رجب و شعبان در گذر تاریخ



رجب

۱ رجب       وقوع غزوه تبوک
 ۱ رجب      میلاد مسعود امام محمد باقر علیه السلام
 ۱ رجب      وفات ابن أبی عیاش
 ۲ رجب       میلاد مسعود امام هادی علیه السلام
 ۳ رجب       شهادت امام علی النقی  علیه السلام
 ۵ رجب       جنگ یرموک
 ۵ رجب       شهادت ابن سکیت نحوی
 ۸ رجب      وفات مأمون عباسی
 ۱۰ رجب      میلاد مسعود امام محمد تقی  علیه السلام
 ۱۲ رجب      ورود حضرت علی علیه السلامبه شهر کوفه و انتخاب آن به مقر خلافت اسلامی
 ۱۳ رجب      میلاد مسعود امام علی بن ابی طالب علیه السلامدر کعبه معظمه
 ۱۴ رجب      وفات عباس بن عبدالمطلب
 ۱۵ رجب      ازدواج حضرت علی  علیه السلامبا فاطمه زهرا علیها السلام
 ۱۵ رجب      هلاکت معاویه بن ابی سفیان
 ۱۵ رجب      وفات حضرت زینب کبری علیها السلام
 ۱۶ رجب      قتل مهتدی عباسی
 ۱۸ رجب      وفات ابراهیم پسر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم
 ۱۸ رجب      مرگ معتمد عباسی
 ۲۴ رجب      وفات عمر بن عبدالعزیز اموی
 ۲۵ رجب      شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
 ۲۶ رجب      وفات حضرت ابوطالب علیه السلام در مکه معظمه
 ۲۷ رجب      مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم
 ۲۸ رجب      حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به سوی مکه معظمه
 ۳۰ رجب      وفات محمد بن ادریس شافعی

شعبان

۲ شعبان     آغاز غزوه بنی مصطلق
 ۲ شعبان     ترور فضل بن سهل در حمام سرخس
 ۳ شعبان     میلاد مسعود امام حسین علیه السلام
 ۳ شعبان     ورود امام حسین علیه السلام به مکه معظمه
 ۴ شعبان     ولادت با سعادت ابی الفضل العباس علیه السلام
 ۵ شعبان     میلاد فرخنده امام زین العابدین علیه السلام

 ۱۱ شعبان     تولد حضرت علی اکبر علیه السلام
 ۱۵ شعبان     میلاد فرخنده امام زمان علیه السلام
 ۱۵ شعبان     وفات علی بن محمد سمری، آخرین نایب برگزیده امام زمان علیه السلام
 ۲۰ شعبان     ورود عبدالرحمن بن ملجم مرادی به کوفه
 ۲۳ شعبان     وفات ناصر کبیر علوی در طبرستان


معرفی محصولات



کتاب علی علیه السلام مظهر اسمای حسنای الهی
کتاب شمیم ولایت
کتاب سروش هدایت
کتاب سرچشمه اندیشه
کتاب امام مهدی، موجود موعود
کتاب حکمت عبادات

علی علیه السلام مظهر اسمای حسنای الهیet-23
شاخص ترین جایگاه که محال معرفت الهی در معدن علم و مخزن سر ربوبی است، همانا وجود گرامی اهل بیت مشخصا علی بن ابی طالب است که درباره خود می فرماید: هیچ نشانه و علامتی در ارائه اسماء و اوصاف الهی برتر از من نیست.
کتاب حاضر کوششی است در جهت تبیین مظهریت امیر مومنان (علیه السلام) از اسمای حسنای الهی که طی فصول خود، مباحث کلیاتی درباره اسم و ذات الهی ، انسان کامل، راه شناخت انسان کامل، شرط شناخت علی، مجلای صفات الهی و … را ارائه کرده است.

 

 

شمیم ولایت et-25
شمیم ولایت، شاخص ترین چهره دین که حتی نبوت و امامت را هم در درون خود می پروراند و نیز منبعی که معدن همه کمالات و اساس همه خیرات است، حقیقت ولایت است.
«شمیم ولایت» در دو بخش با مباحث اثبات ولایت و اوصاف ولایت، موضوعات ولایت در قرآن، ولایت علوی، ولایت در صحنه غدیر، ولایت در آیه تطهیر، علی مظهر اسمای حسنای الهی، قرآن در کلام امام علی، حکمت علوی و .. راه یابی به مراحل عالی و مدارج متعالی ولایت را پیش روی مشتاقان معارف الهی می نهد.

