امام زمان، عصاره خلقت

661 views

امام زمان، عصاره خلقت[۱] 

ظهور کلمه طیبه

نیمه شعبان لیله قدر اهل بیت(علیهم‌السلام)

حضرت مهدی، موعود موجود(عج)

ناتوانی قوشچی از شناخت «موجودیت موعود»

سخن هانری کربن در راز حیات تشیع

امام عصر، انسان کامل و خلیفه خدا

حقیت خلافت الهی

ضرورت شناخت مستخلف عنه

مقام و خصائص انسان کامل هر زمان

ضرورت شناخت مستخلف عنه

وابستگی معرفت امام عصر به شناخت خلافت الهی

حضرت مهدی ، مصداق منحصر انسان کامل زمان

امام عصر، حقیقت آب حیات

زندگی آسوده، ثمره اطاعت از انسان کامل

 

ظهور کلمه طیبه
سحرگاه نیمه شعبان سال ۲۵۵(ه.ق) با طلوع خورشید وجود حضرت خاتم اوصیاء، بقیة الله الاعظم(عج) منوّر و با نسیم دل‏انگیز حضورش عالم امکان عطرآگین گشت و زمینه تحقق وعده خدای سبحان به پیروزی مستضعفان و امامت آنان: ﴿ونُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الارضِ ونَجعَلَهُم اَئِمَّةً ونَجعَلَهُمُ الورِثین﴾[۲]  فراهم شد.
آن وجود شریف مایه فخر و مباهات همه است، زیرا آخرین ثمره معصوم از شجره طیبه آل پیامبر است. جدّ گرامی‏اش حضرت خاتم انبیاء محمد مصطفی‏صلی الله علیه و آله و سلم به وجود مهدی(عج) مباهات می‏کند. وقتی آن وجود مبارک مفاخر اهل بیت(علیهم‌السلام) را برای سیده زنان عالم فاطمه زهرا(علیهاالسلام) شرح می‏داد، فرمود: خداوند ما را به ویژگی‏هایی گرامی داشته است که دیگران فاقد آن هستند: منّا سبطا هذه الاُمة و هما ابناک[۳]  و سپس از مهدی منتظر موعود و موجود عصر ما سخن گفت و فرمود: مهدی این امّت از ماست: و منّا مهدی هذه الاُمّة[۴]  و بدین‏سان به وجود حضرتش مباهات کرد و او را از مفاخر اهل بیت(علیهم‌السلام) شمرد.

نیمه شعبان لیله قدر اهل بیت(علیهم‌السلام)
با تولد ولی خدا بهترین برکات بهره مردم می‏گردد، زیرا او خیر أهل الأرض[۵]  است و اثر وجودی بهترین انسان زمین تمام زمین و ساکنانش را بهره‏مند می‏سازد. ولی عصر(عج) و آخرین حجّت الهی که خیر اهل الارض زمان ماست، در سحرگاه نیمه شعبان سال ۲۵۵ (ه. ق) چشم به جهان گشودند و این شب مبارک که میلاد موفور السرور آن حضرت است، احتمال دارد شب قدر نیز باشد، همان‏گونه که به برخی اعمال لیالی قدر در این شب نیز سفارش گردیده است.[۶]
نیمه شعبان، شب مبارکی است که در فضائل شباهت بسیاری به لیالی قدر دارد و همان‏گونه که در برتری شب‏های قدر فرموده‏اند که فإنّها لیلة آلی الله علی نفسه الا یردّ سائلاً له فیها ما لم یسأل معصیة.[۷]  در فضیلت شب نیمه شعبان نیز نبی مکرم اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که خداوند در شب نیمه شعبان به اندازه موی گوسفندان قبیله بنی‏کلب بندگانش را می‏آمرزد: یغفر الله لیلة النصف من شعبان من خلقه بقدر شعر معزی بنی‏کلب[۸]  و این سخن، کنایه از فراوانی آمرزیده شدگان در آن شب مبارک است.
کلام نورانی دیگری از امام صادق(علیه‌السلام) نشان می‏دهد نیمه شعبان نیز در حدّ خویش، شب قدر و واجد یکی از درجات تقدیر امور است. ایشان در برابری این سنت با لیالی مبارکه قدر فرمود: انّها اللیلة التی جعلها الله لنا أهل البیت بإزاء ما جعل لیلة القدر لنبیناصلی الله علیه و آله و سلم[۹] ؛ همان‏طور که خداوند به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم شب قدر مرحمت فرمود، به ما اهل بیت نیز نیمه شعبان را عطا کرد.
امام باقر(علیه‌السلام) در پاسخ پرسشی درباره فضیلت شب نیمه شعبان فرمود که با فضیلت‏ترین شب پس از لیلة القدر شب نیمه شعبان است که خداوند در این شب فضل خویش را بر بندگانش ارزانی می‏دارد و با منّ و کرم خود آنان را می‏آمرزد، پس برای نزدیکی به خدای سبحان در این شب بکوشید چون خداوند سوگند یاد کرده است که هیچ سائلی را تا وقتی که امر ناپسند و گناهی نخواسته است‏محروم نگرداند: هی أفضل لیلة بعد لیلة القدر؛ فیها یمنح الله تعالی العباد فضله و یغفر لهم بمنّه. فاجتهدوا فی القربة إلی الله (تعالی) فیها، فإنّها لیلة آلی الله تعالی علی نفسه ألا یرد سائلاً له فیها، ما لم یسئل معصیة و… فاجتهدوا فی الدعاء و الثناء علی الله (عزّ وجلّ).[۱۰]
پیامبر گرامی اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم نیز شب نیمه شعبان به عایشه فرمود که در نیمه شعبان اجل‏ها نوشته و ارزاق قسمت می‏گردد و خدای عزّ وجلّ در این شب بیش از موهای بزهای قبیله بنی‏کلب، بندگانش را می‏آمرزد و فرشتگان را به آسمان دنیا و از آنجا به زمین نازل می‏کند و در این نزول ابتدا در مکه فرود می‏آیند: اما تعلمین أیّ لیلة هذه؟ إنّ هذه اللیلة لیلة النصف من شعبان؛ فیها یکتب اجال و فیها تقسم أرزاق و إنّ الله (عزّوجلّ) لیغفر فی هذه اللیلة من خلقه أکثر من عدد شعر معزی بنی کلب و ینزل الله (عزّوجلّ) ملائکة إلی السماء الدنیا و إلی الأرض بمکة.[۱۱]

