عالمه بود هم عاقله.
مجدداً سالروز رحلت این بیبی(سلام الله علیها) را گرامی میداریم و درگذشت این بیبی و رحلت این بیبی(سلام الله علیها) را به پیشگاه ذخیرهٴ عالم تعزیّت عرض میکنیم و از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم، عموم علاقهمندان به قرآن و عترت و همه شما خواهران را از تولّی اولیای الهی برخوردار بفرماید و از تبرّی اعدای دین متنعم بفرماید.
پروردگارا تو را به اسمای حسنایت قسم، به مجد و عظمتت قسم، به قرآن و عترتت قسم امر فرج ولیات امام زمان(ارواحنا فداه) را تسریع بفرما.
نظام اسلامی مقام معظم رهبری مراجع تقلید حوزههای فقهی [و] فرهنگی [و] دانشگاهی را در سایهٴ قرآن و عترت حفظ بفرما.
دولت ما ملت ما [و] همه را در سایهٴ ولیات حفظ بفرما.
خطر بیگانگان را به خود آنها برگردان.
این کشور صاحب عصر را تا ظهور آن حضرت از هر خطری حفظ بفرما.
ارواح مؤمنین معلّمین ما، ذویالحقوق ما، پدران و مادران ما، امام راحل، شهدای انقلاب و جنگ همه را با انبیا و اولیا(علیهم السلام) محشور بفرما.
بین ما و خاندان عصمت و طهارت در دنیا و آخرت جدایی نینداز/
پایان امور همه را ختم به خیر بفرما.
«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»
پاورقی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*- متن سخنرانی حضرت آیت الله جوادی آملی(دام ظله العالی) در سالروز رحلت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
۱ ـ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۷۶ ؛ «فاطمه بنت موسی بن جعفر (ع) بقم فقال من زارها فله الجنة».
۲ ـ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۷۶ ؛ «من زار قبر عمتی بقم فله الجنة».
۳ ـ بحارالانوار، ج۲۲، ص۳۴۲؛ «ان الجنة لا شوق الی سلمان من سلمان الی الجنة وان الجنة لا عشق لسلمان من سلمان للجنة».
۴ ـ بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۱۷؛ «من زارها عارفاً بحقها فله الجنة».
۵ ـ بحار الأنوار، ج۹۹، ص۲۶۶/
۶ ـ بحار الأنوار، ج۹۹، ص۲۶۶/
۷ ـ مفاتیح الجنان، زیارت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها).
۸ ـ سورهٴ زمر، آیهٴ ۲۰، ﴿لَهُمْ غُرَفٌ مِن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِیَّةٌ﴾.
۹ ـ مفاتیج الجنان، زیارت حضرت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها).
۱۰ ـ مفاتیج الجنان، زیارت حضرت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها).
۱۱ ـ بحار الأنوار، ج۲۳، ص۱۴۵/
۱۲ ـ بحار الأنوار، ج۲۳، ص۱۴۵/
۱۳ ـ مفاتیج الجنان، زیارت حضرت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها).
۱۴ ـ مفاتیج الجنان، زیارت حضرت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها).
۱۵ ـ مفاتیج الجنان، زیارت حضرت فاطمهٴ معصومه (سلام الله علیها).
۱۶ ـ ر . ک: توحید شیخ صدوق، ص۲۴۰؛ «ومعنی قد قامت الصلاة فی الإقامة أی حان وقت الزیارة».
۱۷ ـ سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۱۵/
۱۸ ـ سورهٴ حدید، آیهٴ ۲۳/
۱۹ ـ ر . ک: کافی، ج۱، ص۱۳/
۲۰ ـ سورهٴ زمر، آیهٴ ۱۷/
۲۱ ـ سورهٴ زمر، آیهٴ ۱۷ ـ ۱۸/
۲۲ ـ سورهٴ ابراهیم، آیهٴ ۴۳/
۲۳ ـ سورهٴ زمر، آیهٴ ۱۸/
۲۴ ـ سورهٴ عنکبوت، آیهٴ ۴۳؛ کافی، ج۱، ص۱۳/
۲۵ ـ کافی، ج۱، ص۱۱/
۲۶ ـ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۷/
فرستاده شده در مقالات |