این کتاب در قطع وزیری، دارای ۷۹۲ صفحه و توسط مرکز نشر اسراء، تولید شده است.

 

 

سروش هدایتej-05
بیان که فصل ممیز انسانی است از برترین پدیده های ملکوتی و سودمندترین جلوه های آفرینش است. والاترین اثر بیان، امکان ارتباط خدا با انسان و فرصت تلکم بنده با مولاست. بیان رابط ملک با ملکوت و واسط زمین دنیا و آسمان سماءاست.
بیان شفاهی ظرفیتی محدود و ناپدید دارد، ولی بیان کتبی از استحکام، تبات، دوام و حکاکی بر جانها برخوردار است و سرّ ماندگاری قرآن مجید که کلام خداست همانا کتابت و ثبت آن بر جداره هستی است.
یکی از برترین اثار حضرت استاد جوادی آملی آثار مکتوب ایشان است که در این مجموعه، با طبقه بندی موضوعی مجزا عرضه می شود. موضوعات مندرج در این مجموعه معارف قرآنی، عترت، بزرگان شیعه، و … است.

 

سرچشمه اندیشه ej-7
الفاظ که ظاهر معانی و معانی که ظاهر حقایق هستند، زنجیره به هم پیوسته ذهن و خارج را تشکیل می دهند و هر اندازه که الفاظ از قابلیت و ظرفیت اعتبای بیشتری برخوردار باشند کادر نمایش معانی و طبعا نزدیک کردن اذهان به حقایق موثرتر خواهد بود. امروزه عده ای به انگیزه قابل دسترس نمودن معانی، از ظرفیت الفاظ می کاهند و طبعا در فروکاستن معانی نیز بی میل نیستند و از این رهگذر، حقایق را دور از دسترس کرده و در حد نگرش سطحی و کم اثر به حقایق می نگرند.
مباحث عمیق و عالی، چون برای خواص و صاحبان نظر و اندیشه تدوین می شود، طبعا عده کمتری از معرفت این سطح برخوردار هستد، لذا به صورت قلم و با بنان و نه با بیان نگارش می یابد.
این مجموعه که با عنوان سرچشمه اندیشه نامگذاری شده، حاوی مقالات و مقدمات مختلف حضرت استاد، در موضوعات گوناگون است تا صاحبان فکر و نظر و پویندگان معارف عمیق، با سرچشمه اندیشه های حضرت استاد آشنا شوند.

 

امام مهدی، موجود موعودimam_mahdi
این کتاب، که مجموعه مباحث گفتاری و نوشتاری معظم له درباره حضرت بقیة ‌الله (ارواحنا فداه) است، با مقدمه‌ای ارزشمند از ایشان به دوستداران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ارائه شده است.
کتاب ذکر شده با یک پیشگفتار و در سه بخش کلی سامان یافته است.
بخش نخست با عنوان امام‌شناسی به موضوع شناخت امام و بررسی ویژگی‌های آن می‌پردازد.
نویسنده در بخش دوم، موضوع انتظار را مورد بررسی قرار داده و حقیقت انتظار و وظیفه منتظران را تبیین کرده است.
بخش سوم کتاب در بردارنده مطالبی دربارة پس از ظهور امام زمان و تشکیل مدینة فاضله مهدوی است.
این کتاب با تنظیم و تحقیق حجت الاسلام سیدمحمد حسن مخبر و در ۳۲۰ صفحه به بازار نشر ارائه شد.

 

 

حکمت عباداتma-041
عبادت را که ذوق جان و شوق روان است، اسرار و حکمی است که هر کس با آن آشنا و بدان روشن شود، طعم شیرین و عطر مشکین آن را هرگز رها نخواهد کرد و همواره دست نیاز را در قیام نماز به دعای «اللهم اذقنا حلاوت عبادتک» دراز می کند.
حکمت عبادات، برای تبیین این مهم، به موضوعات عبادات و حکمت آن، نیت و راز و رمز عبادات، حکمت طهارت، باطن نماز، باطن روزه و برخی از اسرار آن، عبادت اعتکاف، حکمت تلاوت قرآن،راز و ادب دعا، تولی و تبری، ذکر و حکمت آن و … پرداخته است.