حضرت مهدی، موعود موجود(عج)
بر اساس فرموده حضرت ختمی نبوت‏صلی الله علیه و آله و سلم و گفتار اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) عدد امامان معصوم و جانشینان راستین رسول اعظم خدا دوازده نفر است[۱۲]  و اسامی آن ذوات مقدس و تمام ویژگی‏های هویت آنان ترسیم و تقریر گردیده است و از مطالعه تاریخ و سیره به دست می‏آید که یازده نفر از امامان معصوم(علیهم‌السلام) به دنیا آمده و امامت کرده و با شمشیر یا زهر به شهادت رسیده‏اند؛ و بر پایه حکم مسلّم عقل و نقل هرگز جامعه انسانی بی‏امام معصوم نخواهد بود و زمین هرگز از حجت ذی عصمت خالی نیست.
نتیجه قطعی این مبادی سه‏گانه این است که امام معصوم دوازدهم متولد شده و اکنون زنده است و هر زمانی که خدا بخواهد ظهور خواهد کرد؛ نه آنکه بعداً متولد گردد یا نه آنکه قبلاً متولد شده و رحلت کرده باشد، زیرا هم پندار باطل عدم ولادت، ضلالت است و هم زعم آفل فائل ارتحال او، غوایت است، زیرا اولی را دشمن لدود ساخته و دومی را خائن و مزدور عنود پرداخته است و بیگانگان فرصت‏طلب این دو را به هم دوخته و در هر زمین و زمان مناسب از آمیختگی آن‏ها سوء استفاده می‏نمایند. شاید کینه‏توز مشترک جاهلیت کهن و جدید که طبق فرموده خدای سبحان هر روز نیرنگ تازه به بازار زر و زور عرضه می‏کند یعنی یهود نژادپرست که هم در صدر تاریخ و هم در ساقه آن خائنانه دسیسه کرده و می‏کند در آن سهیم بوده و هست: ﴿ولاتَزالُ تَطَّلِعُ عَلی خائِنَةٍ مِنهُم اِلاّقَلیلاً مِنهُم﴾.[۱۳]

ناتوانی قوشچی از شناخت «موجودیت موعود»
«موجودیت موعود» ولی پنهان از چشم مردم، حدیث دشواری است که جز برای اهل بصر به راحتی فهمیدنی نیست، از این‏رو زمینه طرح سؤالات یا شبهات متعددی می‏گردد که موجودیت موعود را به چالش می‏کشند و شبهه جناب قوشچی در شرح تجرید از همین دست است: او به خواجه طوسی می‏گوید که شما گفتید اگر کسی معتقد باشد به امام غائب که ظهورش مترقّب و ممکن است هر لحظه ظهور کند، همین عقیده او را کنترل می‏کند و ضامن تأمین سعادت اوست؛ امّا چه محذوری دارد که چنین امامی موجود نباشد و خدای سبحان هر وقت که اراده کند او را ایجاد نماید؛ آن‏گاه با اعتقاد به چنین امام خلق الساعه‏ای همه آن برکات و آثار که برشمردید، بر چنین امامی نیز مترتب می‏گردد و دیگر از امام موجود ولی غائب که انتظار ظهورش کشیده شود بی‏نیاز می‏شویم، بلکه انتظار حدوث و ولادت ووجودش نیز در تأمین آن اهداف کافی است[۱۴].
پاسخ شبهه یاد شده که در ظلمات شک و تردید در ضرورت موجودیت موعود، همچون خورشید پرتوافشانی می‏کند آن است که بدانیم امام تنها برای راهنمایی و رهبری بشر نیست، تا با حصول منافع اعتقاد به امام موعود، از امام موجود بی‏نیاز شویم، بلکه شئون دیگری از قبیل ﴿یءادَمُ اَنبِئهُم بِاَسمائهِم﴾[۱۵] ،﴿یُمسِکُ السَّموتِ والارض﴾[۱۶]  و بکم فتح الله و بکم یختم[۱۷]  نیز وابسته به وجود امام موجود است.
امیر مؤمنان علی(علیه‌السلام) در دعای کمیل می‏فرماید: و بأسمائک التی ملأت أرکان کلّ شی‏ء[۱۸] ؛ خدایا! تو را قسم به اسمای حسنایت که سراسر عالم را پر کرده است! امام عصر(عج) نیز در دعای ناحیه مقدسه خود که از اعمال ماه رجب است، انسان‏های کامل و دوده طاها و یاسین را این‏گونه تبیین می‏کند: فبهم ملأت سماءک و أرضک[۱۹] ؛ یعنی با امامان آسمان‏ها و زمین‏ها از نعمت هستی برخوردارند، چون این ذوات قدسی مظاهر اسمای حسنای خدایند. با نظر به این دو بیان نورانی می‏توان دریافت که مطابق دعای شریف کمیل اسمای الهی و برابر دعای ناحیه مقدسه ولایت اهل بیت(علیهم‌السلام) آسمان‏ها و زمین را به اذن خدا هویت بخشیده‏اند.
اگر جناب قوشچی بداند که امام، آن است که برآیند این دو سخن آن است که به مَلأ الله السماوات والارض ، دیگر به ساحت مقدس مرحوم خواجه طوسی چنین اشکال نمی‏کند که همان اثرات اعتقاد به امام موجود، بر باور به امام موعود غیرموجود هم مترتب است.
امام نشئات فراوانی را بر عهده دارد که یکی از آنها نشئه طبیعت است و انتظار ظهور ویژه این نشئه است، پس روشن شد مبنای اشکال جناب قوشچی غفلت از این نکته عمیق است که آن امامی که به ملأ الله السماوات و الأرض است، تنها امام منتظر حی موجودِ موعودِ است؛ نه امام معدومی که در آینده بخواهد متولد بشود.