پرسمان



۱/ مقام طمأنینه چیست؟ آیا طمأنینه با ایمان فرق دارد؟
ایمان دارای درجاتی است که ممکن است برخی از آنها با تزلزل همراه باشد. مقام والای ایمان، همان طمأنینه است که راه رسیدن به این درجه والا، گناه نکردن است. اگر ما خود را با گناه مسموم نکنیم، مشکلی به وجود نمی‏آید و اگر آسیبی به ما رسید، امتحانی بیش نیست.
گندم تا زمانی که در انبار است، ارزان قیمت است؛ ولی وقتی تحت فشار سنگ آسیاب آرد شد، قیمت آن افزایش می‏یابد و هنگامی که در تنور به نان تبدیل شد، قیمت آن از پیش گران‏تر می‏شود. این فشارها موجب کمال گندم است. در قرآن کریم آمده است: ﴿وَ لنبلونّکم بشی‏ءٍ من الخوفِ و الجوعِ و نقصٍ من الأموالِ و الانْفُسِ و الثمراتِ وَ بشّرِ الصّابرینَ﴾.[۱] 

۲/ رقّت قلب چیست؟
قلب، گاهی دارای رقّت است و گاهی هم دچار ضعف می‏شود. ممکن است کسی بگوید، من در تمام مدت عمر خود، حتی یک گوسفند را هم سر نبریده‏ام یا بریدن سر مرغی را ندیده‏ام، این رقّت قلب نیست، بلکه ضعف نفس است، زیرا همین شخص وقتی بوی کباب گوشت گوسفندی که می‏خورد، به مشام فقرا می‏رسد، در خود هیچ احساسی ندارد.
رقّت قلب و عاطفه از فضایل انسانی است؛ در حالی که ضعف نفس هیچ فضیلتی ندارد. رقّت قلب راهی است که انسان با طی آن، بر اساس دستورات الهی، به خلق خدا خدمت می‏کند.
رقیق القلب کسی است که از دیدن یک فقیر واقعاً متأثر می‏شود یا وقتی از قیامت و دوزخ سخن به میان می‏آید، اشک در چشمانش حلقه می‏زند. راه رقّت قلب نیز دوری از گناه است. امام علی(علیه‌السلام) می‏فرماید: «ما جفّتِ الدموع إلاّ لقسوةِ القلوب و ما قست القلوب إلاّ لکثرة الذنوب»[۲] ؛ چشمها گرفتار خشکی نمی‏شود، مگر در اثر قساوت قلب، و قلب گرفتار قساوت نمی‏شود، مگر با زیادی گناه.

۳/ آیا نماز کسی که وجودش تحت اختیار شیطان درآمده، به حساب شیطان گذاشته می‏شود؟
نماز چنین انسانی در نامه عمل خود او نوشته می‏شود؛ لیکن وی مصداق آیه شریفه ﴿خَلَطُوا عملاً صالِحاً و آخرَ سیّئا﴾[۳]؛  است.
انسانها چند دسته‏اند؛ بعضی مانند امامان معصوم(علیهم‌السلام) منزه محض، مخلِص و مخلَص هستند و در نامه عمل آنها فقط فضیلت ثبت شده است؛ اما عدّه دیگر، متأسفانه کسانی هستند که در نامه عمل آنها جز تباهی و سیاهی چیز دیگری نیست؛ اینها همان کسانی هستند که ﴿ختم اللّه علی قلوبهم﴾[۴]  گروه سوم هم کسانی هستند که ﴿خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیّئا﴾؛ گاه به طرف فضیلت و گاه به سوی رذیلت حرکت می‏کنند. اینها تا وقتی تسلیم شیطان نشوند و عقایدشان محفوظ باشد، امید نجات دارند و نماز و عبادتهایشان به حساب خودشان نگاشته می‏شود، چون اصل عقیده را حفظ کردند و به بیگانه اجازه ندادند، در مسائل عقیدتی، به جای ایشان تصمیم بگیرد.

۴- چگونه خود را از وسوسه‏های شیطان برهانیم؟
ابلیس دشمنی بیرونی است و تا پایگاهی در درون نداشته باشد، نمی‏تواند به انسان ضربه بزند. کار شیطان صدور سم به درون انسان است. اگر کسی که می‏خواهد دیگری را با سم از پای درآورد، آن را در جیب شخص بگذارد، تأثیری در وی ندارد یا اگر سم را به او بخوراند و او بالا بیاورد، باز هم اثری ندارد. دستگاه گوارش باید سم را بپذیرد و آن را جذب کند تا پس از ورود به خون، اثر زیانبار خود را به جای بگذارد.
وسوسه‏ها نیز چنین است: هوا، هوس و شهوترانی‏های گوناگون که رقیق‏ترین و سبک‏ترین آن در جوانها و سنگین‏ترین آن در سالمندان، به صورت حب جاه و مقام مشاهده می‏شود، نشانه تأثیر سم است.
واپسین عقبه‏ای که بزرگان سیر و سلوک از آن نجات می‏یابند، «مقام خواهی» یا همین بازیهایی است که بسیاری به آن گرفتارند. اگر کسی از تعاریف و القابی که به او می‏دهند، لذت ببرد، معلوم می‏شود که سم در او اثر کرده است . وجود مبارک امیرمؤمنان (علیه‌السلام) در عهدنامه مالک اشتر فرمود: شیطان همواره در پی حمله است: وقتی کسی از تو تعریف می‏کند، باید مواظب باشی، چون در خط مقدم آتش شیطان قرار گرفته‏ای.[۵]
کسی که با آبروی مسلمانی معامله می‏کند، از درون آتش می‏گیرد؛ نه از بیرون. این شخص دیگر شبها خواب ندارد. هرچه قرص خواب بخورد، باز هم به خواب نمی‏رود. هرچه بستر نرم فراهم کند، باز هم خواب ندارد. زمانی انسان بر تشک نرم می‏خوابد، و زمانی این تشک پر از تیغ است. انسان بر روی این تشک به هر طرف بغلتد، تیغ می‏خورد. تیغی که از درون انسان بر می‏خیزد، با قرص خواب برطرف نمی‏شود.
چه آساید به هر پهلو که گردد ٭٭٭٭ کسی کز خار سازد او نهالین[۶]

۵- آیا افراد عادی هم می‏توانند مراتبی از شهود داشته باشند؟
تهذیب نفس بهترین راه دستیابی به عرفان حقیقی است و به درس‏خوانده‏های حوزه یا دانشگاه اختصاص ندارد؛ برای مثال حارثة بن مالک در پاسخ پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: «من شب را به صبح رساندم، در حالی که به مقام یقین رسیده‏ام». پیامبر فرمود: «هر چیزی نشانه‏ای دارد، نشان یقین تو چیست؟» و وی در پاسخ گفت: «گویا عرش خدا و بهشت را می‏بینم، و جهنم و زوزه ساکنان آن را می‏شنوم». پیامبر فرمود: «هذا عَبْدٌ نَوّرَ اللّهُ قَلبَهُ بالإیمان»؛ این بنده‏ای است که خداوند قلب او را نورانی کرده است.[۷]
زمانی در حرم مطهّر پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم جوانی نزد من آمد و گفت: می‏خواهم قصه‏ای را با شما در میان بگذارم. من در فلان شهر ایران آبمیوه‏فروش هستم. ما برای اینکه آبمیوه خنک و گوارا باشد، تکه‏ای یخ داخل لیوان می‏اندازیم و سپس آبمیوه روی آن می‏ریزیم و به قیمت معمول می‏فروشیم. یخ قیمتی ندارد و ما هم تعهد کرده‏ایم که یک لیوان آبمیوه (به قیمتی خاص) به مردم بدهیم. تکه یخ مقداری از فضای لیوان را اشغال می‏کند و از حجم آبمیوه می‏کاهد.
صبح یک روز، هنگام باز کردن مغازه مشاهده کردم، قالب‏های یخی که معمولاً صبحها پیش از طلوع آفتاب جلوی در مغازه می‏گذارند، شعله‏ور شده و زبانه آتش از آنها بلند است. خیلی زود متوجه مشکل شدم. غلّ و غش ما در فروش آبمیوه، آن آتش را شعله‏ور کرده بود، پس از آن لیوانهای بزرگ‏تری تهیه کردم و یک لیوان کامل آبمیوه، با یخ به مشتری می‏دهم.
این جوان در کنار قبر مطهّر پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم پس از بیان داستان خود، این آیه را تلاوت کرد: ﴿کلاّ لَوْ تَعلمون عِلمَ الیقینِ ٭ لَترونّ الجَحیم﴾[۸]  در سوره مبارکه نساء نیز آمده است: ﴿إنّ الذینَ یأکلونَ أموالَ الیتامی ظُلماً إنّما یأکلونَ فی بُطونِهم ناراً﴾.[۹]