سخن هانری کربن در راز حیات تشیّع
در میان تمام مذاهب اسلامی، اعتقاد به مهدی موجودِ موعود، ویژه شیعیان اهل‏بیت(علیهم‌السلام) است و همین باور عمیق سبب پویایی و پایایی حیات شیعه است. استاد، علامه آیة الله سید محمدحسین طباطبایی (قدس‌سره) از پرفسور هانری کربن نقل می‏فرمود: «هنگامی که در دانشگاه سوربن فرانسه کنفرانسی را در زمینه ادیان ارائه می‏کردم، گفتم در میان تمام ادیان و مذاهب ملل جهان، تنها شیعه است که مکتبی حیاتبخش و قابل عرضه دارد. آنان معتقدند که رابطه انسان با خدا هرگز قطع نمی‏گردد و هماره انسان کاملی از میان خود انسان‏ها و همنوع آنان وجود دارد که ولی الله مطلق و واسطه فیض میان خلق و خالق است و این ولی اعظم الهی انسانی حی و حاضر است» که جهان به انتظار ظهور آن دادگستر مطلق است و این مطلب برای مخاطبان بسیار مهمّ و شایان توجه بود.

امام عصر، انسان کامل و خلیفه خدا
حقیقت خلافت الهی
انسان کامل، نماینده خدا در زمین است، به همین سبب عنوان «خلیفة الله» از القاب برجسته اوست. خلیفه از ریشه «خَلفْ» به معنای پشت سر و جانشینی می‏آید[۲۰]  و بر همین اساس، خلیفه در زمان غیبتِ «مستخلف عنه» ظهور و حضور دارد. آن که در نبود کسی به جای او بنشیند و کار او را انجام دهد، خلیفه فرد غائب شمرده می‏شود؛ امّا اگر موجودی غائب شدنی نباشد و به همه جا محیط و در همه شرایط حضور دائمی داشته باشد، یا خلیفه ندارد یا جانشینی او معنای دیگری دارد. زیرا خصوصیات یاد شده از مصادیق انتزاع می‏شود نه آنکه مأخوذ در مفهوم خلافت و معتبر در حقیقت آن باشد.
خلافت انسان کامل از خدای والا را قرآن کریم فی الجمله می‏پذیرد و شواهد بسیاری نیز در روایات اهل بیت عصمت(علیهم‌السلام) دارد: ﴿اِنّی جاعِل فِی الارضِ خَلیفَة﴾[۲۱].  افزون بر آن زائران آن ذوات مبارک دستور دارند تا به ائمه(علیهم‌السلام) با عنوان خلیفة اللّهی سلام کنند: السلام علیک یا خلیفة الله.[۲۲]  بر پایه آنچه گذشت، خلافت حق سبحانه و تعالی معنای دیگری دارد: انسان کامل، صاحب مقام بلندی است که می‏تواند مظهر تمام اسمای حسنای الهی و آیه و آینه تمام‏نمای ذات اقدس او و در همه نشئات وجود، حضور و ظهور داشته باشد: ما لله(عزّوجلّ) آیة هی أکبر منّی.[۲۳]
چنین خلافتی یعنی آنچه را خدای سبحان به صورت ازلی و استقلالی اصالت و بالذات دارد، انسان کامل که کون جامع و جامع حضرات خمس است، به‏شَکْل تبعی و عَرَضی داراست، زیرا مظهر ﴿هُوَ الاوَّلُ والاءخِرُ والظّهِرُ والباطِن﴾[۲۴]  و ﴿وهُوَ مَعَکُم اَینَ ما کُنتُم﴾[۲۵]  است و همان است که در شأن او گفته‏اند: لافرق بینک و بینها إلاّ أنّهم عبادک و خلقک…بَدؤُها منک و عودها إلیک[۲۶]  و همان است که شایستگی جانشینی آن کامل بالذات علی الاطلاق و جمیلِ مطلق را دارد. این انسان کامل، گاهی پیامبر و زمانی امام معصوم و جانشین پیامبر است.