۶/ چرا نفس بدترین دشمن انسان است؟
بدترین دشمن بودن نفس، دلایل فراوانی دارد:
یکم. نفس دشمنی است که انسان آن را نمی‏شناسد و در درون ما پنهان است.
دوم. نفس دشمنی قهار و مکار است که ما را می‏بیند و ما او را نمی‏بینیم.
سوم. دشمنی نفس دائمی است؛ نه موقت.
چهارم. گزیده‏ترین کالا، یعنی ایمان و عقل ما را از بین می‏برد؛ نه مال یا خانه ما را.
پنجم. با تمام دشمنان دیگر فرق دارد؛ دشمن ما در بیرون یا حیواناتی چون مار، عقرب، گرگ و سگ هستند یا انسان. اگر دشمن از نوع گرگ، مار یا سگ باشد، وقتی انسان چیزی به او بدهد، حد اقل ساعتی از ناحیه او در آرامش است و اگر نظیر هیتلر یا صدام باشد، وقتی مقداری خاک، نفت یا… به او بدهند، چند روزی از شرّشان راحت می‏شود؛ امّا دشمن درون، حتی اگر چیزی هم به او بدهید، باز لحظه‏ای آرام نمی‏شود. اگر به میل او عمل کنیم و آنچه خواست به او بدهیم، به همان اندازه حمله می‏کند و جلوتر می‏آید.

۷- فرق میان رؤیای صادق و کاذب چیست؛ برای مثال، آیا ممکن است شیطان در رؤیای شخصی که یکی از امامان معصوم را در خواب می‏بیند، تصرف داشته باشد؟
رؤیای صادق گاه به تعبیر نیاز ندارد؛ مانند آنچه حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) در مورد ذبح فرزندش اسماعیل(علیه‌السلام) مشاهده کرد: ﴿إنی أری فی المنامِ أنّی أذبحُکَ﴾[۱۰] ؛ امّا گروه دیگری از خوابهای صادق به تعبیر نیاز دارد؛ یعنی قوه خیال، حقیقتی را صورتگری می‏کند و معبّر باید این صورت خیالی را به معنای واقعی برساند.
گاه خوابها همان ساخته‏های نفسانی است که «اضغاث احلام» خوانده می‏شود. اضغاث احلام، یعنی خوابهای پریشان که نتیجه و اثر کارهای روزانه انسان است، بنابراین اگر خوابی که انسان می‏بیند، مستقیم باشد، مانند آنچه معصوم می‏بیند، حقّ و صحیح است، چون باطل در آن فضا راه ندارد و شیطان امکان حضور نمی‏یابد. صدق یا کذب سایر رؤیاها نیز با معیارهایی که معبران ماهر در اختیار دارند، قابل تشخیص است.
امّا در مورد این پرسش که اگر کسی پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم یا ائمه(علیهم‌السلام) را در خواب ببیند، چگونه باید بفهمد که خود آنها هستند یا شیطان به صورت آنها در آمده، باید یادآور شد که در روایتی آمده است: شیطان به صورت معصوم ظاهر نمی‏شود[۱۱] ؛ امّا مشکل این است که اغلب ما امامان معصوم(علیهم‌السلام) را ندیده‏ایم و اگر صورتی نورانی در خواب ببینیم که صاحب آن ادعا کند که من امام هستم، چگونه او را بشناسیم؟ از کجا معلوم شیطانی که ادعای ربوبیت کرده، ادعای نبوّت و امامت نکند؟!
پس اگر کسی در بیداری یکی از ذوات مقدس معصوم(علیهم‌السلام) را ببیند و سپس در خواب، صورتی نورانی مشاهده کند و او را بشناسد، این خواب صحیح است؛ امّا اگر صورتی ناشناس ادعای امامت کرد، تشخیص آن مشکل است، چون شخص پیش‏تر امام را ندیده است و شیطان می‏تواند با ادعای دروغ او را بفریبد؛ البته او نمی‏تواند به شکل امام و معصوم درآید؛ ولی همان‏گونه که ادعای ربوبیت کرد، ادعای امامت هم می‏کند.