ضرورت شناخت مستخلف عنه
بی‏شک شناخت خلیفه الهی یعنی امام معصوم هر عصر، از وظایف اساسی انسان جویای حیات معقول است؛ امّا معرفت امام بی‏شناخت پیامبر ابتر است، چنان‏که رسول، خلیفه خداست و معرفت خلیفه بی‏شناخت «مستخلف عنه» شدنی نخواهد بود، چون تار و پود خلافت را علم و اراده «مستخلف عنه» تأمین می‏کند، پس هر که «مستخلف عنه» رسول (ذات اقدس الهی) را نشناسد، هرگز به شناخت خلیفه‏اش که پیامبر است بار نخواهد یافت و آن که رسول را نشناسد، قطعاً به معرفت امام که خلیفة الرسول است نمی‏رسد و آن‏گاه امکان دارد به جای غدیر، سقیفه را و به جای علی(علیه‌السلام) دیگری را برگزیند، در نتیجه از معرفت امام عصر خویش محروم گردد که چنین حرمانی زمینه محرومیت از حیات معقول را فراهم می‏آورد و از دست دادن حیات عاقلانه، پیامدش ابتلا به زندگی جاهلانه است که عناصر محوری‏اش، جهل علمی و جهالت عملی است.
بر همین اساس است که وجود گرامی امام صادق(علیه‌السلام) برابر آنچه قبلاً اشاره شد به زراره فرمود که هر وقت عصر غیبت ولی‏عصر(عج) را ادراک کرد، این دعا را نیایش کند: اللّهمّ! عرّفنی نفسک، فإنّک إن لم‏تعرّفنی نفسک لم أعرف نبیّک. اللّهمّ! عرّفنی رسولک، فإنّک إن لم تعرّفنی رسولک لم أعرف حجّتک، اللّهمّ! عرّفنی حجّتک، فإنّک إن لم تعرّفنی حجّتک ضللتُ عن دینی.[۲۷]
البته چنین معرفتی ملکوتی، برآمده از چنان بینش توحیدی است که رهبران معصوم را خلیفه خدا می‏داند؛ نه آنکه والیان مردمی را نماینده جمهور و منتخب آنان پندارد. صاحب چنین دیدگاه توحیدی، ولایت و خلافت و امامت را امانتی الهی می‏داند و در می‏یابد که ائمه معصوم(علیهم‌السلام) هم خود این امانت الهی را به بهترین شَکْل می‏شناسند و هم آن را خوب عرضه می‏کنند.

شناخت قرآن و انسان کامل با یکدیگر
بهترین معرف قرآن، انسان کامل و بالاترین معرف انسان کامل، قرآن کریم است. برهمین اساس، کسی که بخواهد قرآن را به گونه‏ای شایسته بشناسد، باید به محضر انسان کامل تشرف یابد و از بیان او حقیقت و صفات قرآن کریم را دریابد و در محضر قرآن به معرفت انسان کامل بار یابد. همچنان که وجود مبارک امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) و نیز به نقلی سیدالشهداء(علیه‌السلام) در روز ۲۱ ماه رمضان المبارک در مسجد کوفه ضمن ایراد سخنانی در بیان جایگاه ثقلین فرمودند: أحد الثقلین الذین جعلنا رسول الله‏صلی الله علیه و آله و سلم ثانی کتاب الله تعالی فیه تفصیل کل شی‏ء؛ لایأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه.[۲۸]
عترت طاهره که مجموعه انسان‏های کامل هر عصرند و قرآن کریم که کتاب محکم الهی است، همان دو ثقل ثقیل‏اند که یادگاران پیامبر اعظم اسلام و حبل محکم خدایند که درآویختن به آنان سبب رستگاری است. قرآن کریم حبل الله است؛ ریسمانی که یکسوی آن به دست انسان‏هاست و با تلاوت، تعلیم کتاب و حکمت، تزکیه و تفسیر و تأویل به دست می‏آید و سوی دیگرش در دست ذات اقدس الهی است و عترت طاهره نیز عِدْل قرآن و برابر با آن است، همچنان که دردعای ندبه وجود مبارک ولی الله الاعظم امام عصر(عج) را سبب متصل میان زمین و آسمان معرفی می‏کنند: أین السبب المتصل بین أهل الأرض و السماء.[۲۹]  به این ذوات مقدس، چون از منظر ملکوتی‏شان نگاه شود، به حبل آویخته الهی مانند می‏شوند و چون از آن جهت که رابط میان آسمان و زمین‏اند لحاظ گردند، سبب نامیده می‏گردند.
گفتنی است قرآن کریم مراتب متفاوتی دارد: بخشی از آن به عالم الفاظ و قسمتی به عالم مفاهیم و معانی و بخشی به عالم تأویل و حقیقت و قسمتی به مرحله مخزن علم الهی باز می‏گردد و صدر آن با متکلم این کتاب الهی و ذیلش با مخاطب قرآن عظیم رابطه دارد، از این‏رو حبل آویخته است؛ نه انداخته همچون قطرات باران.
انسان کامل نیز چنین است: وجودی عنصری دارد که در عالم طبیعت است و جامعه در خدمت اویند و وجودی مثالی دارد که ملکوتیان در مشهد و محضر اویند و وجودی جبروتی دارد که عقول عالیه در خدمت اویند و یک وجود خلافت مطلق دارد که در مشهد و محضر مستخلف عنه خود از همه مستور و غائب است.