۸/ با توجه به اینکه انسان به صورت فطری عبادت را دوست دارد، چرا ما از عبادت خود لذت نمی‏بریم؟
گرایش به خدا فطری است؛ ولی شهوت و غضب هم، به عنوان ابزار کار در نهاد ما وجود دارد. انسان عاقل این دو را تعدیل می‏کند؛ نه تعطیل؛ ولی انسان جاهل شهوت و غضب را امیر فطرت خویش می‏سازد و به این ترتیب، فطرت در میان غرایز دفن می‏شود و از فطرت مدفون نیز کاری ساخته نیست: ﴿و قَدْ خابَ مَنْ دسّیها﴾.[۱۲]
اگر کسی نفس ملهمه را که به توحید گرایش دارد، دفن کند، دیگر اثر آن را نمی‏بیند و از عبادت خود لذت نمی‏برد.
اگر بخواهیم از عبادت لذت ببریم، باید از مال حرام به شدّت بپرهیزیم. کسی که جز حلال نمی‏خورد و جز به حلال نمی‏اندیشد، حتماً از عبادت لذت می‏برد. همان طور که انسانِ گرفتارِ سرماخوردگی و گرفتگی بینی، از بوی خوش لذت نمی‏برد، و چشم ضعیف و کم نور، لذت مشاهده مناظر زیبا را در نمی‏یابد، انسان گنه‏کار نیز از عبادت لذت نمی‏برد. تنها فطرت شفاف و شکوفا، از عبادت لذت می‏برد.

۹/ چگونه در نماز حضور قلب داشته باشیم؟
اعضا و جوارح بدن هر یک از ما انسانها، در حکم جماعتی است که به امامت یک نفر کار می‏کند. امام این جماعت در دنیا عقل، خیال، وهم یا عشق است. هرکس امام جماعت درون خود را می‏شناسد. شئون مادون و اعضا و جوارح زیر دست، همه به امامت او کار می‏کنند؛ یعنی اگر کسی انسان سالم و سالکی بود، همه قوای درونی و بیرونی‏او به امامت عقل کار می‏کند.
انسان عاقل قوای درونی و رفتارهای بیرونی خود را عاقلانه تدبیر و تنظیم می‏کند. اگر بخواهیم بدانیم که امام جماعت درون ما عقل است یا هوای نفس، باید به اعمال، رفتار و گفتار خود نظری بیفکنیم؛ یعنی گفتار، رفتار و به طور کلی سیره و سنّت انسان، نشان دهنده امامی است که در محراب درون او نهادینه شده است.
اگر شخصی حرفِ خوب می‏زند، کارِ خوب می‏کند، بدِ کسی را نمی‏خواهد و ظاهر و باطنش یکی است، نشان این است امام درون او نور است؛ اما اگر کسی کار بدی کرد، دروغ گفت، عشوه‏ای کرد، رشوه‏ای برد یا اختلاس کرد، نشانه آن است که در درون او، خائنی به امامت رسیده است.
بر این اساس، اگر اعضا و جوارح سالم بود، امام آنها رو به قبله نماز خوانده است و اگر اعضا و جوارح به فساد آلوده شدند، امام آنها پشت به قبله دارد.
به هر حال، بعضی مختالانه زندگی می‏کنند؛ نه عاقلانه. در قرآن کریم آمده است: ﴿إنّ اللّهَ لا یُحبُّ کُلّ مختالٍ فخور﴾.[۱۳]  مختال و متخیل یا کسی که با خیال زندگی می‏کند نه عقل، محبوب خدا نیست. ارزشهای اعتباری و من و ماهای زودگذر خیال‏بافی است؛ اگر کسی به این‏گونه مسائل سرگرم شد و خود را به غیر خدا مشغول کرد، مختال است. انسان مختال زندگی و نماز عاقلانه ندارد. نماز عاقلانه روزی کسی است که در بیرون قوای خود را تطهیر کرده باشد. رفتار ناروا، گفتار ناشایست و… موجب می‏شود که ما زندگی و در نتیجه نماز عاقلانه‏ای نداشته باشیم.
اگر انسان تلاش کند، در تمام لحظات زندگی مراقب اعضا ،جوارح و اندیشه‏های خود باشد، قطعاً با حضور قلب بیشتری نماز می‏گزارد، زیرا حضور قلب در نماز، عصاره و خلاصه حفظ حضور قلب در تمام ساعات زندگی است. کسی که هر لحظه خود را در محضر خدا می‏بیند، به راحتی و با حضور قلب کامل به نماز می‏ایستد؛ اما کسی که در طول شب و روز، به همه چیز جز خدا فکر می‏کند، قطعاً نمی‏تواند در نماز حضور قلب داشته باشد.