مقام و خصائص انسان کامل هر زمان
مقام شریف و والای انسان کامل را می‏توان با تأمل در جریان تعلیم اسما باز شناخت: ﴿وعَلَّمَ ءادَمَ الاسماءَ کُلَّها﴾.[۳۰]  انسان کامل همان‏طور که بر اساس ﴿ویُعَلِّمُهُمُ الکِتبَ والحِکمَة﴾[۳۱]  در نشئه طبیعت معلّم جامعه است، در جمع فرشتگان نیز مسئولیت ﴿یءادَمُ اَنبِئهُم بِاَسمائهِم﴾[۳۲]  را بر عهده دارد و فرشتگان مدبر امور، رهنمودهای خود را از انسان کامل و ولی موجود هر زمان می‏گیرند.
این مقام شامخ که هم عهده‏دار گزارش دادن به ملائک است و هم معلم جامعه بشر، مقام انسان کامل و امامت معصومانه است. آن موجود والا که عهده‏دار چنین مقام منیعی است، مستور یا مشهود و مشهور، مجرای فیض خالقیت است و همواره به مردم توجه دارد و همگان از هدایت‏ها و رهنمودهای باطنی حضرتش بهره می‏برند و دعای مستجابش نیازهای مردم را برمی‏آورد.
چنین موجود مبارکی، خصائص ویژه‏ای نیز خواهد داشت که دو ویژگی محوری او را برمی‏شماریم که در بیان نورانی امیر مؤمنان(علیه‌السلام) در نهج البلاغه ضمن معرفی اهل بیت و وجود مبارک ولی عصر(عج) تبیین گردیده است:
۱/ ویژگی علمی: در فضایی که دیگران هنگام رجوع به محضر قرآن، آراء و افکار خویش را بر آن تحمیل و برابر میل خود آیات الهی را توجیه و تفسیر می‏کنند تا خواسته خویش را از آن استنباط و قرآن را با رأی خود همراه و تفسیر کنند. خصیصه علمی ولی عصر(عج) و انسان کامل چنان است که نه تنها رأیش را بر قرآن تحمیل نمی‏کند بلکه آن را بر قرآن عرضه می‏دارد و قبول یا ردّ آن را دائر مدار پذیرش یا ردّ قرآن می‏داند: یعطف الرأی علی القرآن إذا عطفوا القرآن علی الرأی.[۳۳]
۲/ ویژگی عملی: در حوزه عمل، هنگامی که بعضی هوای نفس، علاقه‏ها، خواسته‏ها، امیال، اغراض و غرایز خویش را بر قرآن تحمیل می‏کنند و قرآن را تابع امیال و افعال خویش قرار می‏دهند، وجود مبارک ولی عصر(عج) چون ظهور کند هدایت را رهبر هوا قرار می‏دهند و هوا را تابع هدایت: یعطف الهوی علی الهدی إذا عطفوا الهدی علی الهوی.[۳۴]

وابستگی معرفت امام عصر به شناخت خلافت الهی
امام عصر(عج) زمانی شناخته می‏شود که معنای خلافت الهی دانسته شود، زیرا خلیفة اللّهی برجسته‏ترین لقب انسان کامل است. قبلاً گذشت که اگر کسی از جایگاه خویش غائب شود، آن که در پشت سر او به جایش بنشیند و کار او را انجام دهد خلیفه اوست؛ امّا موجودی که هرگز و از هیچ کجا پنهان نیست و همه جا حضور دارد، چنین موجودی یا اساساً خلیفه ندارد یا خلیفه او مظهر تام اوست که همه جا به اذن وی حضور و ظهور دارد. یادکرد ذات اقدس الهی از انسان کامل به «خلیفه» روشن می‏سازد که انسان کامل جایگاه والایی دارد که می‏تواند مظهر تمام اسمای حسنای الهی باشد و آنچه برای ذات اقدسش به شکل ازلی ثابت است، برای خلیفه او به گونه ظهور و آیت ثابت می‏گردد.
انسان کامل که کون جامع و جامع حضرات خمس و مظهر ﴿هُوَ الاوَّلُ والاءخِرُ والظّهِرُ والباطِن﴾[۳۵]  و ﴿وهُوَ مَعَکُم اَینَ ما کُنتُم﴾[۳۶]  است، شایستگی دارد که خلیفه خدا باشد و حقیقت چنین موجودی را جز آفریدگار او و سایر انسان‏های کامل نمی‏شناسند. مقام شامخ انسان کامل، همان خلافت خداست که همه جا و در همه شئون به عنوان آیت کبرای خدا ظهور و حضور دارد و در همه مراحل از لطف وفیض خاص خدا برخوردار است. چنین موجودی گاه پیامبر است و گاه امام.
خلافت الهی، لباسی فاخر است که تنها زیبنده اندام ملکوتی انسان کامل است؛ حتی فرشتگان مقرب از آن بی‏بهره‏اند، چرا که فرشتگان بر اساس ﴿وما مِنّا اِلاّلَهُ مَقام مَعلوم﴾[۳۷]  ظرفیت خلافت خدایی را ندارند که ﴿بِکُلِّ شی‏ءٍ مُحیطا﴾[۳۸]  و ﴿عَلی کُلِّ شی‏ءٍ شَهیدا﴾[۳۹]  است و تنها این انسان کامل است که در همه جا مظهر خداست.
ذات اقدس الهی برای نمایاندن چنین مقام والایی به دیگران، درود و سلام خویش را به عبارت‏های گوناگون متوجه تمامی شئون انسان کامل می‏کند: ﴿سَلم عَلی نوحٍ فِی العلَمین﴾[۴۰]  و گاهی این سلام جهانی را تفصیل می‏دهد، چنان‏که درباره یحیی و عیسی(علیهماالسلام) با تفاوت اندک می‏فرماید: ﴿والسَّلمُ عَلَی یَومَ وُلِدتُ ویَومَ اَموتُ ویَومَ اُبعَثُ حَیّا﴾[۴۱].
چنین موجودی در عوالم طبیعت، مثال و عقل و به سخن دیگر در دنیا، برزخ، قیامت، و گذشته، حال و آینده از سلام و تسلیم حق بهره‏مند است و گاهی همین شکل از درود و تحیت ویژه انبیا(علیهم‌السلام) در ادعیه و زیارات به پیشگاه ذوات مبارک معصومان(علیهم‌السلام) عرضه داشته می‏شود، چنان‏که در زیارت آل‏یاسین(علیهم‌السلام) از برجسته‏ترین زیارات وجود مبارک ولی‏عصر(عج) است به حضرت امام زمان(عج) عرض می‏کنیم: السلام علیک حین تقعد! السلام علیک حین تقوم! السلام علیک حین تقرء و تبیّن! السلام علیک حین تصلّی و تقنت… السلام علیک حین تمسی و تصبح، السلام علیک فی اللیل إذا یغشی و النهار إذا تجلّی![۴۲]  ؛ یعنی سلام بر تو و تمام تعلیم و تزکیه، قیام و قعود، شب و روز آوردن تو و نیز تمامی شئون تو، زیرا خلیفه خدا و شایسته سلام علی ولیّ العصر فی العالمین و سزاوار سلامی همچون سلام یحیی و عیسی هستی.

حضرت مهدی(عج)، مصداق منحصر انسان کامل زمان
نبوت و امامت بر مقام «خلافت الهی» استوار است، از این رو لازم است که اوصاف حضرت حق در انسان کامل به عنوان مظهر تام او به منصه ظهور برسد. «خلیفة الله» تنها شخصی است که می‏تواند عصمت مطلق را بازتاباند و تجلی بخشد. او همان انسان کاملی است که مظهر و جامع همه اسمای حسنای الهی و اوصاف خداوندی است.
انسان کامل، مظهر فیض کامل خداست و تمام موجودات دیگر از فرشته تا جن و بشر و سایر موجودات به واسطه وجود او از انوار الهی فیض می‏برند: ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السماء.[۴۳]
امروز در سرتاسر جهان هستی، انسان کاملی جز وجود مبارک بقیة الله الاعظم مهدی موجود منتظر(عج) نیست. او معلم فرشتگان و آدمیان، دارای مقام عصمت مطلق و «خلیفة الله الاعظم» است.
گفتنی است که اگر در مورد انسان‏های کامل به ویژه ائمه هدایت(علیهم‌السلام) تعبیر خلیفته فی أرضه[۴۴]  به کار می‏رود، انحصار خلافت آنان در محدوده زمین مراد نیست، بلکه بدین معناست که وجود مُلکی و عنصری آنان در زمین به سر می‏برد، گرچه منطقه خلافت او از طرف خدای سبحان قلمرو بسیار وسیعی است که از عرش تا فرش را می‏پوشاند.