۱۰/ برای ادای بهتر عبادات چه باید کرد؟
از امام صادق(علیه‌السلام) رسیده است: «ما ضَعُفَ بَدنٌ عمّا قویَتْ عَلیهِ النّیّةُ»[۱۴] ؛ با اراده قوی، بدن هرگز گرفتار ضعف نمی‏شود. از بین تن و جان، اصالت از آن جان است و بدن نمی‏تواند به صورت مستقیم فتوا بدهد و بگوید: من نمی‏توانم این کار را انجام بدهم. وقتی نیّت در مورد امری قطعی و قوی باشد، بدن نیز همراهی می‏کند.
بدن ما مرکوب خوبی است و ما نباید این مرکوب و ابزار را از دست بدهیم و کاری که به این بدن آسیب می‏رساند، انجام بدهیم؛ از این رو، در روایات آمده است: اگر وضو برای بدن ضرر دارد، تیمم کنید[۱۵]  یا اگر روزه ماه مبارک رمضان برای بدن مضر است، در وقتی دیگر قضای آن را به جا آورید.[۱۶]
انسان حقّ ندارد به بدن خود ظلم کند و موجب هلاکت آن شود. بدن اسیر روح است، پس باید با پرهیز از افراط و تفریط، و اراده قوی بیشترین بهره را از آن ببریم. اگر بدن از پا افتاد، دیگر به درد کسی نمی‏خورد، پس یکی از بهترین کارها این است که به فکر سلامت بدن خود باشیم.

بخش سوم از کتاب نسیم اندیشه، ص ۱۰۷ به بعد

پاورقی: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 ۱  ـ سوره بقره، آیه ۱۵۵/
 ۲  ـ بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۵۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۴۵/
 ۳  ـ سوره توبه، آیه ۱۰۲/
 ۴  ـ سوره بقره، آیه ۷/
 ۵  ـ «إیاک و الإعجاب بنفسک و الثقة بما یعجبک منها و حُبّ الاطراء فإن ذلک من‏أوثق فرص الشیطان»؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳/
 ۶  ـ دیوان شمس، ص ۷۰۷، ش ۱۸۹۸/
 ۷  ـ الکافی، ج ۲، ص ۵۳/
 ۸  ـ سوره تکاثر، آیات ۶ ـ ۵/
 ۹  ـ سوره نساء، آیه ۱۰/
 ۱۰  ـ سوره صافات، آیه ۱۰۲/
 ۱۱  ـ ر.ک: الامالی (للصدوق)، ص ۶۲؛ بحار الانوار، ج ۵۸، ص ۲۳۵ ـ ۲۳۴/
 ۱۲  ـ سوره شمس، آیه ۱۰/
 ۱۳  ـ سوره لقمان، آیه ۱۸/
 ۱۴  ـ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۵۳/
 ۱۵  ـ بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۶۰/
 ۱۶  ـ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۴۸ ـ ۱۴۷/