امام عصر(عج) حقیقت آب حیات
وجود مبارک امام زمان(عج) انسان کامل عصر ماست و وجود انسان کامل از آن جهت که مظهر اسم اعظم الهی است، واجد تمام کمالات است و بر همین اساس، امام معصوم مایه تأمین حیات معنوی و سرچشمه آب زندگانی است: ﴿اِعلَموا اَنَّ اللهَ یُحی الارضَ بَعدَ مَوتِها﴾[۴۵] ؛ خداوند زمین را پس از مردنش زنده می‏کند و زندگی مرهون آب است: ﴿وجَعَلنا مِنَ الماءِ کُلَّ شی‏ءٍ حَی﴾[۴۶]  و امام معصوم(علیه‌السلام) همان چشمه زلالی است که سرزمین دل‏ها با آن زنده می‏شود.
آب زندگانی، بارانی نیست که از بالا ببارد و آب چشمه یا چاه نیست که از پایین بجوشد، بلکه حقیقتی است که به صورت قانونی الهی در عرصه تشریع و درقالب انسان کامل معصوم در عرصه تکوین ظهور می‏کند. کتاب خدا دین الهی را چشمه حیات عرصه تشریع می‏شناساند و در بیان حیات‏بخشی آن می‏فرماید: ﴿یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا استَجیبوا لِلّهِ ولِلرَّسولِ اِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم﴾[۴۷] ؛ یعنی ره‏آورد دین، نه تنها افیون و مُخدّر نیست بلکه نیروی محرک و عامل حیات و پویایی است.
رسول اعظم اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم نیز در سخنی نورانی همان طور که گذشت شناخت انسان کامل و امام معصوم هر عصر را عامل حیات معقول فرد و جامعه معرفی فرمود: من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة[۴۸] ؛ آن که بمیرد و امام معصوم عصر خویش را نشناخته باشد، چونان جاهلان و به مرگ جاهلیت مرده است و چون مرگ عصاره زندگی است، آن که جاهلانه مرده، زیستنی جاهلانه داشته است و فاقد حیات معنوی و والای انسانی بوده است.
مسئله زنده کردن زمین به آب حیات، پس از مرگش، در روایات عترت طاهره(علیهم‌السلام) مورد تأیید و تأکید است و بر پایه آن روایات خداوند زمینه مرده را نیز با انسان کامل زنده می‏کند، همان‏طوری که زمین مرده را با آب: عن أبی جعفر(علیه‌السلام)… قال: یحییها الله(عزّوجلّ) بالقائم(عج) بعد موتها؛ بموتها یعنی کفر أهلها و الکافر میت.[۴۹]�
گاهی جامعه، زمانی دل‏ها و هنگامی زمینه فرهنگی ملّتی می‏میرد. آنجا که محیط جهل و جهالت باشد، فضای سیطره مرگ است که گاه با گفتن و نوشتن و هدایت‏های ظاهری دفع می‏شود؛ اما زمانی چنان عمیق و فراگیر است که باید دم مسیحایی و نفس قدسی مسیحادم آن عصر امت را زنده کند و آن که امروز نفسش دم روح القدسی است و وجودش چشمه زلال زندگانی، جز وجود مقدس ولی الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی(عج) نیست.
معرفت امام عصر(عج) مایه حیات قلوب انسان‏ها و باریابی بشر به عرصه حیات معقول و انسانی است که ثمره‏اش معنوی و انسانی است، که همانا هجرت از خدر طبیعت به فرا طبیعت و انتقال از سجن دنیا به خُلد آخرت است.
این احیای تام جامعه منحصراً در دست انسان کامل است و سرّ حیات‏بخشی امام معصوم هر زمان، آن است که دیگران گاهی واجد علم و فاقد فضائل عدل‏اند و گاه عکس چنین قضیه‏ای صادق است و زمانی می‏شود که فی الجمله هم عالم باشند و هم عادل؛ اما در هیچ‏کدام به نصاب مطلوب کمال نرسیده‏اند. ایشان انسان‏های شایسته و وارسته‏ای هستند که خودشان را نجات می‏دهند و شاید درمانگر برخی بیماران باشند؛ اما انسان کامل چون علمش و عدلش کامل و در مقام مظهریت اسم اعظم خداوند است همه برکات را به همراه دارد، پس به تنهایی کار آب زندگانی می‏کنند.
برای روییدن یک بذر لازم است تا آب، نور، هوا و املاح معدنی، همگی کار خویش را انجام دهند، تا جوانه‏ای از دل آن خاک سر زند، وگرنه آب هرچه زلال و سرشار از املاح معدنی، کار نور و هوا را نمی‏کند و نیز دیگر عناصر، کار دیگری را؛ امّا آب زندگانی به تنهایی کار همه عوامل رشد و احیاء را انجام می‏دهد.
ولایت و امامت، حقیقت آب زندگانی است و تمام شئون علمی و عملی وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان(عج) آب زندگی است، از این‏رو با ظهورش دل‏ها و زمینه‏های مرده را احیا می‏کند.
امام عصر(عج) به نمایندگی و مظهریت حق سبحانه سبب تام احیاء دل‏ها و زمینه‏های مرده است و وظیفه بشر عرضه کردن زمین و زمینه دل خویش به حضور مبارک آن حضرت است، به گونه‏ای که در پرتو فیض معرفت و هدایتش از سرچشمه زلال چشمه حیات بهره‏مند و احیا شود.

زندگی آسوده، ثمره اطاعت از انسان کامل
راحت زیستن، آرزوی تمامی انسان‏هاست؛ اما انسان به یقین نمی‏داند که راحت حقیقی خود را در کجا بجوید. انسان کامل که متن ظاهر و اسرار باطن عالم را می‏شناسد، بهترین راهنماست که جامعه با اطاعت او به کمال سعادت می‏رسد. آنان می‏آموزانند که برای آسوده زیستن نخست باید ساده‏زیست بود و از تجمّل دست شست؛ سپس باید چنان افق اندیشه را بالا برد که دانست هرگز جمالی بیرون از جان انسان یافت نمی‏شود.
خداوند به مؤمنان مستضعف صدر اسلام می‏فرماید که شما در برابر ایمان و عمل صالح از حیات طیب برخوردارید: نعمت آزادی، پیروزی طیب است و آشنا بودن به شیوه صحیح زندگانی و قانعانه و ساده زیستن از مصادیق حیات طیب است، همان‏گونه که در روایات معصومان(علیهم‌السلام) حیات طیب به قناعت تفسیر گردیده است: قال علی(علیه‌السلام): کفی بالقناعة مُلکاً و بحُسن الخُلق نعیماً و سُئِل (علیه‌السلام) عن قوله تعالی: ﴿فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیوةً طَیِّبَة﴾[۵۰]  فقال: هی القناعة.[۵۱]
خلاصه آنکه جامعه جاهل چیزی را از دست می‏دهد که مایه آرامش اوست و چیزی را جمع کرده و به آن اعتماد دارد و بر آن پایه خرسند است که سبب ناآرامی او است. آن ترک ناروا و این جذب نابجا اضطراب‏آور است و چنین جامعه‏ای بین دو جدار فشار دهنده و دو بند مهارکننده گرفتار می‏شود. آنکه این بندها را بشناساند و راه برونرفت از آن‏ها را بیاموزاند و شیوه عملی آن را اراده کند انسان کامل است: ﴿ویَضَعُ عَنهُم اِصرَهُم والاغللَ الَّتی کانَت عَلَیهِم﴾.[۵۲]  حضرت ختمی امامت(عج) همانند حضرت ختمی نبوت‏صلی الله علیه و آله و سلم عهده‏دار چنین هدایت است.

پاورقی: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱  - کتاب امام مهدی موجود موعود، تالیف حضرت آیت الله جوادی آملی، خلاصه صفحات۱۰۳ تا۱۲۱ و صفحات ۵۸-۶۱
۲  ـ سوره قصص، آیه ۵/
۳  ـ الغیبه،طوسی، ص۱۹۱؛ بحار الانوار، ج۳۶، ص۳۷۰/
۴  ـ همان.
۵  ـ الکافی، ج ۱، ص ۴۶۷؛ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷۷/
۶  ـ ر.ک: اقبال الاعمال، ص ۲۱۴/
۷  ـ الامالی، طوسی، ص۲۹۷؛ وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۰۶/
۸  ـ فضائل الأشهر الثلاثه؛ ص۶۱؛ بحار الانوار، ج ۹۴، ص ۸۶/
۹  ـ الامالی، طوسی، ص ۲۹۷؛ مصباح المتهجد، ص۷۶۲؛ بحار الانوار، ج۹۴، ص۸۵/
۱۰  ـ الامالی، طوسی، ص ۲۹۷/
۱۱  ـ فضائل الأشهر الثلاثه، ص۶۲؛ بحار الانوار، ج۹۴، ص۸۹/
۱۲  ـ ر.ک: الکافی، ج۱، ص۵۲۹؛ الخصال، ص ۴۷۷/
۱۳  ـ سوره مائده، آیه ۱۳/
۱۴  ـ ر.ک: شرح قوشچی، ط. رحلی، ص ۴۷۴/
۱۵  ـ سوره بقره، آیه ۳۳/
۱۶  ـ سوره فاطر، آیه ۴۱/
۱۷  ـ البلد الامین، ص ۳۰۲؛ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۵/
۱۸  ـ البلد الامین، ص ۱۸۸/
۱۹  ـ مصباح المتهجد، ص ۷۴۰؛ اقبال الاعمال، ص ۱۴۵/
۲۰  ـ ر.ک: مفردات، ص ۲۹۴؛ ر.ک: المصباح المنیر، ص ۱۷۸، «خ ل ف».
۲۱  ـ سوره بقره، آیه ۳۰/
۲۲  ـ البلد الامین، ص ۲۸۴؛ الکافی، ج۴، ص۵۷۰/
۲۳  ـ الکافی، ج۱، ص۲۰۷/
۲۴  ـ سوره حدید، آیه ۳/
۲۵  ـ سوره حدید، آیه ۴/
۲۶  ـ مصباح المتهجد، ص ۷۴۰؛ اقبال الاعمال، ص ۱۴۵/
۲۷  ـ الکافی، ج ۱، ص ۳۳۷/
۲۸  ـ مناقب آل ابی‏طالب، ج ۴، ص ۷۴ و بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۰۵/ شیخ مفید و شیخ طوسی نیز با اندکی اختلاف از امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) نقل می‏کنند. الامالی، مفید، ص۳۴۸؛ الامالی، طوسی، ص۱۲۱/
۲۹  ـ اقبال الاعمال، ص ۶۰۶/
۳۰  ـ سوره بقره، آیه ۳۱/
۳۱  ـ سوره بقره، آیه ۱۲۹؛ سوره آل‏عمران، آیه ۱۶۴؛ سوره جمعه، آیه ۲/
۳۲  ـ سوره بقره، آیه ۳۳/
۳۳  ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸/
۳۴  ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸/
۳۵  ـ سوره حدید، آیه ۳/
۳۶  ـ سوره حدید، آیه ۴/
۳۷  ـ سوره صافات، آیه ۱۶۴/
۳۸  ـ سوره نساء، آیه ۱۲۶/
۳۹  ـ سوره نساء، آیه ۳۳/
۴۰  ـ سوره صافات، آیه ۷۹/
۴۱  ـ سوره مریم، آیه ۳۳/
۴۲  ـ الاحتجاج، ج۲، ص ۵۹۳ ـ ۵۹۲/
۴۳  ـ مفاتیح الجنان، «دعای عدیله».
۴۴  ـ تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۳۰۸/
۴۵  ـ سوره حدید، آیه ۱۷/
۴۶  ـ سوره انبیاء،آیه ۳۰/
۴۷  ـ سوره انفال، آیه ۲۴/
۴۸  ـ کمال الدین، ج۲، ص ۸۱؛ مناقب آل ابی‏طالب، ج۳، ص۲۵۱ ـ ۲۵۰؛ بحار الانوار، ج۳۲، ص۳۳۱/
۴۹  ـ کمال الدین، ج ۲، ص ۳۸۵/
۵۰  ـ سوره نحل، آیه ۹۷/
۵۱  ـ نهج البلاغه، حکمت ۲۲۹/
۵۲  ـ سوره اعراف، آیه ۱۵۷/


فرستاده شده در امام زمان (عج) |


یک پاسخ برای “امام زمان، عصاره خلقت”

  1. توسط salavat در مرداد ۲۱, ۱۳۸۸ | پاسخ

    ان شاء الله عاقبت بخیرشین

ارسال نظر